وقتی مبارزه با فساد به اخراج بیگناهان ختم میشود
شیدا آریاییپور، پژوهشگر حقوقی
در روزهایی که جامعه زیر فشار بحرانهای اقتصادی، ناامنی روانی و شرایط دشوار جنگی نفس میکشد، نخستین انتظار مردم از مدیران و مسئولان، عدالت و حفظ کرامت انسانی است، نه آنکه قربانیان فساد، هزینه افشای آن را بپردازند.
در یکی از شرکتهای بزرگ شیراز، وابسته به «تاپیکو» و «شستا»، سالها تخلفات گستردهای جریان داشت که صدای اعتراض بسیاری را خاموش کرده بود. در نهایت، با پیگیریها، ارائه اسناد و همراهی نهادهای نظارتی از جمله بازرسی کل و بازرسی شستا، مدیرعامل وقت برکنار شد؛ اقدامی که نشان داد امکان مقابله با فساد، هرچند دشوار، همچنان ممکن است.
اما پرسش اصلی امروز این است: چرا کسانی که قربانی فضای ناسالم مدیریتی شدند، هنوز باید تاوان بدهند؟ کارگرانی که سالها زحمت کشیدهاند، اکنون با سفرههای کوچکتر، اجارههای عقبافتاده و شرمندگی در برابر خانواده دستوپنج نرم میکنند؛ جرمشان تنها این بود که در برابر فساد سکوت نکرده یا قربانی تسویههای ناعادلانه شدهاند.
مدیرعامل جدید، انسانی توانمند و دلسوز است، اما هیچ مدیری نمیتواند معجزه کند. اصلاح واقعی تنها با تغییر تابلوها یا جابهجایی مدیران حاصل نمیشود. عدالت زمانی محقق میشود که حقوق تضییعشده بازگردانده شود، کارکنان اخراجی به محل کار بازگردند و سازمان با بودجه و منابع کافی، مسیر رشد و اصلاح را ادامه دهد. حمایت از مدیرعامل شایسته، نه یک انتخاب، بلکه ضرورت است؛ بدون آن، حتی بهترین مدیران هم نمیتوانند عدالت و بازسازی را تحقق بخشند.
امروز جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند این پیام روشن است: مبارزه با فساد نباید به نابودی زندگی بیگناهان ختم شود. رسانهها، افکار عمومی و نهادهای مسئول باید صدای این مطالبه انسانی، قانونی و اخلاقی باشند: بازگرداندن قربانیان فساد و تأمین منابع لازم برای احیای سازمان و حفظ کرامت انسانی آنان.
همچنین بخوانید؛ چرخه تقابل و فرصتسوزی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
سلام خدمت همگی
ماجرای بالا کاملا واقعی هست
گرچه مقاله با قلم شیرین خانم آریایی پور نوشته شده است ولی هر کلمه یادآور تلخی هاییست که بر ما گذشت و همچنان ادامه دارد
وقتی صادقانه و برحسب تعهد خود ملزم به عدم تبعیت از فساد می پنداشتم ، هرگز فکر نمی کردم که برای تامین معیشت خانواده دچار مشکل بشوم
چرا که قبل از اینکه شمشیر عدالت بر گلوی فساد کشیده شود ، پتک عناد و رانت بر سر تعهد فرود آمد و هنوز هم بعد از گذشت دو سال از این وقایع ، سرنوشت متخلفان در هاله ای از ابهام هست و ظاهرا آزادانه در حال گذران زندگی و خندیدن به ریش عدالت هستند.
جایی که اعتراض به تخلف به ضرر خوده معترض باشه نتیجه ش میشه اینکه یا چشماشون رو ببندن و بخاطر اون بقول معروف آب باریکه حقوق سکوت کنن و تخلف رو ندیده بگیرن یا لاجرم وارد این موج لذت بخش متخلفین بشن
از چنین اجتماعی چه انتظاری میشه داشت
دو کفه این ترازو یکیش بیکاریه یکیش تخلف بیرون از این دو کفه وجود نداره
با سلام و خدا قوت
روزی که بعد از سال ها کار کردن و سختی کشیدن و تحمل کردن اون همه اختلاف حقوق و تفاوت گذاشتن بین پرسنل یک شبه من را از کار بیکار کردن به جرم اینکه مخبر نبودم و یا رفتارهای ناشایست بعضی از همکاران در وجود من نبود و انجام نمیدادم و صادقانه کار کردم و اصلافکر این رو نمیکردم که با این همه فشار اقتصادی من را شرمنده فرزندم و خانواده ام کنن هر زمان که آن روزهای سخت رو یاد آور میشوم مانند زخمی باز است که درون آن نمک میپاشند با وجود اینکه فرزند ایثار گر بودم اما این حق را مدیران آن زمان از من سلب کردن و هر ماه با وعده و وعید های کذب و گاهی اوقات با تهدید اخراج شدن و پرداخت نکردن حقوق من را آزار میدادند….هر زمان اعتراض کردم من را ناخواسته وارد حاشیه ای میکردند که خودشان سر دسته بودندهنگامی که تخلفاتشان را متوجه میشدیم به طریقی ما را آزار میدادندو بعد از گذشت حدودا ۲ سال با این وضعیت اقتصادی و جامعه که روز به روز برای افرادی مثل من سخت و سخت تر خواهد شد و لذت آن را سودجویان این شرکت میبرند
اما در آخر میتوان از تلاش های خانم آریایی عزیز تشکر کرد که بنده به شخصه همیشه مدیون تلاش های شبانه روزی ایشان هستم و خدا قوت به ایشان میگویم

ارسال نظر شما