پنج کالای راهبردی جهان که بیشترین آسیب را از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران متحمل شدند؛

از انرژی و پتروشیمی تا امنیت غذایی و فلزات صنعتی

تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

این گزارش به بررسی پنج بازار کالایی مهم جهان می‌پردازد که بیشترین تأثیر را از جنگ جاری میان آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر پذیرفته‌اند.

به اعتقاد نویسنده، اختلال در تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز، افزایش ریسک حمل‌ونقل دریایی، رشد هزینه‌های بیمه و آسیب به بخشی از زیرساخت‌های انرژی منطقه، شوک گسترده‌ای را در بازارهای جهانی ایجاد کرده است. این شوک تنها به نفت محدود نبوده و زنجیره‌ای از آثار آن در بازار گاز طبیعی مایع‌شده، کودهای شیمیایی، محصولات پتروشیمی و آلومینیوم نیز مشاهده می‌شود.

گزارش تأکید می‌کند که حتی در صورت کاهش تنش‌های نظامی، بخشی از آثار اقتصادی این بحران می‌تواند برای مدت طولانی در بازارهای جهانی باقی بماند.

۱- نفت خام

بزرگ‌ترین تأثیر بحران در بازار نفت مشاهده شده است.

حدود ۲۰ درصد مصرف روزانه نفت جهان و نزدیک به ۲۷ درصد تجارت دریایی نفت از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند. صادرات نفت عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات متحده عربی و قطر به میزان زیادی به این مسیر وابسته است.

بر اساس گزارش، ادامه اختلال در این گذرگاه می‌تواند موجب کاهش عرضه فیزیکی نفت، افزایش هزینه حمل‌ونقل، رشد حق بیمه کشتی‌ها و جهش قیمت نفت در بازارهای جهانی شود.

همچنین در صورت طولانی شدن بحران، ذخایر تجاری کشورهای مصرف‌کننده تحت فشار قرار گرفته و شکاف میان عرضه و تقاضا افزایش خواهد یافت.

۲- گاز طبیعی مایع‌شده (ال‌ان‌جی)

قطر یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان ال‌ان‌جی جهان است و حدود یک‌پنجم تجارت جهانی این محصول را تأمین می‌کند.

تقریباً تمام صادرات گاز مایع قطر از تنگه هرمز عبور می‌کند و به همین دلیل این بازار نسبت به نفت آسیب‌پذیری بیشتری دارد.

گزارش توضیح می‌دهد که برخلاف نفت، جایگزینی عرضه ال‌ان‌جی بسیار دشوار است؛ زیرا این صنعت به تأسیسات تخصصی مایع‌سازی و بازگازسازی وابسته است و ظرفیت مازاد جهانی محدودی در اختیار دارد.

در نتیجه هرگونه اختلال طولانی‌مدت می‌تواند موجب جهش قیمت گاز در آسیا و اروپا شود.

۳- کودهای شیمیایی

یکی از کم‌توجه‌ترین پیامدهای بحران، تأثیر آن بر بازار جهانی کودهای شیمیایی است.

کشورهای حوزه خلیج فارس از تولیدکنندگان مهم اوره، آمونیاک، گوگرد و کودهای فسفاته محسوب می‌شوند. از سوی دیگر، تولید این محصولات به گاز طبیعی وابستگی مستقیم دارد.

افزایش قیمت گاز و اختلال در صادرات منطقه باعث رشد شدید قیمت کودهای نیتروژنی و فسفاته شده است.

کشورهایی مانند هند، پاکستان، بنگلادش و بسیاری از کشورهای آفریقایی که وابستگی بالایی به واردات کود دارند، با خطر افزایش هزینه تولید محصولات کشاورزی و فشار بر امنیت غذایی مواجه شده‌اند.

۴- محصولات پتروشیمی و نفتا

جنگ و اختلال در حمل‌ونقل دریایی موجب کاهش عرضه نفتا و محصولات پتروشیمی شده است.

نفتا یکی از مهم‌ترین خوراک‌های تولید پلاستیک به شمار می‌رود و افزایش قیمت آن به سرعت در صنایع پایین‌دستی منعکس می‌شود.

براساس گزارش، قیمت بسیاری از محصولات پلاستیکی در بازارهای آسیایی بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته و برخی مجتمع‌های پتروشیمی ناچار به کاهش ظرفیت تولید شده‌اند.

این وضعیت بر صنایع بسته‌بندی مواد غذایی، تجهیزات پزشکی، محصولات پلیمری، لاستیک‌های مصنوعی، سرنگ‌ها و دستکش‌های پزشکی نیز اثر گذاشته است.

۵- آلومینیوم

بازار جهانی آلومینیوم نیز با فشار قابل توجهی مواجه شده است.

گزارش مدعی است آسیب به برخی تأسیسات ذوب آلومینیوم در منطقه و اختلال در حمل مواد اولیه، موجب شکل‌گیری بزرگ‌ترین کسری عرضه آلومینیوم طی بیش از دو دهه گذشته شده است.

پیش‌بینی‌ها از احتمال کسری عرضه حدود دو میلیون تن آلومینیوم تصفیه‌شده تا پایان سال ۲۰۲۶ حکایت دارد.

از آنجا که بازسازی و راه‌اندازی مجدد مجتمع‌های بزرگ ذوب معمولاً بین ۱۲ تا ۱۸ ماه زمان نیاز دارد، آثار این کمبود حتی پس از فروکش کردن تنش‌ها نیز ممکن است ادامه یابد.

تحلیل فنی

این گزارش نشان می‌دهد که بحران جاری صرفاً یک شوک نفتی نیست، بلکه یک «شوک چندکالایی» در مقیاس جهانی محسوب می‌شود.

برخلاف بسیاری از بحران‌های گذشته که عمدتاً بر بازار نفت متمرکز بودند، این بار چندین زنجیره تأمین حیاتی به صورت هم‌زمان تحت تأثیر قرار گرفته‌اند.

از منظر فنی، بازار ال‌ان‌جی و آلومینیوم بیشترین آسیب‌پذیری را دارند؛ زیرا جایگزینی ظرفیت تولید و صادرات در این دو بخش به زمان طولانی و سرمایه‌گذاری سنگین نیاز دارد.

بازار نفت اگرچه با فشار قابل توجهی روبه‌رو است، اما به دلیل وجود ذخایر راهبردی و تنوع نسبی تولیدکنندگان جهانی، انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به سایر بازارهای یادشده دارد.

تحلیل استراتژیک

مهم‌ترین درس این بحران آن است که تنگه هرمز تنها یک مسیر عبور نفت نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های اقتصاد جهانی محسوب می‌شود.

هرگونه اختلال در این منطقه می‌تواند به طور هم‌زمان چهار حوزه کلیدی را تحت تأثیر قرار دهد:

* امنیت انرژی
* امنیت غذایی
* امنیت صنعتی
* امنیت حمل‌ونقل دریایی

به همین دلیل بسیاری از دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ احتمالاً در سال‌های آینده به سمت افزایش ذخایر راهبردی، تنوع‌بخشی به منابع تأمین و توسعه مسیرهای جایگزین حمل‌ونقل حرکت خواهند کرد.

تحلیل اجرایی (Executive Insight)

برای مدیران ارشد، سرمایه‌گذاران و سیاست‌گذاران، پیام اصلی این بحران آن است که ریسک ژئوپلیتیکی دیگر صرفاً یک عامل روانی در بازارها نیست، بلکه مستقیماً بر عرضه فیزیکی کالاها اثر می‌گذارد.

در چنین شرایطی، هزینه‌های بیمه، حمل‌ونقل، ذخیره‌سازی و مدیریت زنجیره تأمین به یکی از عوامل تعیین‌کننده قیمت نهایی کالاها تبدیل می‌شود.

بنابراین حتی اگر درگیری‌های نظامی کاهش یابد، بخش مهمی از هزینه‌های ایجادشده در بازار انرژی، پتروشیمی، کودهای شیمیایی و فلزات صنعتی می‌تواند برای مدت قابل توجهی در اقتصاد جهانی باقی بماند.

تحلیل سیاسی

آنچه در این گزارش برجسته است، نگرانی فزاینده محافل اقتصادی و تجاری بین‌المللی از پیامدهای اقتصادی جنگ جاری میان آمریکا و اسرائیل با ایران است؛ نگرانی‌ای که فراتر از میدان نبرد، بر عملکرد اقتصاد جهانی متمرکز شده است.

برخلاف گذشته که توجه اصلی به قیمت نفت معطوف بود، اکنون تمرکز بر تاب‌آوری زنجیره‌های تأمین جهانی، امنیت مسیرهای دریایی و پایداری جریان تجارت بین‌المللی قرار گرفته است.

پیام کلیدی گزارش این است که آثار اقتصادی این جنگ محدود به طرف‌های درگیر نیست و می‌تواند از طریق انرژی، مواد اولیه، حمل‌ونقل و صنایع پایه به بخش وسیعی از اقتصاد جهانی منتقل شود.

Rate this post
منبع: oilprice
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.