چین در برابر فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران عقب‌نشینی نکرد

تاریخ انتشار: ۴ شهریور ۱۴۰۵

پس از اعلام دور جدید تحریم‌های آمریکا علیه اشخاص، شرکت‌ها و کشتی‌های مرتبط با تجارت نفت و اقتصاد ایران، چین اعلام کرده است که روابط تجاری و اقتصادی خود با ایران را متوقف نخواهد کرد.

به گزارش پتروشیمی‌ها،وزارت خزانه‌داری آمریکا در این دور از تحریم‌ها، شبکه‌ای از کارگزاران، شرکت‌ها و کشتی‌های مرتبط با ناوگان سایه را در چین، هنگ‌کنگ، امارات، سنگاپور، سوئیس و اروپا هدف قرار داده است. بخش مهمی از این اقدامات بر حمل نفت ایران و انتقال درآمدهای حاصل از فروش نفت متمرکز است.

با این حال، نکته مهم این است که تحریم‌های اعلام‌شده در این مرحله بانک‌های چینی را هدف قرار نداده‌اند.

سخنگوی وزارت خارجه چین، لین جیان، در واکنش رسمی به این اقدامات اعلام کرد که پکن با تحریم‌های یکجانبه‌ای که مبنای آن‌ها را حقوق بین‌الملل یا مجوز شورای امنیت نمی‌داند، مخالف است و همکاری اقتصادی چین با ایران را در چارچوب قوانین بین‌المللی ارزیابی می‌کند. وی همچنین تأکید کرد که چین برای حفاظت از حقوق و منافع خود اقدامات لازم را انجام خواهد داد.

تحلیل فنی و اقتصادی

مهم‌ترین نکته این تحول، تمرکز آمریکا بر لایه‌های عملیاتی تجارت نفت ایران به جای هدف قرار دادن مستقیم بانک‌های بزرگ چینی است.

شبکه تجارت نفت ایران از چندین حلقه تشکیل می‌شود: فروش و کارگزاری نفت، حمل دریایی، مالکیت و مدیریت کشتی‌ها، بیمه و خدمات دریایی، انتقال محموله میان کشتی‌ها، پالایش و فروش محصول و در نهایت تسویه مالی.

تحریم‌های جدید بخش‌هایی از این زنجیره را هدف گرفته‌اند، اما تا زمانی که بانک‌های بزرگ چین مستقیماً در معرض تحریم قرار نگیرند، امکان تداوم بخش قابل توجهی از تجارت انرژی میان دو کشور باقی می‌ماند.

از منظر بازار نفت، اهمیت چین بسیار بیشتر از یک خریدار معمولی است. ظرفیت پالایشی گسترده چین، حضور پالایشگاه‌های مستقل و انعطاف‌پذیری بخشی از ساختار تجارت نفت این کشور، امکان جذب نفت‌هایی را فراهم می‌کند که در بازارهای رسمی با محدودیت بیشتری مواجه هستند.

بنابراین، اثر تحریم‌های جدید بیش از آنکه الزاماً به معنای حذف تجارت نفت ایران باشد، می‌تواند به شکل افزایش هزینه مبادله، طولانی‌تر شدن زنجیره تجاری، افزایش تخفیف‌ها و پیچیده‌تر شدن تسویه مالی و حمل‌ونقل ظاهر شود.

تحلیل استراتژیک

این تحول نشان می‌دهد که رویارویی اقتصادی آمریکا و چین بر سر تجارت ایران، وارد مرحله حساس‌تری شده است.

واشنگتن عملاً با یک انتخاب مواجه است. اگر تحریم‌ها به شرکت‌ها و واسطه‌ها محدود شوند، می‌توانند بخشی از شبکه تجارت را مختل کنند، اما احتمالاً قادر به حذف کامل آن نیستند. اگر دامنه تحریم‌ها به بانک‌های بزرگ چینی و مؤسسات مالی مهم این کشور گسترش پیدا کند، موضوع از تحریم ایران فراتر رفته و مستقیماً به رقابت اقتصادی و مالی آمریکا و چین تبدیل خواهد شد.

