به گزارش پتروشیمی ها؛به گفته دیوید برد، صنعت پالایش پیش از آغاز جنگ نیز با نرخ بهره‌برداری بالایی فعالیت می‌کرد و بخشی از تعمیرات اساسی پالایشگاه‌ها به تعویق افتاده بود. آسیب به پالایشگاه‌های خاورمیانه، اختلال در صادرات فرآورده و نیاز کشورها به بازسازی ذخایر سوخت، فشار بر بازار را طولانی‌تر خواهد کرد. هم‌زمان، بسیاری از کشورها برای افزایش امنیت عرضه، در حال افزایش ذخایر راهبردی خود هستند.

پالایشگاه دانگوته که اکنون با ظرفیت حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز در ظرفیت کامل فعالیت می‌کند، از این شرایط منتفع شده است. سود خالص پس از مالیات این مجموعه در نیمه نخست سال به ۱.۸۲ میلیارد دلار رسیده؛ در حالی که در کل سال مالی قبل ۴۷۶ میلیون دلار زیان ثبت کرده بود.

دانگوته اکنون قصد دارد ظرفیت پالایش خود را تا سال ۲۰۲۹ به ۱.۴ میلیون بشکه در روز برساند؛ پروژه‌ای با سرمایه‌گذاری حدود ۱۴.۳ میلیارد دلار که علاوه بر واحدهای پالایشی، توسعه واحدهای پتروشیمی را نیز شامل می‌شود. این شرکت همچنین برنامه ساخت یک پالایشگاه دوم در کنیا را دنبال می‌کند.

تحلیل فنی

نکته کلیدی این خبر، تفاوت میان «عرضه نفت خام» و «عرضه فرآورده‌های پالایشی» است. بازار جهانی ممکن است از نظر نفت خام شرایط نسبتاً قابل‌مدیریتی داشته باشد، اما ظرفیت پالایشی کافی برای تبدیل نفت خام به گازوئیل، بنزین و سایر فرآورده‌ها در دسترس نباشد.

در شرایط فعلی، چند عامل هم‌زمان ظرفیت مؤثر پالایش را کاهش داده‌اند:

۱. آسیب فیزیکی به برخی پالایشگاه‌های خاورمیانه.

۲. تأخیر در تعمیرات اساسی و نگهداری پالایشگاه‌ها.

۳. کاهش صادرات فرآورده از برخی مناطق تولیدکننده.

۴. فعالیت پالایشگاه‌های موجود در سطوح بالای بهره‌برداری و محدود بودن ظرفیت مازاد.

۵. نیاز به بازسازی ذخایر تجاری و راهبردی پس از برداشت‌های اخیر.

بنابراین حتی با کاهش تنش‌های نظامی، بازار فرآورده الزاماً بلافاصله به تعادل بازنمی‌گردد؛ زیرا تعمیرات، راه‌اندازی مجدد واحدهای آسیب‌دیده و بازسازی موجودی انبارها زمان‌بر است. این همان عاملی است که می‌تواند حاشیه سود پالایشگاه‌ها را برای مدتی در سطح بالا نگه دارد.

از منظر ساختار بازار نیز، افزایش ظرفیت دانگوته اهمیت ویژه‌ای دارد. ظرفیت ۱.۴ میلیون بشکه در روز، این مجموعه را در ردیف بزرگ‌ترین مجتمع‌های پالایشی جهان قرار خواهد داد و امکان تولید طیف متنوع‌تری از فرآورده‌ها، از جمله گازوئیل با مشخصات مختلف، را فراهم می‌کند.

تحلیل استراتژیک

این خبر در واقع نشانه‌ای از تغییر اهمیت ژئوپلیتیکی «ظرفیت پالایش» در بازار جهانی نفت است.

در سال‌های گذشته تمرکز اصلی بازار بر دسترسی به نفت خام بود؛ اما بحران‌های اخیر نشان داده‌اند که داشتن نفت خام به‌تنهایی تضمین‌کننده امنیت انرژی نیست. اگر ظرفیت تبدیل نفت خام به فرآورده در زمان مناسب در دسترس نباشد، کمبود واقعی در سطح مصرف‌کننده شکل می‌گیرد.

از این منظر، پالایشگاه‌های بزرگ، ذخایر فرآورده و زنجیره‌های لجستیکی انعطاف‌پذیر، به عناصر مهم امنیت انرژی تبدیل شده‌اند.

مدل توسعه دانگوته نیز صرفاً افزایش ظرفیت پالایش نیست. ترکیب پالایش، پتروشیمی و توسعه جغرافیایی ظرفیت در آفریقا، نشان‌دهنده حرکت به سمت یک زنجیره یکپارچه‌تر انرژی و فرآورده است؛ زنجیره‌ای که می‌تواند بخشی از وابستگی بازارهای آفریقایی به واردات فرآورده را کاهش دهد.

نکته مهم‌تر آن است که شرایط فعلی، منطق اقتصادی توسعه ظرفیت پالایش را برای سرمایه‌گذاران تغییر داده است. سود بالای پالایشگاه دانگوته در نیمه نخست سال، منابع مالی و توجیه اقتصادی لازم برای سرعت بخشیدن به طرح توسعه را تقویت کرده است.

تحلیل اگزکیوتیو

پیام اصلی خبر این است که بحران فعلی بازار نفت بیش از آنکه صرفاً «بحران نفت خام» باشد، به یک بحران ظرفیت پالایش و فرآورده تبدیل شده است.

اگر ارزیابی دانگوته درست باشد، حتی با فروکش کردن جنگ، بازار برای بازگشت به وضعیت عادی به زمان نیاز خواهد داشت؛ زیرا ظرفیت‌های آسیب‌دیده باید تعمیر شوند، تعمیرات عقب‌افتاده انجام گیرد و ذخایر فرآورده مجدداً پر شوند.

این وضعیت می‌تواند به معنای تداوم حاشیه سود بالای پالایشگاه‌ها، به‌ویژه برای گازوئیل و سوخت‌های میان‌تقطیر، در میان‌مدت باشد. گزارش جداگانه رویترز نیز نشان می‌دهد که محدودیت ظرفیت پالایش، کاهش صادرات روسیه و نزدیک شدن به فصل اوج تقاضای گازوئیل، بازار این فرآورده را تحت فشار قرار داده است.

در همین چارچوب، تصمیم دانگوته برای افزایش ظرفیت از ۷۰۰ هزار به ۱.۴ میلیون بشکه در روز را باید فراتر از یک طرح توسعه عادی پالایشگاهی دید؛ این شرکت در حال استفاده از یک اختلال کوتاه‌مدت برای ایجاد موقعیت بلندمدت در بازار جهانی فرآورده است.

تحلیل سیاسی و ژئوپلیتیکی

جنگ‌های هم‌زمان در خاورمیانه و اروپای شرقی، آسیب‌پذیری ساختار متمرکز پالایش و تجارت فرآورده را آشکار کرده‌اند. نتیجه این وضعیت، افزایش اهمیت «امنیت عرضه» در سیاست انرژی کشورهاست.

افزایش ذخایر راهبردی، توسعه پالایشگاه‌های جدید و تلاش برای تولید داخلی فرآورده، بخشی از واکنش کشورها به همین ریسک است. بنابراین رقابت آینده فقط بر سر منابع نفت خام نخواهد بود؛ ظرفیت پالایش، دسترسی به خوراک، ذخیره‌سازی و مسیرهای صادرات فرآورده نیز به مؤلفه‌های مهم قدرت انرژی تبدیل خواهند شد.

جمع‌بندی

مهم‌ترین پیام این خبر آن است که پایان یک بحران ژئوپلیتیکی لزوماً به معنای پایان سریع بحران فرآورده نیست.

آسیب پالایشگاه‌ها، تعمیرات معوق، ظرفیت محدود پالایش، کاهش ذخایر و تلاش کشورها برای افزایش موجودی راهبردی، می‌تواند بازار گازوئیل و سایر فرآورده‌ها را برای مدتی پس از فروکش کردن جنگ نیز محدود نگه دارد.

در چنین بازاری، پالایشگاه‌های بزرگ و یکپارچه‌ای مانند دانگوته از یک مزیت ساختاری برخوردار می‌شوند؛ به همین دلیل این شرکت اکنون نه‌تنها در حال بهره‌برداری از کمبود فعلی، بلکه در حال تبدیل آن به مبنای یک برنامه توسعه بلندمدت ۱۴.۳ میلیارد دلاری است.

همچنین بخوانید: افزایش سرمایه دماوند انرژی عسلویه در دستور کار مجمع فوق‌العاده

Rate this post