افزایش ۳۳۰ میلیارد دلاری هزینه واردات انرژی جهان در پی جنگ ایران
به گزارش پتروشیمیها، این رقم، تفاوت میان هزینه واقعی واردات انرژی و هزینهای است که بر مبنای قیمتهای مورد انتظار پیش از جنگ پیشبینی میشد.
بیشترین سهم این هزینه اضافی مربوط به نفت خام با ۱۶۴.۱ میلیارد دلار بوده است. پس از آن، گازوئیل و نفتگاز با ۷۳.۸ میلیارد دلار، بنزین با ۳۵.۷ میلیارد دلار، گاز طبیعی مایعشده با ۳۸ میلیارد دلار و سوخت جت با حدود ۲۰ میلیارد دلار قرار دارند.
از نظر جغرافیایی، اتحادیه اروپا با ۷۸ میلیارد دلار بیشترین افزایش هزینه را متحمل شده است. پس از آن چین با ۳۵ میلیارد دلار و هند با ۲۲ میلیارد دلار قرار دارند.
نکته مهم این است که این محاسبه صرفاً اثر افزایش قیمت را نشان نمیدهد؛ بلکه مقدار واقعی انرژی خریداریشده نیز در نظر گرفته شده است. بنابراین، کاهش تقاضا و کاهش حجم واردات در برخی کشورها بخشی از فشار قیمتی را خنثی کرده است.
منبع
منبع اصلی دادهها، مرکز پژوهش انرژی و هوای پاک در فنلاند است و مقاله توسط ایرینا اسلاو در Oilprice. com منتشر شده است.
تحلیل فنی
مهمترین نکته در این گزارش، تغییر ماهیت بحران از یک شوک قیمت نفت به یک شوک همزمان نفت، فرآورده و گاز است.
در بخش نفت خام، افزایش ۱۶۴ میلیارد دلاری هزینه واردات نشان میدهد که اختلال در جریان تجارت جهانی نفت، حتی بدون جهش بسیار شدید و پایدار قیمت نفت خام، میتواند هزینه قابل توجهی به اقتصاد واردکنندگان تحمیل کند.
اما بخش فرآوردهها از نظر فنی اهمیت بیشتری دارد. مجموع هزینه اضافی گازوئیل، بنزین و سوخت جت به حدود ۱۳۰ میلیارد دلار میرسد. این رقم نشان میدهد که مسئله صرفاً کمبود بشکه نفت خام نیست؛ بلکه ظرفیت پالایش و تبدیل نفت خام به فرآوردههای نهایی به گلوگاه مهم بازار تبدیل شده است.
برآورد آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد حدود ۹.۶ میلیون بشکه در روز ظرفیت پالایشی خاورمیانه، معادل نزدیک به یکپنجم ظرفیت منطقه، تحت تأثیر جنگ قرار گرفته است. همزمان، آسیب به برخی پالایشگاههای روسیه نیز فشار مضاعفی بر عرضه فرآوردهها ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، حتی اگر تولید نفت خام سریعتر از ظرفیت پالایشی احیا شود، بازار ممکن است همچنان با کمبود فرآورده مواجه باشد. به همین دلیل، احتمال دارد حاشیه سود پالایشگاهها، بهویژه برای فرآوردههای میانتقطیر مانند گازوئیل و سوخت جت، برای مدت طولانیتری بالا باقی بماند.
در بازار گاز نیز تصویر مشابهی دیده میشود. قیمت گاز طبیعی مایعشده در آسیا در دوره مورد بررسی حدود ۷۵ درصد بالاتر از سطح مورد انتظار پیش از جنگ بوده و در اروپا این افزایش حدود ۶۰ درصد گزارش شده است.
این موضوع برای بازار جهانی گاز طبیعی مایعشده اهمیت زیادی دارد، زیرا بازار جهانی الانجی نسبت به نفت انعطافپذیری کمتری در کوتاهمدت دارد و تغییر مسیر محمولهها، جایگزینی عرضه و افزایش تولید جدید به زمان نیاز دارد.
تحلیل استراتژیک
این بحران یک نکته مهم را درباره امنیت انرژی جهانی برجسته کرده است: ریسک اصلی فقط در تولید انرژی نیست؛ بلکه در مسیر انتقال، ظرفیت پالایش، زیرساخت صادرات و قابلیت جایگزینی عرضه نیز وجود دارد.
اختلال در یک نقطه مهم زنجیره انرژی میتواند اثر آن را به بازارهای کاملاً دوردست منتقل کند.
اروپا نمونه بارز این وضعیت است. کاهش دسترسی به انرژی روسیه باعث افزایش وابستگی این منطقه به واردات نفت و الانجی از سایر تأمینکنندگان شده است. بنابراین هر اختلال جدید در خاورمیانه، مستقیماً هزینه جایگزینی انرژی اروپا را افزایش میدهد.