برای چین نیز موضوع صرفاً حفظ تجارت با ایران نیست. پذیرش فشار یک‌جانبه آمریکا می‌تواند در سایر روابط تجاری چین نیز سابقه ایجاد کند. به همین دلیل، موضع پکن را می‌توان بخشی از سیاست گسترده‌تر این کشور برای حفظ استقلال تصمیم‌گیری اقتصادی و مالی خود ارزیابی کرد.

در این چارچوب، ایران یکی از میدان‌های مهم این رقابت است، اما الزاماً تنها موضوع آن نیست.

تحلیل اجرایی و بازار نفت

از دید بازار نفت، سه پیامد اهمیت بیشتری دارد:

نخست، ریسک افزایش هزینه لجستیک و مالی تجارت نفت ایران. هرچه تعداد واسطه‌ها، مسیرهای حمل، شرکت‌های مدیریت‌کننده محموله و روش‌های تسویه افزایش یابد، هزینه نهایی تجارت نیز بیشتر می‌شود.

دوم، افزایش اهمیت پالایشگاه‌های مستقل چین. این بخش از صنعت پالایش چین می‌تواند همچنان یکی از کانال‌های مهم جذب نفت‌های دارای محدودیت در بازار رسمی باشد، هرچند میزان انعطاف‌پذیری آن به شرایط تحریم و فشارهای ثانویه آمریکا وابسته خواهد بود.

سوم، اهمیت رفتار بانک‌های چینی. عدم تحریم بانک‌های چینی در بسته فعلی، یک نقطه کلیدی است. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، فشار آمریکا عمدتاً در سطح شرکت‌ها، کشتی‌ها و واسطه‌های تجاری باقی می‌ماند؛ اما ورود بانک‌های بزرگ چینی به فهرست تحریم‌ها می‌تواند کیفیت این تقابل را به‌طور محسوسی تغییر دهد.

تحلیل سیاسی

موضع چین نشان می‌دهد که پکن در برابر سیاست «فشار حداکثری» آمریکا علیه ایران، دست‌کم در مقطع فعلی، حاضر به پذیرش کامل خواسته‌های واشنگتن نیست.

عبارت‌های به‌کاررفته از سوی وزارت خارجه چین درباره «جنگ اقتصادی»، «نظم اقتصادی و مالی جهانی» و حفاظت از «حقوق و منافع مشروع» نشان می‌دهد که چین مسئله را صرفاً یک اختلاف درباره تحریم ایران نمی‌بیند، بلکه آن را به مسئله گسترده‌تر حاکمیت اقتصادی، استفاده از تحریم‌های یکجانبه و ساختار نظم مالی بین‌المللی مرتبط می‌کند.

در نتیجه، این تحول را می‌توان نشانه‌ای از افزایش فاصله میان دو رویکرد دانست: آمریکا تلاش می‌کند از قدرت مالی و تحریمی خود برای محدود کردن تجارت نفت ایران استفاده کند؛ چین نیز تلاش دارد مانع تبدیل این ابزار به یک سازوکار فراگیر برای تعیین رفتار اقتصادی سایر کشورها شود.

جمع‌بندی

اهمیت خبر صرفاً در این نیست که چین اعلام کرده روابط خود با ایران را حفظ می‌کند. نکته راهبردی‌تر آن است که آمریکا در این مرحله، با وجود هدف قرار دادن بخش‌هایی از شبکه تجارت نفت ایران، هنوز بانک‌های چینی را مستقیماً هدف نگرفته است.

بنابراین مرحله بعدی این تقابل اهمیت بیشتری خواهد داشت. اگر فشار آمریکا در سطح شرکت‌ها، کشتی‌ها و واسطه‌ها باقی بماند، احتمالاً نتیجه اصلی افزایش هزینه و پیچیدگی تجارت نفت خواهد بود. اما اگر فشار به مؤسسات مالی بزرگ چین گسترش پیدا کند، موضوع می‌تواند از پرونده تحریم‌های ایران به یکی از عرصه‌های مستقیم‌تر رقابت اقتصادی و مالی آمریکا و چین تبدیل شود.

همچنین بخوانید:عراق دومین مقصد صادراتی محصولات گازلوله شد

Rate this post
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.