چرا کمبود عرضه نفت می‌تواند قیمت‌ها را به کمتر از ۴۰ دلار برساند؟

تاریخ انتشار: ۱۴ تیر ۱۴۰۵

در حالی که بخش عمده تحلیلگران بازار انرژی معتقدند کاهش عرضه نفت ناشی از تنش‌های ژئوپلیتیکی باید به افزایش قیمت نفت منجر شود، «گیل توربرگ» (Gail Tverberg) دیدگاهی کاملاً متفاوت ارائه می‌کند. وی استدلال می‌کند که در یک اقتصاد پیچیده و به‌هم‌پیوسته، کمبود عرضه الزاماً به معنای افزایش پایدار قیمت نیست، بلکه می‌تواند آغازگر رکود اقتصادی عمیق، کاهش تقاضا و در نهایت سقوط قیمت نفت به سطوحی مشابه دوران همه‌گیری کووید-۱۹ باشد.

به گزارش پتروشیمی ها؛ به اعتقاد نویسنده، کاهش ذخایر نفت خام آمریکا، آسیب‌های گسترده به زیرساخت‌های انرژی منطقه، اختلال در زنجیره تأمین جهانی و محدودیت‌های حمل‌ونقل، همگی موجب کاهش فعالیت اقتصادی خواهند شد. در چنین شرایطی، افت مصرف انرژی از کاهش عرضه پیشی می‌گیرد و فشار نزولی بر قیمت نفت وارد می‌کند.

توربرگ معتقد است تجربه سال ۲۰۲۰ نشان داد که حتی در شرایط کمبود عرضه نیز اگر دولت‌ها با محدودیت‌های اقتصادی، کاهش سفرها، دورکاری، سهمیه‌بندی مصرف سوخت و سایر سیاست‌های کنترلی، تقاضا را کاهش دهند، قیمت نفت می‌تواند به جای افزایش، سقوط کند.

وی همچنین بر این باور است که اختلالات موجود تنها به نفت محدود نخواهد بود و کمبود کالاها، قطعات صنعتی، دارو، کودهای شیمیایی، گاز طبیعی مایع (LNG) و سایر مواد اولیه نیز می‌تواند رکود اقتصادی را تشدید کند.

از نگاه نویسنده، ادامه این روند موجب کوتاه‌تر شدن زنجیره‌های تأمین جهانی، حرکت به سمت تولید منطقه‌ای و شکل‌گیری بلوک‌های اقتصادی مستقل‌تر خواهد شد.

تحلیل فنی:

مهم‌ترین نکته فنی مقاله، تمایز میان «کمبود عرضه» و «اثر نهایی بر قیمت» است.

در شرایط عادی، کاهش عرضه باعث افزایش قیمت می‌شود؛ اما اگر افزایش قیمت موجب کاهش شدید مصرف، تعطیلی صنایع، کاهش پروازها، افت حمل‌ونقل و رکود اقتصادی شود، کاهش تقاضا می‌تواند از کاهش عرضه بزرگ‌تر باشد و در نتیجه قیمت‌ها مجدداً کاهش یابند.

این پدیده در اقتصاد انرژی با عنوان Demand Destruction یا «تخریب تقاضا» شناخته می‌شود؛ یعنی قیمت‌های بالا یا شرایط اقتصادی نامساعد، خود باعث از بین رفتن بخشی از مصرف می‌شوند.

در مقابل، مقاله به موضوع Supply Chain Disruption یا «اختلال در زنجیره تأمین» نیز اشاره می‌کند؛ بدین معنا که حتی اگر قیمت نفت پایین باشد، کمبود کالاها و خدمات همچنان ادامه خواهد داشت، زیرا مشکل اصلی ظرفیت تولید و حمل‌ونقل است، نه صرفاً قیمت.