چین از سوی دیگر با کاهش واردات و استفاده از ذخایر راهبردی توانسته بخشی از فشار بازار را جذب کند. این موضوع نشان میدهد ذخایر استراتژیک نفت فقط ابزار مقابله با کمبود فیزیکی نیستند؛ بلکه میتوانند در زمان شوک، شدت افزایش قیمت جهانی را نیز کاهش دهند.
از منظر بازار جهانی، یکی از مهمترین پیامدهای این بحران میتواند افزایش ارزش اقتصادی انعطافپذیری انرژی باشد؛ یعنی داشتن ذخایر، ظرفیت پالایشی مازاد، تنوع تأمینکنندگان، مسیرهای جایگزین حملونقل و قراردادهای متنوع تأمین.
تحلیل اگزکیوتیو و عملیاتی
برای مدیران صنعت نفت و گاز، پیام اصلی گزارش این است که پایان جنگ الزاماً به معنای پایان بحران انرژی نیست.
حتی با کاهش تنش نظامی، سه عامل میتوانند قیمتها را برای مدتی بالا نگه دارند:
۱. بازسازی و راهاندازی مجدد ظرفیتهای پالایشی آسیبدیده زمانبر است.
۲. بازار الانجی برای پر کردن ذخایر اروپا و آسیا، بهویژه پیش از فصل سرد، با رقابت شدید برای محمولهها مواجه خواهد شد.
۳. ظرفیت حملونقل، بیمه، اجاره نفتکشها و هزینههای لجستیکی پس از یک دوره طولانی اختلال ممکن است سریعاً به شرایط عادی بازنگردد.
بنابراین باید میان پایان شوک نظامی و عادیشدن بازار انرژی تفاوت قائل شد.
از دید زنجیره ارزش، احتمالاً بازار فرآوردهها حساستر از نفت خام باقی خواهد ماند؛ زیرا بازسازی ظرفیت پالایش نسبت به بازگشت برخی تولیدات نفت خام به بازار، زمان و سرمایه بیشتری نیاز دارد.
انرژیهای تجدیدپذیر؛ یک نکته مهم در گزارش
برآورد مرکز پژوهش انرژی و هوای پاک نشان میدهد انرژی بادی، خورشیدی و سایر منابع کمکربن طی این شش ماه حدود ۳۶ میلیارد دلار از هزینه واردات انرژی کشورها کاستهاند.
این رقم در مقایسه با هزینه اضافی ۳۳۰ میلیارد دلاری کوچک است، اما از منظر راهبردی اهمیت دارد: هر مقدار تولید برق داخلی از منابع تجدیدپذیر میتواند نیاز به واردات سوختهای فسیلی را کاهش دهد و در زمان شوکهای ژئوپلیتیکی، نقش یک ضربهگیر اقتصادی را ایفا کند.
ارزیابی نهایی
عدد ۳۳۰ میلیارد دلار را نباید صرفاً یک «هزینه جنگ» تلقی کرد. این رقم در واقع اندازه تقریبی حق بیمه ژئوپلیتیکی تحمیلشده به اقتصاد انرژی جهان طی شش ماه است.
مهمتر از خود رقم، ترکیب آن است: حدود نیمی از هزینه اضافی مربوط به نفت خام بوده، اما بخش بسیار بزرگی نیز از فرآوردههای نفتی و الانجی ناشی شده است.
بنابراین، مهمترین ریسک برای ماههای آینده الزاماً یک جهش جدید در قیمت نفت خام نیست؛ بلکه میتواند تداوم کمبود فرآوردهها، محدودیت ظرفیت پالایش و رقابت شدید برای الانجی باشد.
در نتیجه، حتی پس از کاهش تنشهای نظامی، بازار انرژی ممکن است برای مدتی با قیمتهای بالاتر، هزینه حمل و بیمه بیشتر، حاشیه سود پالایشی بالا و رقابت شدیدتر بر سر محمولههای گاز طبیعی مایعشده مواجه بماند.
جمعبندی یکخطی: جنگ در شش ماه حدود ۳۳۰ میلیارد دلار هزینه اضافی به واردکنندگان انرژی تحمیل کرده است؛ اما اثر ماندگارتر آن میتواند در فرآوردههای نفتی، ظرفیت پالایش و بازار جهانی الانجی ظاهر شود، نه صرفاً در قیمت نفت خام.
همچنین بخوانید؛ جنگ ایران، نفتکشهای غولپیکر را به داراییهایی با درآمد روزانه ۶۵۰ هزار دلاری تبدیل کرده است
نظرات کاربران (۰ نظر)