چرا شرکت‌های نفتی بزرگ جهان همچنان سودهای کلان ثبت می‌کنند؟

تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۴۰۴

با وجود افت حدود ۱۵ دلاری قیمت نفت نسبت به اوج سالانه، چهار شرکت بزرگ نفتی جهان – اکسون‌موبیل، شورون، شل و توتال‌انرژیز – در سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۵ مجموعاً بیش از ۲۱ میلیارد دلار سود خالص کسب کردند.

این سودآوری چشمگیر در شرایط بازار نزولی، حاصل ترکیبی از کاهش هزینه‌های ساختاری، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، افزایش تولید در میادین کم‌هزینه، و تقویت بخش تجارت انرژی است.

اکسون با صرفه‌جویی ساختاری بیش از ۱۴ میلیارد دلار از سال ۲۰۱۹ تاکنون و کاهش نقطه‌ی سربه‌سر خود به حدود ۴۰ دلار در هر بشکه، موفق شده در بازارهای پرنوسان نیز سودآور بماند. این شرکت تولید خود را به ۴.۷ میلیون بشکه معادل نفت در روز رسانده که شامل ۱.۷ میلیون بشکه از حوزه پرمیان و بیش از ۷۰۰ هزار بشکه از گویانا است. میدان «Yellowtail» نیز چهار ماه زودتر از برنامه به تولید رسیده و ظرفیت گویانا را به ۹۰۰ هزار بشکه در روز افزایش داده است.

شورون نیز با ثبت رکورد ۴.۰۹ میلیون بشکه معادل نفت در روز، تولید خود را نسبت به سال گذشته ۲۱ درصد افزایش داده است؛ امری که اثر افت قیمت نفت را بر درآمد خنثی کرده و نشانگر اهرم عملیاتی بالا در بهره‌برداری از دارایی‌هاست.

در اروپا، شل و توتال‌انرژیز با اتکا بر قدرت بخش‌های تجارت و بهینه‌سازی بازار (Trading & Optimization) از نوسانات ناشی از تحریم‌های جدید آمریکا علیه روس‌نفت و لوک‌اویل بهره‌برداری کرده‌اند. بخش معاملات نفتی شل سالانه حدود ۱ میلیارد دلار سود ایجاد می‌کند، در حالی‌که توتال‌انرژیز از تجارت یکپارچه‌ی انرژی (برق و گاز) در سه‌ماهه سوم حدود ۸۰۰ میلیون دلار سود به‌دست آورد.

در کنار مدیریت هزینه و تولید پایدار، هر چهار غول نفتی با تداوم سیاست بازگشت سرمایه به سهام‌داران از طریق سود نقدی و بازخرید سهام، ارزش بازار خود را تثبیت کرده‌اند؛ اکسون در سه‌ماهه سوم بیش از ۹ میلیارد دلار به سهام‌داران بازگردانده و شل برای شانزدهمین فصل متوالی بازخرید بیش از ۳ میلیارد دلار را اعلام کرده است.

تحلیل فنی (Technical Analysis)

۱. تاب‌آوری عملیاتی بالا: کاهش مستمر هزینه‌های عملیاتی و دیجیتالی‌سازی فرآیندها، نقطه‌ی سربه‌سر پروژه‌ها را ۱۰ تا ۱۵ دلار پایین‌تر آورده است؛ این امر باعث می‌شود شرکت‌ها حتی با نفت ۶۰ دلاری نیز سودده بمانند.

۲. افزایش کارایی میادین کلیدی: تمرکز بر حوزه‌های پربازده مانند پرمیان، گویانا و پروژه‌های آفشور غرب آفریقا موجب حفظ ضریب برداشت بالا و کاهش CAPEX به ازای هر بشکه تولیدی شده است.

۳. اهرم مالی از حجم تولید: رشد تولید به‌ویژه در آمریکا، افت حاشیه سود ناشی از کاهش قیمت را جبران کرده است. شورون با کاهش تعداد دکل‌ها، اما افزایش بازده حفاری، رکورد تولید ثبت کرد.

