آرامکو مسیر تازهای برای تداوم صادرات نفت عربستان به چین پیدا کرده است
شرکت آرامکو عربستان برای تداوم صادرات نفت به مشتریان آسیایی، بهویژه چین، در شرایط اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، استفاده از انتقال کشتی به کشتی را گسترش داده است.
به گزارش پتروشیمی ها؛ بر اساس گزارش رویترز که در این مطلب به دادههای ورتکسا و کپلر استناد میکند، آرامکو برای دومین هفته متوالی نفت خام متوسط و سنگین عربستان را به خریداران آسیایی با این روش عرضه کرده است.
در این سازوکار، نفتکش عربستانی بخش پرریسک مسیر را طی میکند و سپس محموله در خارج از تنگه هرمز، در مناطقی مانند آبهای نزدیک فجیره امارات یا صحار عمان، به نفتکش دیگری منتقل میشود. در نتیجه، نفتکش خریدار برای دریافت محموله ناچار نیست وارد بخش پرریسک مسیر در تنگه هرمز شود.
دادههای کپلر و ورتکسا همچنین نشان میدهد دو نفتکش غولپیکر، هر یک حامل حدود دو میلیون بشکه نفت عربستان، پس از دریافت محموله از طریق انتقال کشتی به کشتی در نزدیکی صحار، عازم چین شدهاند. مقصد این دو محموله، به ترتیب نینگبو و ژانجیانگ، و خریدار آنها شرکت سینوپک عنوان شده است.
تحلیل فنی
اقدام آرامکو در واقع به معنای تفکیک سفر نفتکش به دو بخش عملیاتی است. در بخش نخست، ریسک عبور از منطقه حساس عمدتاً توسط ناوگان یا زنجیره حملونقل تحت مدیریت فروشنده تحمل میشود و پس از انتقال محموله، نفتکش دوم ادامه مسیر را به سمت شرق انجام میدهد.
این روش از نظر عملیاتی چند مزیت دارد:
نخست، انعطافپذیری بیشتری برای عرضه نفت به مشتریان آسیایی ایجاد میکند.
دوم، امکان استفاده از نفتکشهایی را فراهم میکند که تمایل یا الزام عملیاتی کمتری برای ورود به تنگه هرمز دارند.
سوم، ریسک عملیاتی سفر میان خلیج فارس و بازارهای آسیایی میان چند مرحله حمل تقسیم میشود.
اما این راهکار بازگشت به شرایط عادی حملونقل نیست. انتقال کشتی به کشتی، به هماهنگی دقیق دریایی، دسترسی به نفتکش مناسب، شرایط جوی و دریایی، بیمه، بازرسی، زمانبندی و ظرفیت مناسب برای عملیات انتقال نیاز دارد. بنابراین هزینه و پیچیدگی زنجیره تأمین نفت افزایش مییابد.
نکته مهم دیگر آن است که انتخاب صحار و فجیره نشان میدهد مسئله اصلی برای صادرات عربستان به آسیا صرفاً تولید نفت نیست؛ بلکه دسترسی مطمئن به مسیر دریایی صادرات به یک متغیر تعیینکننده تبدیل شده است.
تحلیل استراتژیک
اقدام آرامکو را میتوان بخشی از یک راهبرد گستردهتر برای کاهش وابستگی صادرات عربستان به یک مسیر دریایی واحد ارزیابی کرد.
عربستان همزمان چند مسیر را فعال نگه داشته است. بخشی از نفت از پایانههای راستنوره و جُعیمه بارگیری میشود، بخشی از طریق خط لوله شرق به غرب به سمت دریای سرخ منتقل میشود و برای بازارهای اروپایی از پایانه سیدیکِریر مصر استفاده میشود. برای بازار چین، که از نظر جغرافیایی در سوی دیگر تنگه هرمز قرار دارد، انتقال کشتی به کشتی به یک گزینه مکمل تبدیل شده است.
