فرصتی بزرگ یا تلهای پرهزینه برای صنعت برق؟
نویسندگان این مقاله معتقدند که توسعه گسترده نیروگاههای گازسوز در آمریکا، در حالی که صادرات گاز طبیعی مایعشده نیز با سرعت در حال افزایش است، میتواند در دهههای آینده به یک بحران اقتصادی برای صنعت برق این کشور تبدیل شود.
بر اساس آمار ارائهشده، بیش از ۱۰۰ نیروگاه جدید گازسوز در آمریکا در حال ساخت است و اداره اطلاعات انرژی آمریکا پیشبینی کرده است که تقاضای داخلی گاز در سال آینده حدود ۶ درصد افزایش یابد. بخش مهمی از این رشد ناشی از افزایش مصرف مراکز داده و زیرساختهای مرتبط با هوش مصنوعی است.
نویسندگان استدلال میکنند که همزمانی افزایش مصرف داخلی گاز و رشد صادرات گاز طبیعی مایعشده، بازار گاز آمریکا را بیش از گذشته به بازار جهانی متصل خواهد کرد. نتیجه این روند، افزایش نوسانات قیمت گاز در داخل آمریکاست؛ نوساناتی که تاکنون در مقایسه با نفت بسیار محدودتر بودهاند.
به باور آنان، اگر قیمت گاز به دلیل تنشهای ژئوپلیتیکی، جنگها یا اختلالات عرضه در نقاط مختلف جهان دچار جهشهای متوالی شود، بسیاری از نیروگاههای جدید گازسوز ممکن است از نظر اقتصادی توجیهپذیری خود را از دست بدهند و پیش از پایان عمر طراحیشده خود به داراییهای کماستفاده یا حتی بلااستفاده تبدیل شوند.
مقاله همچنین به تجربه ایالت کالیفرنیا اشاره میکند که در آن سامانههای ذخیرهسازی انرژی مبتنی بر باتری توانستهاند بخشی از نیروگاههای گازی اوجبار را از بازار خارج کنند. نویسندگان معتقدند در صورت تکرار شوکهای قیمتی گاز، انرژیهای تجدیدپذیر و باتریها سریعتر از پیش جایگاه خود را در بازار برق تثبیت خواهند کرد.
تحلیل فنی
۱. ریسک واقعی در قیمت گاز نیست، بلکه در نوسان قیمت است
از دید مهندسی اقتصادی نیروگاهها، هزینه تولید برق از دو بخش اصلی تشکیل میشود:
* هزینه سرمایهگذاری اولیه
* هزینه سوخت
در نیروگاههای گازسوز، سوخت سهم بزرگی از هزینه تولید برق را تشکیل میدهد. حتی اگر متوسط قیمت گاز در بلندمدت بالا نرود، افزایش نوسانات قیمتی میتواند مدل اقتصادی نیروگاهها را مختل کند.
سرمایهگذاران معمولاً پروژههای نیروگاهی را بر مبنای سناریوهای نسبتاً باثبات قیمت سوخت طراحی میکنند. هرچه دامنه نوسان بیشتر شود، ریسک بازگشت سرمایه نیز افزایش مییابد.
۲. هوش مصنوعی و مراکز داده عامل اصلی موج جدید تقاضا هستند
رشد سریع مراکز داده مرتبط با هوش مصنوعی موجب افزایش شدید مصرف برق در آمریکا شده است.
در حال حاضر نیروگاههای گازسوز سه مزیت مهم دارند:
* قابلیت ساخت نسبتاً سریع
* دسترسی گسترده به سوخت
* توانایی تأمین برق پایدار شبانهروزی
به همین دلیل صنعت برق آمریکا فعلاً گاز را سریعترین راهحل برای پاسخگویی به رشد مصرف برق میداند.
۳. رقابت باتریها وارد مرحله جدیدی شده است
چند سال پیش باتریها تنها برای ذخیره انرژی کوتاهمدت کاربرد داشتند، اما کاهش هزینه فناوری ذخیرهسازی موجب شده است که بسیاری از نیروگاههای گازی اوجبار دیگر مزیت اقتصادی سابق را نداشته باشند.
اگر روند کاهش قیمت باتری ادامه یابد، حتی بخشی از بازار نیروگاههای گازسوز بارپایه نیز در معرض رقابت قرار خواهد گرفت.
۴. خطر داراییهای سرگردان
اصطلاح «دارایی سرگردان» یا «دارایی گرفتار» به سرمایهگذاریهایی گفته میشود که پیش از پایان عمر اقتصادی خود ارزش تجاریشان را از دست میدهند.
