فرسایش زرادخانه آمریکا پس از جنگ ایران؛

بازسازی قدرت موشکی واشنگتن سال‌ها زمان می‌برد

تاریخ انتشار: ۸ خرداد ۱۴۰۵

گزارش تازه اندیشکده Center for Strategic and International Studies که توسط خبرگزاری Associated Press منتشر شده، تصویری کم‌سابقه از فشار جنگ ایران بر ذخایر راهبردی تسلیحات آمریکا ارائه می‌دهد. بر اساس این ارزیابی، ایالات متحده برای بازسازی موجودی چند سامانه کلیدی که در جنگ ایران به‌طور گسترده مصرف شدند، به چندین سال زمان نیاز خواهد داشت.

سه سامانه اصلی مورد اشاره عبارت‌اند از:

* موشک‌های کروز «تام‌هاوک» برای حملات دوربرد،
* رهگیرهای «پاتریوت» برای دفاع هوایی،
* و سامانه «تاد» یا THAAD برای رهگیری موشک‌های بالستیک در ارتفاع بالا.

گزارش می‌گوید آمریکا بیش از هزار فروند موشک تام‌هاوک در جنگ ایران شلیک کرده و بازگشت ذخایر به سطح پیش از جنگ احتمالاً تا اواخر ۲۰۳۰ طول خواهد کشید. همچنین جایگزینی رهگیرهای تاد و پاتریوت نیز تا حوالی ۲۰۲۹ زمان می‌برد.

همزمان، نگرانی اصلی پنتاگون دیگر فقط جنگ خاورمیانه نیست، بلکه احتمال کاهش آمادگی آمریکا برای یک رویارویی احتمالی در غرب اقیانوس آرام و پیرامون تایوان است. گزارش CSIS تصریح می‌کند که کاهش ذخایر، «پنجره‌ای از آسیب‌پذیری» برای آمریکا ایجاد کرده است.

تحلیل فنی:

این گزارش یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های جنگ‌های مدرن را آشکار می‌کند: «مصرف تسلیحات پیشرفته بسیار سریع‌تر از توان بازتولید صنعتی است.»

در جنگ‌های کلاسیک قرن بیستم، صنایع نظامی می‌توانستند با افزایش شیفت‌های کاری، تولید تانک و مهمات را به‌سرعت بالا ببرند. اما در جنگ‌های نسل جدید، هر موشک عملاً یک سامانه فوق‌پیچیده الکترونیکی، نرم‌افزاری و سنسوری است.

برای مثال:

* موشک تام‌هاوک دارای سامانه هدایت ماهواره‌ای، ناوبری تطبیقی زمین، موتور توربوفن و پردازنده‌های مقاوم در برابر جنگ الکترونیک است.
* رهگیرهای پاتریوت از رادار آرایه فازی و الگوریتم‌های رهگیری همزمان چند هدف استفاده می‌کنند.
* سامانه تاد برای انهدام موشک بالستیک در خارج یا لبه جو طراحی شده و فناوری «اصابت مستقیم» یا Hit-to-Kill دارد؛ یعنی بدون سرجنگی انفجاری و صرفاً با انرژی برخورد هدف را نابود می‌کند.

این سطح از پیچیدگی باعث می‌شود که گلوگاه اصلی، فقط خط مونتاژ نهایی نباشد، بلکه صدها پیمانکار فرعی، تراشه‌های خاص، حسگرهای مادون قرمز، پیشرانه‌ها و مواد مرکب پیشرفته نیز درگیر باشند.

نکته بسیار مهم آن است که آمریکا طی سه دهه گذشته، پس از فروپاشی شوروی، تولید مهمات را بر مبنای «جنگ‌های کوتاه منطقه‌ای» تنظیم کرده بود. در نتیجه، تیراژ تولید پایین اما فناوری بسیار بالا بود. اکنون جنگ ایران و پیش‌تر جنگ اوکراین نشان داده‌اند که جنگ‌های مدرن می‌توانند نرخ مصرفی مشابه جنگ‌های فرسایشی قرن بیستم ایجاد کنند؛ اما با تسلیحاتی که تولیدشان چندین برابر پیچیده‌تر است.

تحلیل استراتژیک:

پیام واقعی این گزارش، صرفاً کمبود موشک نیست؛ بلکه ورود آمریکا به مرحله «فشار همزمان چندجبهه‌ای» است.