۴. قدرت تجارت انرژی: شل و توتال‌انرژیز با شبکه‌ی تجارت جهانی و دسترسی به داده‌های لحظه‌ای بازار، از نوسانات قیمتی ناشی از تحریم‌ها و کمبود عرضه سود بردند — نقطه‌ی تمایز اصلی با اکسون و شورون که در تجارت محتاط‌ترند.

تحلیل راهبردی (Strategic Analysis)

۱. مدل تاب‌آور و متنوع: استراتژی ترکیبی میان کاهش هزینه، حفظ تولید و توسعه‌ی تجارت انرژی موجب شده نفتی‌های بزرگ در هر دو سناریوی بازار (افزایشی یا کاهشی) سودده بمانند.

۲. تغییر رویکرد نسبت به سرمایه‌گذاری‌های تجدیدپذیر: هرچند سرمایه‌گذاری در انرژی‌های پاک ادامه دارد، تمرکز کوتاه‌مدت این شرکت‌ها بر بازده نقدی و تقویت ترازنامه است، نه گسترش پرتفوی سبز.

۳. بهره‌برداری از نوسانات ژئوپلیتیک: تحریم‌های انرژی علیه روسیه بازارهای منطقه‌ای را چندپاره کرده و فرصت آربیتراژ را افزایش داده است؛ شرکت‌های اروپایی با شبکه‌ی لجستیکی گسترده بیشترین بهره را از این شرایط می‌برند.

تحلیل اجرایی (Executive Insight)

• پایداری سود در بازار ناپایدار: مدیران مالی باید تمرکز خود را بر کاهش نقطه‌ی سربه‌سر و افزایش انعطاف تولید قرار دهند؛ شرکت‌هایی با breakeven زیر ۴۵ دلار در موقعیت امن‌تری قرار دارند.

• توسعه واحدهای Trading داخلی: تجربه‌ی شل و توتال نشان می‌دهد که ایجاد تیم‌های تخصصی برای معاملات فیزیکی و مالی انرژی می‌تواند سودآوری کل را تا دو برابر افزایش دهد.

• بازگشت سرمایه به سهام‌داران به‌عنوان ابزار ثبات: سیاست منظم بازخرید سهام و پرداخت سود نقدی، اعتماد بازار و سرمایه‌گذاران نهادی را حفظ می‌کند و در بلندمدت از ارزش شرکت محافظت می‌نماید.

تحلیل سیاسی (Political Analysis)

در فضای تحریم‌های متقابل و بحران غزه، بازار جهانی نفت با دو پدیده‌ی هم‌زمان روبه‌رو است:

• محدودیت عرضه از روسیه و ایران که بازارهای منطقه‌ای را متلاطم کرده و شرکت‌های دارای شبکه‌ی توزیع جهانی (نظیر شل و توتال) را در موقعیت ممتاز قرار داده است.

• فشار سیاسی دولت‌های غربی برای مالیات بر سودهای بادآورده (Windfall Tax) که می‌تواند در آینده سود خالص شرکت‌ها را کاهش دهد، هرچند تاکنون مقاومت لابی‌های صنعتی مانع از اعمال گسترده آن شده است.

در مجموع، شرکت‌های نفتی بزرگ جهان با دیجیتالی‌سازی عملیات، بهینه‌سازی پرتفوی تولید، توسعه‌ی تجارت انرژی و سیاست‌های مالی منضبط توانسته‌اند ساختار خود را از وابستگی صرف به قیمت نفت جدا کرده و در بازارهای کم‌رمق نیز سودآوری خود را حفظ کنند — مدلی که می‌توان آن را «تاب‌آوری هوشمند در زنجیره‌ی انرژی جهانی» نامید.

۵/۵ - (۱ امتیاز)
منبع: سایت اویل پرایس
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.