بازگشت واردات ال‌ان‌جی چین در آستانه فصل اوج مصرف،

هم‌زمان با تشدید ریسک‌های عرضه از استرالیا و نروژ

تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

واردات ال‌ان‌جی چین در ماه مه ۲۰۲۶ به ۴.۹ میلیون تن رسید؛ افزایشی جزئی اما معنادار پس از چند ماه افت متوالی. این بازگشت هم‌زمان با نزدیک شدن به فصل اوج مصرف برق تابستانی رخ داده است؛ دوره‌ای که رشد مصرف سیستم‌های سرمایشی به‌طور ساختاری تقاضای برق و در نتیجه گاز را افزایش می‌دهد.

داده‌های ماه‌های قبل نشان می‌دهد چین در آوریل واردات خود را به ۳.۵ میلیون تن کاهش داده بود؛ پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۱۸. این افت عمدتاً ناشی از جهش قیمت جهانی ال‌ان‌جی پس از اختلال عرضه در خاورمیانه و تغییر رفتار خرید در سراسر آسیا بود.

اما اکنون تصویر بازار پیچیده‌تر شده است. در کنار بازگشت تدریجی تقاضای چین، دو کانون جدید ریسک عرضه به بازار اضافه شده‌اند:

نخست، اعتصاب در پروژه بزرگ ایکتیس ال‌ان‌جی استرالیا که ظرفیت قابل توجهی در صادرات به آسیا دارد و می‌تواند جریان عرضه به ژاپن و دیگر خریداران منطقه را تحت فشار قرار دهد.

دوم، و مهم‌تر از منظر ساختاری، شکل‌گیری احتمال اعتصاب در بخش نفت و گاز نروژ است.

بر اساس گزارش‌های جدید، حدود ۸ درصد از نیروی کار فراساحلی نفت و گاز نروژ ممکن است از ۵ ژوئن وارد اعتصاب شوند در صورت شکست مذاکرات دستمزدی. این رقم شامل حدود ۶۰۰ تا ۶۲۰ کارگر می‌شود و در صورت تشدید، می‌تواند بخشی از تولید در میادینی مانند Statfjord، Draugen و Oseberg را تحت تأثیر قرار دهد.

نکته کلیدی این است که نروژ بزرگ‌ترین تأمین‌کننده گاز اروپا و یکی از مهم‌ترین صادرکنندگان انرژی دریای شمال است؛ به‌طوری که هرگونه اختلال در تولید آن، اثر مستقیم بر بازار گاز اروپا و به‌طور غیرمستقیم بر تراز جهانی LNG دارد.

تحلیل فنی

بازار ال‌ان‌جی در حال ورود به یک وضعیت «کم‌ظرفیتی چندلایه» است؛ وضعیتی که در آن ظرفیت مازاد (Spare Capacity) تقریباً در هر سه محور اصلی عرضه جهانی در حال کاهش است:

در خاورمیانه، جنگ و تنش‌های ژئوپلیتیکی بخشی از ظرفیت تولید و صادرات را از مدار خارج کرده است.

در استرالیا، ریسک اعتصاب در پروژه‌های کلیدی، جریان صادرات به آسیا را با عدم‌قطعیت عملیاتی مواجه کرده است.

در نروژ، وضعیت متفاوت اما از نظر سیستمیک حتی مهم‌تر است؛ زیرا این کشور نه تنها تولیدکننده بزرگ نفت و گاز است، بلکه ستون فقرات تأمین گاز اروپا محسوب می‌شود.

از منظر مهندسی بازار، آنچه اهمیت دارد «حجم تولید از دست رفته» نیست، بلکه «کاهش قابلیت اتکای عرضه در زمان اوج مصرف» است. در چنین شرایطی حتی اختلال‌های ۲ تا ۵ درصدی نیز می‌توانند باعث جهش‌های غیرخطی در قیمت‌های لحظه‌ای LNG شوند.

هم‌زمان، بازگشت واردات چین به معنای آزاد شدن تقاضای سرکوب‌شده است. این یعنی بازار دیگر با کاهش تقاضا مواجه نیست، بلکه با بازگشت تقاضا در محیطی کم‌عرضه روبه‌رو شده است؛ ترکیبی که معمولاً نوسان‌پذیری قیمت را به‌شدت افزایش می‌دهد.

تحلیل استراتژیک

بازار جهانی LNG در حال عبور از یک نقطه تعادل پایدار به یک رژیم ناپایدار است.

