در روزهایی که جامعه زیر فشار بحران‌های اقتصادی، ناامنی روانی و شرایط دشوار جنگی نفس می‌کشد، نخستین انتظار مردم از مدیران و مسئولان، عدالت و حفظ کرامت انسانی است، نه آنکه قربانیان فساد، هزینه افشای آن را بپردازند.

در یکی از شرکت‌های بزرگ شیراز، وابسته به «تاپیکو» و «شستا»، سال‌ها تخلفات گسترده‌ای جریان داشت که صدای اعتراض بسیاری را خاموش کرده بود. در نهایت، با پیگیری‌ها، ارائه اسناد و همراهی نهادهای نظارتی از جمله بازرسی کل و بازرسی شستا، مدیرعامل وقت برکنار شد؛ اقدامی که نشان داد امکان مقابله با فساد، هرچند دشوار، همچنان ممکن است.

اما پرسش اصلی امروز این است: چرا کسانی که قربانی فضای ناسالم مدیریتی شدند، هنوز باید تاوان بدهند؟ کارگرانی که سال‌ها زحمت کشیده‌اند، اکنون با سفره‌های کوچک‌تر، اجاره‌های عقب‌افتاده و شرمندگی در برابر خانواده دست‌وپنج نرم می‌کنند؛ جرمشان تنها این بود که در برابر فساد سکوت نکرده یا قربانی تسویه‌های ناعادلانه شده‌اند.

مدیرعامل جدید، انسانی توانمند و دلسوز است، اما هیچ مدیری نمی‌تواند معجزه کند. اصلاح واقعی تنها با تغییر تابلوها یا جابه‌جایی مدیران حاصل نمی‌شود. عدالت زمانی محقق می‌شود که حقوق تضییع‌شده بازگردانده شود، کارکنان اخراجی به محل کار بازگردند و سازمان با بودجه و منابع کافی، مسیر رشد و اصلاح را ادامه دهد. حمایت از مدیرعامل شایسته، نه یک انتخاب، بلکه ضرورت است؛ بدون آن، حتی بهترین مدیران هم نمی‌توانند عدالت و بازسازی را تحقق بخشند.

امروز جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند این پیام روشن است: مبارزه با فساد نباید به نابودی زندگی بی‌گناهان ختم شود. رسانه‌ها، افکار عمومی و نهادهای مسئول باید صدای این مطالبه انسانی، قانونی و اخلاقی باشند: بازگرداندن قربانیان فساد و تأمین منابع لازم برای احیای سازمان و حفظ کرامت انسانی آنان.


همچنین بخوانید؛ چرخه تقابل و فرصت‌سوزی

۴.۲/۵ - (۲۶ امتیاز)