واشنگتن اکنون باید همزمان:

* ذخایر مصرف‌شده در جنگ ایران را بازسازی کند،
* تعهدات دفاعی خود در اروپا و اوکراین را حفظ نماید،
* بازدارندگی در برابر چین را نگه دارد،
* و سامانه‌های دفاعی مورد نیاز متحدان آسیایی و خاورمیانه‌ای را نیز تأمین کند.

این یعنی آمریکا وارد دوره‌ای شده که در آن «اقتصاد جنگ» دوباره به عنصر تعیین‌کننده قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل می‌شود.

در دوران پساجنگ سرد، آمریکا بر این فرض حرکت می‌کرد که برتری فناوری، جایگزین عمق ذخایر خواهد شد. اما اکنون مشخص شده که حتی پیشرفته‌ترین ارتش جهان نیز بدون ظرفیت صنعتی عظیم و ذخایر عمیق مهمات، در برابر جنگ‌های پرشدت دچار فرسایش می‌شود.

از منظر چین، این وضعیت به‌دقت رصد خواهد شد. پکن احتمالاً نتیجه می‌گیرد که هر جنگ منطقه‌ای بزرگ می‌تواند بخشی از ظرفیت بازدارندگی آمریکا در آسیا را مستهلک کند. به همین دلیل، مفهوم «جنگ فرسایشی غیرمستقیم» اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ یعنی درگیر شدن آمریکا در بحران‌هایی که بدون شکست نظامی مستقیم، ذخایر و تمرکز راهبردی واشنگتن را تحلیل می‌برد.

همزمان، این گزارش نشان می‌دهد که نبرد آینده میان قدرت‌های بزرگ، بیش از آنکه صرفاً رقابت ارتش‌ها باشد، رقابت میان «ظرفیت‌های صنعتی – فناورانه» خواهد بود. کشوری که بتواند سریع‌تر تولید کند، در جنگ بلندمدت دست بالا را خواهد داشت.

تحلیل اجرایی (Executive Insight):

گزارش CSIS در عمل اعترافی غیرمستقیم به یک واقعیت مهم است:
«قدرت نظامی پایدار بدون زیرساخت صنعتی پایدار ممکن نیست.»

آمریکا اکنون ناچار خواهد شد:

* خطوط تولید تسلیحات راهبردی را چند برابر کند،
* زنجیره تأمین داخلی را بازسازی نماید،
* وابستگی به تأمین‌کنندگان محدود را کاهش دهد،
* و مدل ذخیره‌سازی مهمات خود را از نو تعریف کند.

همچنین احتمال می‌رود طی سال‌های آینده شاهد موارد زیر باشیم:

* جهش تاریخی بودجه صنایع دفاعی آمریکا،
* قراردادهای چندساله تضمین خرید برای شرکت‌هایی مانند RTX Corporation و Lockheed Martin،
* انتقال بخشی از تولیدات نظامی به مدل «اقتصاد آماده جنگ»،
* و افزایش شدید سرمایه‌گذاری روی تولید نیمه‌هادی‌ها و قطعات الکترونیکی نظامی.

در واقع، جنگ ایران فقط یک درگیری منطقه‌ای نبود؛ بلکه آزمونی واقعی برای ظرفیت صنعتی و پایداری لجستیکی ماشین جنگی آمریکا محسوب می‌شد.

تحلیل سیاسی:

این گزارش شکاف سیاسی در واشنگتن را نیز تشدید کرده است.

دموکرات‌ها معتقدند ورود آمریکا به جنگ ایران بدون مجوز رسمی کنگره، هزینه‌ای راهبردی برای توان نظامی کشور ایجاد کرده و ذخایر حساس را فرسوده است. در مقابل، جمهوری‌خواهان تأکید می‌کنند که کاهش ذخایر، ریشه در سال‌ها تولید محدود و همچنین ارسال گسترده تجهیزات به اوکراین دارد.

دولت Donald Trump تلاش می‌کند با بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری و فشار بر صنایع نظامی، تصویر «توان بازسازی سریع» را حفظ کند؛ اما گزارش CSIS تأکید می‌کند که مشکل اصلی دیگر پول نیست، بلکه «زمان» است.

مهم‌تر آنکه، این وضعیت می‌تواند بر اعتماد متحدان آمریکا نیز اثر بگذارد. هرچه زمان تحویل سامانه‌های پاتریوت، تاد و سایر تسلیحات بیشتر شود، برخی متحدان ممکن است درباره اتکای کامل به زنجیره تأمین نظامی آمریکا تجدیدنظر کنند.

همچنین بخوانید:جهش بهای بنزین بریتانیا به بالاترین سطح از سال ۲۰۲۲

۵/۵ - (۱ امتیاز)
منبع: apnews
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.