هزینه اقتصادی قفل هرمز؛ آیا پرداخت عوارض به ایران جایگزین محاصره است؟

تاریخ انتشار: ۲ خرداد ۱۴۰۵

در گزارش تحلیلی الجزیره، تمرکز بر وضعیت بحرانی تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که اکنون به دلیل جنگ و کنترل نظامی عملاً بسته شده و جریان آزاد نفت و گاز طبیعی مایع را مختل کرده است. طبق گزارش، پیش از جنگ روزانه حدود ۱۲۰ تا ۱۴۰ کشتی از این مسیر عبور می‌کردند که نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت را جابه‌جا می‌کردند.

به گزارش پتروشیمی ها به نقل از الجزیره؛ اکنون پس از تسلط عملیاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر این مسیر و اعمال محدودیت‌های شدید، تنها تعداد محدودی کشتی با مجوز عبور می‌کنند. هم‌زمان، ایران سازوکاری به نام «مرجع تنگه خلیج فارس» ایجاد کرده و برای عبور کشتی‌ها هزینه‌هایی تا حدود ۲ میلیون دلار دریافت می‌کند.

برآوردها نشان می‌دهد اختلال در تنگه، روزانه بیش از ۱۱۴.۸ میلیارد دلار زیان نفتی و حدود ۷.۸ میلیارد دلار زیان گاز طبیعی مایع ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی گزارش این است که آیا پرداخت هزینه به ایران برای عبور، از هزینه ادامه انسداد اقتصادی کمتر است یا خیر.

اما در لایه عمیق‌تر، موضوع فقط «عوارض عبور» نیست؛ بلکه تبدیل کنترل جغرافیا به اهرم اقتصادی و امنیتی است. بازار جهانی انرژی اکنون فقط نفت خریداری نمی‌کند، بلکه «اطمینان از رسیدن نفت» را خریداری می‌کند و همین موضوع، امنیت دریایی را به بخشی از قیمت نهایی انرژی تبدیل کرده است.

تحلیل فنی

از منظر اقتصاد حمل‌ونقل دریایی و انرژی، مسئله هرمز یک گره کلاسیک ظرفیت است.

مهم‌ترین مؤلفه‌های هزینه‌ای:

  • هزینه توقف: کشتی‌های متوقف‌شده همچنان هزینه اجاره، بیمه، حقوق خدمه و نگهداری را پرداخت می‌کنند.
  • بیمه ریسک جنگ: در شرایط تنش، حق بیمه چند برابر می‌شود و عملاً هزینه هر روز توقف را افزایش می‌دهد.
  • هزینه فرصت نفت و گاز: هر روز تأخیر در صادرات، به معنای از دست رفتن درآمد فوری بازار جهانی انرژی است.
  • هزینه پرداخت عبور: ایران گزارش شده تا حدود ۲ میلیون دلار برای هر کشتی دریافت می‌کند.
  • هزینه‌عدم قطعیت: بازار جهانی اکنون علاوه بر قیمت انرژی، هزینه پیش‌بینی‌ناپذیری مسیر را نیز پرداخت می‌کند.

نتیجه تحلیلی این است که از منظر صرفاً ریاضی اقتصاد حمل‌ونقل، در بسیاری از سناریوها پرداخت هزینه عبور، از زیان انباشت توقف کشتی‌ها ارزان‌تر تمام می‌شود؛ زیرا هزینه توقف روزانه چندین برابر هزینه یک عبور کنترل‌شده است.

با این حال، تنگه هرمز یک گذرگاه طبیعی است، نه کانال مصنوعی مانند Suez Canal یا Panama Canal و همین موضوع چارچوب حقوقی و عملیاتی آن را پیچیده‌تر می‌کند.

در عمل، آنچه اکنون در هرمز شکل گرفته صرفاً دریافت هزینه عبور نیست، بلکه نوعی «اقتصاد امنیت دریایی» است؛ یعنی امنیت مسیر، مدیریت ریسک، کنترل ترافیک و قابلیت عبور ایمن، همگی به خدماتی با ارزش اقتصادی مستقل تبدیل شده‌اند.

تحلیل راهبردی

تنگه هرمز به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انرژی جهان، اکنون به یک ابزار اهرمی ژئوپلیتیک تبدیل شده است.

نکات کلیدی راهبردی:

  1.  ایران با کنترل عملیاتی مسیر، یک اهرم فشار ساختاری بر بازار جهانی انرژی ایجاد کرده است.
  2. حتی اگر پرداخت عوارض اقتصادی‌تر باشد، پذیرش آن به معنای تغییر موازنه قدرت در کنترل کریدورهای انرژی است.
  3. ایجاد نهادهای جدید کنترلی توسط ایران، عملاً نوعی نظام حکمرانی موازی دریایی در هرمز ایجاد کرده است.
  4. هرگونه راه‌حل پایدار، نیازمند نوعی توافق چندجانبه منطقه‌ای است که بازیگران خلیج فارس و قدرت‌های بزرگ را درگیر می‌کند.
  5. چین، هند و کشورهای آسیایی وارد مرحله‌ای شده‌اند که بیش از گذشته به پایداری مسیر اهمیت می‌دهند، نه صرفاً قیمت نفت.
  6. بحران هرمز می‌تواند به شکل‌گیری سازوکارهای جدید بیمه، اسکورت دریایی و حتی تسویه‌های غیردلاری در تجارت انرژی منجر شود.

در این چارچوب، اقتصاد به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست؛ بلکه ابزار در خدمت معماری قدرت قرار می‌گیرد. به همین دلیل، مسئله هرمز دیگر صرفاً اختلافی منطقه‌ای نیست، بلکه بخشی از بازآرایی نظم انرژی و امنیت دریایی جهان محسوب می‌شود.

تحلیل اجرایی

از دید تصمیم‌گیری عملی در صنعت کشتیرانی:

شرکت‌های حمل‌ونقل با یک انتخاب دوگانه مواجه‌اند:

پذیرش هزینه توقف و افزایش زیان روزانه

پرداخت هزینه عبور و کاهش ریسک عملیاتی

نقطه بهینه اقتصادی معمولاً به سمت پرداخت هزینه عبور متمایل می‌شود، زیرا توقف طولانی‌مدت زنجیره تأمین را فلج می‌کند.

اما در سطح اجرایی، دو عامل این محاسبه را محدود می‌کند:

ریسک تحریم‌ها و پیامدهای حقوقی بین‌المللی

عدم قطعیت در پایداری نظام عبور و تغییرات سیاسی – نظامی

در نتیجه، شرکت‌ها تنها بر اساس هزینه مستقیم تصمیم نمی‌گیرند، بلکه قابلیت پیش‌بینی‌پذیری مسیر به یک متغیر حیاتی تبدیل شده است. بازار جهانی امروز حاضر است برای کاهش ابهام، هزینه بیشتری پرداخت کند؛ زیرا بزرگ‌ترین تهدید برای زنجیره انرژی، نه فقط گرانی، بلکه بی‌ثباتی و نامعلوم بودن آینده مسیر است.

بنابراین تصمیم نهایی، ترکیبی از اقتصاد، ریسک سیاسی، قابلیت بیمه‌پذیری مسیر و اعتماد به پایداری امنیت دریایی است.

تحلیل سیاسی و حقوقی

از منظر حقوق بین‌الملل دریایی، تنگه هرمز مشمول قواعد «عبور ترانزیتی» در کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها است؛ به‌ویژه مواد ۳۷ تا ۴۴ کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق دریاها. این قواعد اصولاً عبور مستمر و سریع کشتی‌ها را تضمین می‌کنند و به‌طور معمول اجازه وضع عوارض مستقیم صرفاً برای حق عبور را محدود می‌دانند.

اما در همان چارچوب حقوقی، کشور ساحلی می‌تواند برای برخی خدمات و الزامات مرتبط با ایمنی و مدیریت عبور، هزینه دریافت کند؛ از جمله:

  • خدمات هدایت دریایی
  • کنترل ترافیک کشتی‌ها
  • امداد و نجات
  • خدمات بندری و ایمنی
  • مقابله با آلودگی دریایی
  • تأمین امنیت مسیر در شرایط ویژه

مبنای حقوقی این موارد عمدتاً در مواد زیر قابل استناد است:

ماده ۴۲ کنوانسیون حقوق دریاها: اجازه وضع مقررات مرتبط با ایمنی دریانوردی و کنترل ترافیک

ماده ۴۳: همکاری کشورهای ساحلی و استفاده‌کنندگان تنگه برای تأمین تجهیزات ایمنی و کمک‌های ناوبری

ماده ۲۶: دریافت هزینه صرفاً در برابر خدمات ارائه‌شده به کشتی

همین منطق حقوقی در برخی گذرگاه‌های مهم جهان نیز مشاهده می‌شود:

Panama Canal

کانالی مصنوعی است و دولت پاناما بر اساس مالکیت، نگهداری و مدیریت کامل، هزینه عبور دریافت می‌کند.

Suez Canal

مصر نیز برای استفاده از زیرساخت، مدیریت ترافیک و نگهداری کانال عوارض دریافت می‌کند.

Bosporus Strait

ترکیه در تنگه بسفر و داردانل، مطابق کنوانسیون مونترو و مقررات داخلی، هزینه‌هایی مرتبط با خدمات ناوبری، چراغ‌های دریایی، امداد و مدیریت عبور دریافت می‌کند.

تفاوت مهم هرمز با سوئز و پاناما در این است که هرمز یک تنگه طبیعی و چندساحلی است، نه کانال مصنوعی تحت مالکیت واحد. به همین دلیل، مشروعیت هرگونه سازوکار دائمی دریافت هزینه، به نحوه تعریف آن بستگی خواهد داشت؛ یعنی اینکه آیا این مبالغ به‌عنوان «عوارض عبور» تعریف شوند یا «هزینه خدمات امنیتی و مدیریت ترافیک دریایی».

در شرایط عادی، این موضوع می‌تواند محل اختلاف حقوقی باشد؛ اما در شرایط جنگی یا بحران‌های شدید امنیتی، اجرای قواعد دریایی معمولاً تحت تأثیر واقعیت میدانی، کنترل عملیاتی و ضرورت‌های امنیتی قرار می‌گیرد و تفسیر عملی مقررات انعطاف‌پذیرتر می‌شود.

در نتیجه، مسئله هرمز امروز صرفاً یک بحث حقوقی کلاسیک نیست، بلکه ترکیبی از حاکمیت، امنیت، ژئوپلیتیک انرژی و کنترل عملی یک گلوگاه راهبردی جهانی است.

همچنین در ادامه بخوانید؛ تقویت مسیرهای صادراتی نفت امارات با خط لوله جدید برای دور زدن تنگه هرمز

۵/۵ - (۱ امتیاز)
منبع: الجزیره
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.