شیدا آریایی‌پور – پژوهشگر حقوقی

روزنامه صمت؛ برخی معتقدند روابط خارجی ایران به‌وضوح گرفتار یک چرخه فرسایشی از بی‌اعتمادی متقابل و فرصت‌سوزی شده است؛ چرخه‌ای که در آن، سوءتفاهم‌ها، نگاه‌های ایدئولوژیک، تصمیم‌های مقطعی و نبود یک راهبرد منسجم، مانع از بهره‌گیری کامل از ظرفیت‌های بین‌المللی شده است.

ایران با توجه به سابقه تمدنی، منابع عظیم انرژی، جمعیت قابل توجه و موقعیت ژئوپلیتیکی، ظرفیت بالایی برای اثرگذاری در عرصه جهانی دارد، اما در سال‌های گذشته نتوانسته از این توان در مدیریت دیپلماسی خود آن‌گونه که باید بهره‌برداری کند.

سیاست خارجی ایران همواره میان دو قطب متفاوت در نوسان بوده است؛ از یک سو تلاش برای تعامل مشروط و حفظ هویت مستقل و از سوی دیگر تأکید بر مقاومت و تقابل با برخی قدرت‌ها. این وضعیت اگرچه در برخی مقاطع توانسته استقلال سیاسی کشور را حفظ کند، اما در عمل زمینه‌ساز شکل‌گیری نوعی بی‌ثباتی در روابط خارجی شده است.

یکی از پیامدهای این وضعیت، کاهش اعتماد متقابل میان ایران و بسیاری از بازیگران بین‌المللی است. سرمایه‌گذاران خارجی، شرکت‌های بزرگ و حتی دولت‌ها معمولاً به دنبال محیطی با ثبات، قابل پیش‌بینی و مبتنی بر قواعد روشن هستند. زمانی که توافقات در معرض توقف، تعلیق یا تفسیرهای متناقض قرار می‌گیرند، طبیعی است که رغبت برای همکاری‌های بلندمدت کاهش یابد.

پیامد این بی‌اعتمادی را می‌توان در کاهش سرمایه‌گذاری خارجی، محدود شدن همکاری‌های فناورانه، دشوارتر شدن تعاملات بانکی و افزایش هزینه‌های مبادلات اقتصادی مشاهده کرد. هرچند بخشی از این مشکلات ناشی از تحریم‌های خارجی است، اما بخشی دیگر به نحوه مواجهه داخلی با این چالش‌ها و نبود اجماع در سیاست‌گذاری بازمی‌گردد.

از سوی دیگر، ایران در بسیاری از موارد به جای استفاده از ظرفیت دیپلماسی هوشمند و چندلایه، درگیر واکنش‌های احساسی و کوتاه‌مدت شده است. در دنیای امروز، قدرت تنها در ابزارهای نظامی یا اقتصادی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه توانایی شکل‌دهی به روایت‌ها، مدیریت افکار عمومی و ایجاد ائتلاف‌های پایدار نیز بخشی از قدرت ملی محسوب می‌شود.

در چنین شرایطی، ایران می‌تواند با بازنگری در برخی رویکردها، تقویت دیپلماسی اقتصادی و افزایش شفافیت در سیاست خارجی، زمینه بازسازی اعتماد و توسعه همکاری‌های بین‌المللی را فراهم کند.

جهان امروز بیش از هر زمان دیگری بر پایه پیش‌بینی‌پذیری، اعتماد و ثبات حرکت می‌کند. ایران نیز همانند بسیاری از کشورها برای دستیابی به رشد و رفاه پایدار، نیازمند سیاست خارجی مبتنی بر واقع‌گرایی، عقلانیت حقوقی و تأمین منافع ملی است.

ادامه چرخه تقابل و واکنش‌های مقطعی، نه‌تنها فرصت‌های اقتصادی و فناورانه را محدود می‌کند، بلکه می‌تواند هزینه‌های بیشتری را نیز بر کشور تحمیل کند.


همچنین بخوانید؛ اقتصاد روی مین