اهمیت استراتژیک این تحول در این است که اختلال در هرمز الزاماً به معنای توقف کامل صادرات نفت خلیج فارس نیست؛ بلکه صادرکنندگان بزرگ در حال بازطراحی زنجیره لجستیکی خود هستند.
در این چارچوب، مزیت عربستان تنها به حجم ذخایر و ظرفیت تولید محدود نمیشود. برخورداری همزمان از خطوط لوله، پایانههای متعدد، ناوگان و دسترسی به مراکز مهم دریایی، امکان بیشتری برای مدیریت اختلالات فراهم میکند.
از سوی دیگر، این وضعیت هزینه انتقال نفت به آسیا را افزایش میدهد و میتواند در بلندمدت بر نرخ حمل نفتکشهای غولپیکر، هزینه بیمه، حق ریسک مسیر و حتی ساختار قیمتگذاری تحویل نفت در بازار آسیا اثر بگذارد.
تحلیل اجرایی و مدیریتی
مهمترین نکته این خبر، تغییر ماهیت مدیریت صادرات از «انتخاب مسیر» به «مدیریت مجموعهای از مسیرها و نقاط انتقال» است.
در شرایط عادی، زنجیره صادرات نفت عمدتاً بر یک مسیر مشخص، نفتکش مشخص و برنامه بارگیری نسبتاً قابل پیشبینی استوار است. در شرایط اختلال، این مدل جای خود را به یک شبکه انعطافپذیر میدهد که در آن پایانه، خط لوله، نفتکش، نقطه انتقال و مقصد میتوانند متناسب با شرایط تغییر کنند.
تداوم انتقال دو محموله چهار میلیون بشکهای به چین نشان میدهد که این روش صرفاً یک اقدام آزمایشی کوتاهمدت نیست و میتواند به یکی از ابزارهای عملیاتی صادرات عربستان در دوره اختلال تبدیل شود.
با این حال، ظرفیت واقعی این مدل به تعداد نفتکشهای قابل استفاده، ظرفیت پایانهها و نقاط انتقال، محدودیتهای بیمهای و هزینه نهایی حمل بستگی دارد. بنابراین نمیتوان انتقال کشتی به کشتی را جایگزین کامل تردد عادی از هرمز دانست؛ بلکه باید آن را یک لایه انعطافپذیری در زنجیره صادرات تلقی کرد.
جمعبندی
اقدام آرامکو نشان میدهد اختلال در تنگه هرمز در حال تغییر دادن معماری لجستیکی تجارت نفت خلیج فارس است.
برای عربستان، هدف فقط حفظ تولید نیست؛ حفظ قابلیت تحویل نفت به مشتری، حتی در شرایطی که مسیر معمول صادرات مختل شده، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
استفاده از انتقال کشتی به کشتی، خطوط لوله شرق به غرب و مسیر دریای سرخ در کنار بارگیری مجدد از پایانههای خلیج فارس، مجموعهای از گزینههای مکمل ایجاد کرده است.
در مورد چین نیز این تحول اهمیت ویژهای دارد، زیرا نشان میدهد حتی برای بزرگترین خریداران آسیایی، نفت خلیج فارس میتواند در شرایط اختلال با استفاده از ساختارهای حملونقل پیچیدهتر همچنان قابل دسترس باشد؛ البته با هزینه، زمان و ریسک عملیاتی بالاتر از شرایط عادی.
از منظر بازار جهانی نفت، پیام اصلی این تحول آن است که اختلال در یک گلوگاه حیاتی الزاماً کل جریان نفت را متوقف نمیکند؛ بلکه بخشی از هزینه و ریسک اختلال از مسیر اصلی به شبکهای از نفتکشها، پایانهها، خطوط لوله و نقاط انتقال منتقل میشود.
همچنین بخوانید؛ بازگشت نفتکشهای غولپیکر آرامکو به تنگه هرمز؛ نشانهای از احیای تدریجی صادرات
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما