در صنعت پتروشیمی ایران، صحبت از جوان‌گرایی موضوع تازه‌ای نیست. طی سال‌های اخیر بسیاری از مدیران از ضرورت استفاده از ظرفیت نیروهای جوان، توجه به نخبگان سازمانی و تربیت مدیران نسل آینده سخن گفته‌اند؛ اما میان «جوان‌گرایی» و «جوان‌سپاری» فاصله‌ای جدی وجود دارد.

جوان‌گرایی یعنی استفاده از نیروی جوان در سازمان؛ اما جوان‌سپاری یعنی اعتماد به همین نیروها برای حضور در فرآیندهایی که آینده سازمان را شکل می‌دهند.

در چنین فضایی، تشکیل «شورای پارس» در شرکت پتروشیمی سروش مهستان عسلویه را می‌توان تجربه‌ای قابل تأمل در مسیر تغییر نگاه به سرمایه انسانی دانست؛ شورایی با عنوان «پیشگامان آینده‌ساز راهبران سروش» که با حضور جمعی از نیروهای جوان دهه هفتادی و هشتادی شکل گرفته و هدف آن، ایجاد بستری برای ارائه ایده‌های نو، مشارکت در تصمیم‌سازی، شناسایی استعدادهای سازمانی و حرکت به سمت جانشین‌پروری عنوان شده است.

مسئله‌ای فراتر از سن مدیران

واقعیت این است که چالش امروز صنعت پتروشیمی صرفاً کمبود نیروی جوان نیست.

چالش اصلی، ایجاد یک زنجیره انتقال تجربه میان نسل‌های مختلف مدیریتی است.

صنعت پتروشیمی صنعتی سرمایه‌بر، تخصص‌محور و متکی بر تجربه است. سال‌ها دانش فنی، مدیریتی و اجرایی در اختیار نسلی قرار گرفته که بخش مهمی از توسعه این صنعت را تجربه کرده است. در مقابل، نسل جدید کارکنان با فناوری‌های نوین، ابزارهای دیجیتال، شیوه‌های جدید مدیریت، ارتباطات سریع‌تر و نگاه متفاوت به سازمان وارد میدان شده‌اند.

اگر این دو ظرفیت به یکدیگر متصل نشوند، سازمان با یک شکاف نسلی مواجه خواهد شد؛ نسلی که تجربه دارد اما ممکن است با سرعت تغییرات جدید فاصله بگیرد، و نسلی که ایده و انرژی دارد اما برای تبدیل ایده به تصمیم، به تجربه نیازمند است.

بنابراین، راهکار واقعی نه «جایگزینی یک نسل با نسل دیگر»، بلکه اتصال تجربه نسل گذشته به ایده نسل آینده است.

«شورای پارس»؛ یک اتاق فکر یا مدرسه مدیرسازی؟

اهمیت شورای پارس را نباید صرفاً در عنوان «شورا» یا تعداد اعضای آن جست‌وجو کرد.

ارزش واقعی چنین ساختاری زمانی مشخص می‌شود که این شورا بتواند از یک جلسه تشریفاتی فراتر رفته و به یک مدل واقعی برای شناسایی و پرورش استعدادهای مدیریتی تبدیل شود.

در این مدل، نیروهای جوان صرفاً شنونده تصمیمات مدیران ارشد نیستند؛ بلکه باید یاد بگیرند چگونه یک مسئله سازمانی را شناسایی کنند، برای آن راهکار ارائه دهند، هزینه و فایده تصمیم را بسنجند، مسئولیت پیشنهاد خود را بپذیرند و در نهایت نتیجه تصمیم را ارزیابی کنند.

این همان نقطه‌ای است که «جوان‌گرایی» به «مدیرسازی» تبدیل می‌شود.

رسانه‌های تخصصی نیز در بازتاب تشکیل شورای پارس بر همین موضوع تأکید کرده‌اند که موفقیت این تجربه زمانی معنا پیدا می‌کند که حضور جوانان از یک اقدام نمادین فراتر رفته و به مشارکت مؤثر در تصمیم‌سازی، واگذاری تدریجی مسئولیت و آماده‌سازی آنان برای مدیریت آینده منجر شود.

چرا این اتفاق برای صنعت پتروشیمی مهم است؟

صنعت پتروشیمی ایران در سال‌های آینده با مجموعه‌ای از چالش‌های پیچیده روبه‌رو خواهد بود؛ از توسعه فناوری و دیجیتال‌سازی گرفته تا رقابت جهانی، کاهش هزینه‌های تولید، افزایش بهره‌وری، توسعه زنجیره ارزش و مدیریت پروژه‌های بزرگ.

مدیریت این شرایط، تنها با تکیه بر ساختارهای مدیریتی گذشته امکان‌پذیر نیست.

مدیر آینده پتروشیمی باید علاوه بر دانش تخصصی، توانایی کار با فناوری، تحلیل داده، مدیریت بحران، مذاکره بین‌المللی، مدیریت زنجیره تأمین و تصمیم‌گیری سریع را داشته باشد.

به همین دلیل، تربیت مدیر آینده نباید از روزی آغاز شود که فرد برای اولین بار حکم مدیریت دریافت می‌کند.

مدیر آینده باید سال‌ها قبل از نشستن پشت میز مدیریت، فرصت تصمیم‌سازی، تجربه مسئولیت و آزمون ایده‌های خود را پیدا کرده باشد.

از این منظر، شورای پارس می‌تواند یک «آزمایشگاه مدیریتی» برای آینده سروش مهستان باشد؛ جایی که استعدادهای سازمانی شناسایی می‌شوند و پیش از رسیدن به سطوح بالای مدیریتی، در معرض مسائل واقعی سازمان قرار می‌گیرند.

مدیرعامل؛ از «مدیر تصمیم‌گیر» تا «مدیر مدیرساز»

شاید مهم‌ترین بخش این تجربه، نوع نگاه مدیریت ارشد باشد.

تشکیل چنین شورایی زمانی ارزشمند است که مدیرعامل حاضر باشد بخشی از فرآیند تصمیم‌سازی را به نسل جدید نزدیک کند، حتی اگر همه پیشنهادهای آنان الزاماً درست نباشد.

مدیری که فقط به دنبال اجرای دستورات خود است، نیروی اجرایی تربیت می‌کند؛ اما مدیری که به نیروهای جوان فرصت فکر کردن، پیشنهاد دادن و حتی تجربه کردن می‌دهد، می‌تواند مدیر آینده تربیت کند.

در این نگاه، یکی از مهم‌ترین وظایف مدیرعامل، فقط اداره امروز شرکت نیست؛ بلکه ساختن تیمی است که بتواند فردای شرکت را اداره کند.

این همان مفهوم واقعی جانشین‌پروری است.

یک تجربه که می‌تواند فراتر از سروش مهستان برود

تشکیل شورای پارس در سروش مهستان، اگر با سازوکار مشخص، شاخص‌های ارزیابی و حمایت واقعی از ایده‌های جوانان همراه شود، می‌تواند از یک تجربه داخلی به یک الگوی قابل بررسی برای سایر شرکت‌های پتروشیمی تبدیل شود.

مدلی که در آن:

– استعدادهای جوان شناسایی می‌شوند؛
– ایده‌های آنان به‌صورت ساختاریافته بررسی می‌شود؛
– مسائل واقعی شرکت به اعضای شورا سپرده می‌شود؛
– مدیران ارشد نقش مربی و راهبر را ایفا می‌کنند؛
– عملکرد اعضا قابل ارزیابی است؛
– و برای نیروهای مستعد، مسیر مشخصی برای رشد مدیریتی طراحی می‌شود.

چنین مدلی حتی می‌تواند در آینده میان چند شرکت پتروشیمی نیز توسعه پیدا کند و به بستری برای شناسایی استعدادهای مدیریتی صنعت تبدیل شود.

جوانان فقط «آینده» نیستند؛ بخشی از «امروز» هستند

سال‌هاست در ادبیات مدیریتی از جوانان به‌عنوان «مدیران آینده» یاد می‌شود.

اما شاید لازم باشد این ادبیات کمی تغییر کند.

جوانان فقط مدیران آینده نیستند؛ آن‌ها کارشناسان، تصمیم‌سازان و نیروهای اثرگذار امروز سازمان نیز هستند.

اگر قرار باشد همیشه آن‌ها را به آینده موکول کنیم، ممکن است زمانی که آینده فرا برسد، هنوز برای آماده‌سازی آن‌ها دیر شده باشد.

شورای پارس از این منظر حامل یک پیام مهم است:

اعتماد به نسل جدید نباید فقط در شعارهای مدیریتی باقی بماند؛ باید در ساختار تصمیم‌گیری سازمان دیده شود.

و شاید مهم‌تر از تشکیل یک شورا، این باشد که به جوانان نشان داده شود ایده آن‌ها شنیده می‌شود، مسئولیت آن‌ها جدی گرفته می‌شود و مسیر رشدشان در سازمان قابل مشاهده است.

آزمون اصلی از همین امروز آغاز شده است

اکنون توپ در زمین شورای پارس است.

تشکیل شورا یک شروع است، نه یک پایان.

موفقیت این تجربه را نه تعداد جلسات، نه تعداد اعضا و نه حتی میزان پوشش رسانه‌ای آن تعیین خواهد کرد؛ بلکه تعداد ایده‌هایی که به نتیجه می‌رسند، مسئله‌هایی که با کمک جوانان حل می‌شوند، استعدادهایی که شناسایی و پرورش پیدا می‌کنند و مدیرانی که از دل این مسیر ساخته می‌شوند تعیین خواهد کرد.

اگر این اتفاق رخ دهد، شورای پارس می‌تواند یک پیام روشن برای صنعت پتروشیمی داشته باشد:

مدیرسازی الزاماً از پشت میز مدیریت آغاز نمی‌شود؛
گاهی از یک میز ساده و از جایی آغاز می‌شود که به یک جوان گفته می‌شود:

«نظر تو برای آینده این سازمان مهم است؛ حالا بیا و در ساختن آن سهیم باش.»

این شاید یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های میان «استفاده از نیروی جوان» و «اعتماد به نسل جوان» باشد.

۵/۵ - (۱ امتیاز)