در فاز قبلی، کاهش واردات چین نقش یک «ضربه‌گیر قیمتی» را ایفا می‌کرد و بخشی از شوک عرضه ناشی از خاورمیانه را جذب می‌کرد. اکنون با بازگشت چین، این ضربه‌گیر عملاً از سیستم حذف شده است.

در همین زمان، ورود نروژ به چرخه ریسک اعتصاب یک متغیر جدید و بسیار مهم ایجاد می‌کند: هم‌زمانی ریسک در سه محور ژئوانرژیک مستقل.

این هم‌زمانی اهمیت بالایی دارد، زیرا بازار LNG برخلاف نفت، انعطاف‌پذیری فوری محدودی دارد. جابجایی محموله‌ها، قراردادهای مقصد-محور (destination clauses) و ظرفیت محدود ناوگان حمل باعث می‌شود شوک‌های عرضه به‌سرعت به بازار قیمت منتقل شوند.

در چنین شرایطی، رقابت بین اروپا و آسیا برای جذب محموله‌ها تشدید می‌شود. اروپا به دلیل وابستگی شدید به گاز نروژ و کاهش دسترسی به روسیه، حساسیت بالایی به هرگونه اختلال جدید دارد. آسیا نیز با بازگشت چین و افزایش مصرف تابستانی، وارد فاز تقاضای رقابتی شده است.

نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری یک بازار «دو قطبی رقابتی با عرضه محدود» است که در آن قیمت‌ها بیش از آنکه تابع رشد تقاضا باشند، تابع ریسک عرضه خواهند بود.

تحلیل اجرایی (Executive Insight)

بازار ال‌ان‌جی اکنون در مرحله‌ای قرار گرفته که سه شاخص باید به‌صورت هم‌زمان پایش شوند:

نخست، شدت و پایداری بازگشت واردات چین در ماه‌های ژوئن و ژوئیه.

دوم، وضعیت عملیاتی پروژه‌های صادراتی استرالیا، به‌ویژه میزان تبدیل اعتصاب به توقف واقعی بارگیری.

سوم، و مهم‌تر از همه، وضعیت مذاکرات کارگری در نروژ و احتمال تبدیل آن به اختلال تولید واقعی.

نکته کلیدی برای تحلیلگران بازار این است که اثر نروژ با وجود درصد پایین نیروی درگیر، می‌تواند به دلیل نقش این کشور در تأمین گاز اروپا، اثر زنجیره‌ای بر قیمت‌های TTF و سپس بازار جهانی LNG داشته باشد.

اگر هر سه ریسک هم‌زمان فعال شوند، بازار وارد فاز «فشردگی عرضه جهانی» می‌شود؛ وضعیتی که معمولاً با افزایش نوسانات شدید، واگرایی قیمت‌های منطقه‌ای و کاهش امکان آربیتراژ همراه است.

تحلیل سیاسی

تحولات اخیر نشان می‌دهد امنیت انرژی در حال ورود به مرحله چندکانونی شدن ریسک است.

در گذشته، خاورمیانه به‌عنوان مرکز اصلی ریسک عرضه انرژی شناخته می‌شد. اما اکنون الگوی جدیدی در حال شکل‌گیری است که در آن:

خاورمیانه، استرالیا و شمال اروپا به‌طور هم‌زمان به کانون‌های بالقوه اختلال تبدیل شده‌اند.

نروژ در این میان جایگاه ویژه‌ای دارد، زیرا برخلاف استرالیا که عمدتاً بازار آسیا را تغذیه می‌کند، نروژ ستون امنیت انرژی اروپا است. هرگونه اختلال در تولید آن می‌تواند به‌سرعت به بازار گاز اروپا منتقل شود و از آنجا بر قیمت‌های جهانی LNG اثر بگذارد.

این وضعیت همچنین اهمیت سیاسی قراردادهای بلندمدت انرژی، ذخیره‌سازی استراتژیک و سیاست‌های تنوع‌بخشی منابع را برای واردکنندگان بزرگ افزایش می‌دهد.

جمع‌بندی کلان این است که بازار جهانی LNG دیگر یک بازار تک‌شوک نیست؛ بلکه به یک سیستم چندشوک هم‌زمان تبدیل شده است، جایی که حتی اختلال‌های متوسط در چند نقطه مختلف می‌تواند اثر تجمعی شدید بر قیمت‌ها و امنیت عرضه ایجاد کند.

همچنین بخوانید:بازار ال‌ان‌جی آسیا با یک ریسک تازه عرضه روبه‌رو شد

۵/۵ - (۱ امتیاز)
منبع: oilprice
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.