با این حال، بخش قابل توجهی از استدلال‌های مقاله بر پایه فرضیات کلان و سناریوهای احتمالی بنا شده و شواهد قطعی برای تحقق قیمت‌های کمتر از ۴۰ دلار ارائه نمی‌کند. بنابراین این سناریو را باید یکی از سناریوهای ممکن دانست، نه پیش‌بینی قطعی بازار.

تحلیل استراتژیک:

این مقاله تصویری از یک تغییر پارادایم در بازار انرژی ارائه می‌دهد.

در این دیدگاه، مهم‌ترین ریسک بازار دیگر کمبود فیزیکی نفت نیست، بلکه کاهش فعالیت اقتصادی جهانی است.

اگر رکود جهانی عمیق شود، حتی تولیدکنندگان بزرگ نیز ممکن است با کاهش درآمدهای نفتی مواجه شوند؛ زیرا افت تقاضا، افزایش قیمت ناشی از کمبود عرضه را خنثی خواهد کرد.

از سوی دیگر، تداوم آسیب به زیرساخت‌های انرژی، محدودیت در حمل‌ونقل دریایی، افزایش هزینه بیمه نفتکش‌ها و اختلال در تجارت جهانی می‌تواند روند جهانی‌شدن را معکوس کرده و کشورها را به سمت منطقه‌ای‌سازی زنجیره‌های تأمین سوق دهد.

در این چارچوب، امنیت عرضه، تاب‌آوری زنجیره تأمین و تنوع مسیرهای حمل‌ونقل، اهمیت بیشتری نسبت به صرف افزایش ظرفیت تولید پیدا خواهند کرد.

تحلیل اجرایی (Executive Insight):

مقاله هشدار می‌دهد که تمرکز صرف بر میزان عرضه نفت، برای پیش‌بینی بازار کافی نیست.

اگر کاهش عرضه همزمان با رکود اقتصادی رخ دهد، بازار ممکن است برخلاف انتظار سنتی، با کاهش قیمت نفت مواجه شود؛ در حالی که کمبود کالاها، افزایش زمان تحویل تجهیزات، اختلال در صنایع و کاهش رشد اقتصادی همچنان ادامه داشته باشد.

بنابراین ارزیابی آینده بازار انرژی باید همزمان سه متغیر را در نظر بگیرد:

* میزان واقعی کاهش عرضه نفت.
* شدت کاهش تقاضای جهانی ناشی از رکود.
* توان دولت‌ها در مدیریت مصرف انرژی و حفظ عملکرد بخش‌های حیاتی اقتصاد.

در چنین شرایطی، مسیر قیمت نفت لزوماً بازتابی مستقیم از وضعیت عرضه نخواهد بود، بلکه نتیجه برآیند نیروهای عرضه، تقاضا و سیاست‌های اقتصادی خواهد بود.

تحلیل سیاسی:

بخش سیاسی مقاله بیش از آنکه بر داده‌های مستند استوار باشد، بر برداشت‌ها و تفسیرهای نویسنده تکیه دارد.

نویسنده معتقد است جنگ‌ها در دوره‌های رکود اقتصادی می‌توانند به افزایش اشتغال، رشد هزینه‌های دولتی و تحریک تولید صنعتی منجر شوند و از این منظر برای برخی دولت‌ها جذابیت اقتصادی پیدا کنند. همچنین وی استدلال می‌کند که تجربه بحران‌های اخیر ممکن است روند حرکت جهان به سوی بلوک‌های اقتصادی منطقه‌ای و کاهش وابستگی به زنجیره‌های تأمین جهانی را تسریع کند.

این تحلیل‌ها بازتاب دیدگاه شخصی نویسنده است و نباید به‌عنوان اجماع کارشناسان بازار انرژی یا پیش‌بینی قطعی تحولات ژئوپلیتیکی تلقی شود.

همچنین بخوانید: بازگشت صادرات نفت عربستان به سطوح پیش از جنگ

Rate this post
منبع: oilprice
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.