نگرانی اصلی نویسندگان این است که برخی نیروگاههای گازسوزی که امروز ساخته میشوند، ممکن است تا ده یا پانزده سال آینده دیگر نتوانند با انرژیهای تجدیدپذیر و سامانههای ذخیرهسازی رقابت کنند.
تحلیل استراتژیک
آمریکا در حال ورود به مرحله جدیدی از بازار گاز است
طی دو دهه گذشته مزیت بزرگ آمریکا، دسترسی به گاز ارزان ناشی از انقلاب شیل بود.
اکنون این مزیت در حال تغییر است زیرا:
* صادرات گاز طبیعی مایعشده به اروپا و آسیا افزایش یافته است.
* قیمتهای داخلی بیش از گذشته به بازار جهانی وابسته میشوند.
* شوکهای ژئوپلیتیکی جهان مستقیماً بر بازار آمریکا اثر خواهند گذاشت.
این موضوع به معنای پایان تدریجی دوران «جزیره گازی آمریکا» است؛ دورانی که بازار داخلی تا حد زیادی از تحولات جهانی مصون بود.
نبرد اصلی آینده میان گاز و تجدیدپذیرها خواهد بود
برخلاف تصور رایج، رقابت اصلی دیگر میان زغالسنگ و انرژیهای تجدیدپذیر نیست.
زغالسنگ در آمریکا بخش بزرگی از جایگاه خود را از دست داده است و اکنون رقابت اصلی میان:
* نیروگاههای گازسوز
* انرژی خورشیدی
* انرژی بادی
* سامانههای ذخیرهسازی برق
در جریان است.
هرچه نوسان قیمت گاز بیشتر شود، جذابیت اقتصادی منابع تجدیدپذیر افزایش خواهد یافت.
مسئله فقط انرژی نیست؛ امنیت اقتصادی نیز مطرح است
بازار برق به شدت نسبت به افزایش ناگهانی قیمت حساس است.
مصرفکنندگان خانگی و صنعتی میتوانند یک شوک قیمتی را تحمل کنند، اما تکرار چندباره آن معمولاً به فشار سیاسی، تغییر سیاستهای انرژی و حمایت گستردهتر از فناوریهای جایگزین منجر میشود.
تحلیل اجرایی (Executive Insight)
پیام اصلی این مقاله آن نیست که نیروگاههای گازسوز بهزودی از بین خواهند رفت؛ بلکه هشدار میدهد که صنعت برق آمریکا ممکن است در حال سرمایهگذاری سنگین روی فناوریای باشد که مزیت اقتصادی آن به اندازه گذشته پایدار نیست.
اگر سه روند زیر همزمان ادامه پیدا کنند:
* رشد صادرات گاز طبیعی مایعشده
* افزایش مصرف برق ناشی از هوش مصنوعی و مراکز داده
* کاهش مستمر هزینه باتریها و انرژیهای تجدیدپذیر
آنگاه بخشی از نیروگاههای گازسوزی که امروز ساخته میشوند، ممکن است در دهه ۲۰۳۰ با بازده اقتصادی بسیار پایین فعالیت کنند.
به بیان دیگر، صنعت برق آمریکا در حال انجام یک قمار بزرگ است؛ قمار بر این فرض که گاز طبیعی برای چند دهه آینده همچنان سوختی ارزان، فراوان و نسبتاً باثبات باقی خواهد ماند. نویسندگان مقاله معتقدند این فرض ممکن است بیش از حد خوشبینانه باشد.
تحلیل سیاسی
این مقاله در واقع وارد یکی از مهمترین مناقشات سیاست انرژی آمریکا میشود:
آیا گاز طبیعی باید به عنوان یک مزیت راهبردی ملی در داخل کشور حفظ شود یا اینکه حداکثرسازی صادرات برای کسب درآمد و افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی در اولویت قرار گیرد؟
طرفداران صادرات معتقدند فروش گاز به اروپا و آسیا موجب افزایش قدرت ژئوپلیتیکی آمریکا، کاهش نفوذ رقبا و تقویت تراز تجاری این کشور میشود.
در مقابل، منتقدان هشدار میدهند که وابستگی بیشتر بازار داخلی به قیمتهای جهانی میتواند مزیت تاریخی انرژی ارزان آمریکا را از بین ببرد و هزینه برق صنایع و خانوارها را افزایش دهد.
در واقع، پشت این بحث فنی درباره نیروگاههای گازسوز، یک مناقشه بزرگتر درباره آینده سیاست صنعتی، امنیت انرژی و جایگاه آمریکا در بازار جهانی انرژی قرار دارد.
همچنین بخوانید:آیا احیای اقتصادی کاراکاس در معرض یک تصمیم پرمناقشه قرار گرفته است؟
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما