اختلال در هرمز، ترمز توسعه پالایش چین را کشید
در یکی از نخستین پیامدهای مهم جنگ ایران و اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز بر صنایع پاییندستی خارج از منطقه خلیج فارس، چین ناچار شده است راهاندازی یا بازگشایی حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز ظرفیت پالایشی را به تعویق بیندازد.
به گزارش پتروشیمی ها؛ این تأخیر شامل دو پروژه مهم است:
* پالایشگاه جدید شرکت «هواجین آرامکو پتروشیمی» با ظرفیت ۳۰۰ هزار بشکه در روز در شمالشرق چین که بهرهبرداری آن از سهماهه دوم سال به سهماهه سوم منتقل شده است.
* واحد فرآورش نفت خام پالایشگاه دالیان متعلق به پتروچاینا با ظرفیت ۲۰۰ هزار بشکه در روز که برنامه راهاندازی مجدد آن فعلاً بهطور نامحدود به تعویق افتاده است.
پروژه هواجین یکی از بزرگترین سرمایهگذاریهای پالایشی در حال توسعه چین محسوب میشود و بر اساس قرارداد بلندمدت، قرار است روزانه حدود ۲۱۰ هزار بشکه نفت خام از عربستان سعودی دریافت کند.
همزمان، آمارهای مؤسسه «کپلر» نشان میدهد واردات نفت خام چین از ۱۱٫۳۹ میلیون بشکه در روز در ماه فوریه به ۶٫۳۶ میلیون بشکه در روز در ماه مه سقوط کرده است؛ یعنی بیش از ۴۴ درصد کاهش.
با وجود این افت شدید واردات، پالایشگاههای چین همچنان نزدیک به ۱۳٫۵ میلیون بشکه در روز نفت را فرآورش میکنند. این اختلاف عمدتاً از طریق برداشت از ذخایر عظیم نفتی که طی سالهای اخیر انباشته شده بود جبران شده است.
برآورد تحلیلگران نشان میدهد چین پیش از آغاز جنگ حدود یک میلیارد بشکه نفت خام در ذخایر راهبردی و تجاری خود ذخیره کرده بود و همچنان نیز ظرفیتهای ذخیرهسازی جدیدی را توسعه میداد.
تحلیل فنی
نکته مهم این خبر، کاهش واردات نفت خام نیست؛ بلکه تأثیر آن بر تصمیمات سرمایهگذاری در بخش پالایش است.
پالایشگاهها زمانی راهاندازی میشوند که سه عامل همزمان وجود داشته باشد:
۱. دسترسی مطمئن به خوراک نفت خام
2. حاشیه سود مناسب پالایش
3. ثبات نسبی بازار محصولات نفتی
اختلال در هرمز عملاً هر سه عامل را تحت فشار قرار داده است.
پالایشگاه هواجین بر پایه دریافت نفت خام خاورمیانه طراحی شده و هرگونه تردید در دسترسی پایدار به خوراک، ریسک راهاندازی آن را افزایش میدهد. در چنین شرایطی شرکتها ترجیح میدهند آغاز بهرهبرداری را به تعویق بیندازند تا از زیانهای احتمالی جلوگیری شود.
از سوی دیگر، افت شدید واردات در کنار تداوم نرخ بالای پالایش نشان میدهد که چین وارد مرحله مصرف ذخایر استراتژیک شده است. این وضعیت در کوتاهمدت قابل مدیریت است، اما در بلندمدت نمیتواند جایگزین جریان مستمر واردات نفت خام باشد.
نکته فنی مهم دیگر آن است که ذخایر نفتی اگرچه امنیت عرضه ایجاد میکنند، اما برای پشتیبانی از رشد ظرفیت پالایشی طراحی نشدهاند. بنابراین هرچه اختلالات طولانیتر شود، فشار بیشتری بر صنعت پالایش چین وارد خواهد شد.
تحلیل استراتژیک
این خبر نشان میدهد که اثرات جنگ دیگر صرفاً به بازار نفت خام محدود نیست و اکنون به زنجیره پاییندستی انرژی نیز سرایت کرده است.
تا پیش از این، بازار عمدتاً بر قیمت نفت خام تمرکز داشت؛ اما اکنون توسعه ظرفیت پالایشی، تجارت فرآوردهها و سرمایهگذاریهای صنعتی نیز تحت تأثیر قرار گرفتهاند.
برای چین، مسئله اصلی تنها کمبود نفت نیست؛ بلکه حفظ امنیت انرژی در شرایطی است که بخش قابل توجهی از واردات آن از خلیج فارس تأمین میشود.
از منظر راهبردی، سه پیام مهم قابل مشاهده است:
* ارزش ذخایر راهبردی نفت بیش از گذشته آشکار شده است.
* وابستگی پالایشگاههای جدید به نفت خاورمیانه به یک ریسک عملیاتی تبدیل شده است.
* احتمال تسریع در تنوعبخشی منابع تأمین نفت خام افزایش یافته است.
همچنین این رویداد نشان میدهد که اختلال در هرمز میتواند حتی در شرق آسیا موجب تأخیر در سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری شود؛ موضوعی که پیش از این کمتر مشاهده شده بود.
تحلیل سیاسی
تعویق پروژههای پالایشی چین نشاندهنده آن است که بحران هرمز از یک مسئله منطقهای به یک موضوع جهانی تبدیل شده است.
هرچه اثرات اقتصادی جنگ به کشورهای بیشتری منتقل شود، فشار بینالمللی برای بازگرداندن ثبات به مسیرهای انرژی افزایش خواهد یافت.
چین به عنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان، اکنون نهتنها از منظر امنیت انرژی بلکه از منظر رشد صنعتی نیز تحت تأثیر قرار گرفته است. این موضوع میتواند انگیزه پکن را برای ایفای نقش فعالتر در تلاشهای دیپلماتیک مرتبط با امنیت کشتیرانی و جریان انرژی افزایش دهد.
همچنین این خبر نشان میدهد که حتی کشورهایی که مستقیماً در درگیری حضور ندارند، از طریق زنجیرههای تأمین انرژی با هزینههای اقتصادی قابل توجهی مواجه میشوند.
تحلیل اجرایی
تعویق ۵۰۰ هزار بشکه در روز ظرفیت پالایشی در چین، نخستین نشانه جدی از انتقال آثار جنگ از بازار نفت خام به بخش سرمایهگذاری و زیرساختهای انرژی جهان است.
کاهش ۴۴ درصدی واردات نفت خام چین تاکنون با اتکا به ذخایر عظیم نفتی جبران شده است؛ اما ادامه این وضعیت میتواند به تدریج بر برنامههای توسعه پالایش، تولید فرآوردههای نفتی و رشد صنعتی این کشور اثر بگذارد.
مهمترین پیام این خبر آن است که بحران هرمز دیگر صرفاً یک ریسک حملونقل دریایی یا افزایش قیمت نفت نیست، بلکه به عاملی تبدیل شده که میتواند زمانبندی پروژههای بزرگ انرژی جهان را تغییر دهد و بر تصمیمات سرمایهگذاری در صنعت پالایش تأثیر مستقیم بگذارد.
همچنین بخوانید؛ افزایش تولید اوپکپلاس؛ پیام ثبات به بازار در میانه محدودیت عرضه
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما