نقشه واشنگتن برای بیاثر کردن اهرم راهبردی تنگه هرمز
بر اساس گزارش اختصاصی OilPrice، ایالات متحده و متحدانش پس از بحران اخیر تنگه هرمز، از مدیریت مقطعی بحران عبور کرده و وارد مرحله اجرای یک راهبرد بلندمدت برای کاهش وابستگی بازار جهانی انرژی به این آبراه شدهاند.
به گزارش پتروشیمی ها؛ به نوشته این گزارش، هدف اصلی آن است که در صورت بروز هرگونه اختلال در آینده، اثر اقتصادی و ژئوپلیتیکی تنگه هرمز بر بازار جهانی نفت و گاز به حداقل برسد.
این راهبرد بر چند محور اصلی استوار است:
* افزایش ظرفیت خطوط لوله عربستان از میادین شرقی به بندر ینبع (Yanbu) در ساحل دریای سرخ؛
* توسعه خط لوله حبشان–فجیره در امارات و احداث خط لوله دوم موازی برای افزایش ظرفیت انتقال نفت خارج از تنگه هرمز؛
* احیای مسیرهای صادراتی عراق از طریق ترکیه و همچنین بازسازی خط لوله کرکوک–بانیاس سوریه؛
* تسریع اجرای خط لوله بزرگ بصره–حدیثه که امکان انتقال نفت جنوب عراق به شمال و سپس مدیترانه را فراهم میکند؛
* تسریع اجرای کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) بهعنوان یک مسیر جایگزین برای تجارت و حملونقل که بخش مهمی از آن خارج از تنگه هرمز طراحی شده است.
گزارش همچنین اشاره میکند که آمریکا همزمان در پی تنوعبخشی به منابع عرضه نفت جهان از طریق افزایش تولید در کشورهای قاره آمریکا از جمله ونزوئلا، برزیل و آرژانتین است تا وابستگی بازار جهانی به نفت خلیج فارس کاهش یابد.
در این گزارش آمده است که مرحله نخست این برنامه میتواند در آینده امکان انتقال حدود نیمی از جریان معمول نفت عبوری از تنگه هرمز را از مسیرهای جایگزین فراهم کند و با تکمیل پروژههای جدید، این ظرفیت بهتدریج افزایش خواهد یافت.
تحلیل فنی
نکته اصلی این گزارش، تغییر رویکرد از «مدیریت بحران» به «بازطراحی ساختار شبکه انتقال انرژی» است.
در این معماری جدید، چند مسیر مستقل بهصورت همزمان توسعه مییابند تا وابستگی به یک گلوگاه دریایی کاهش یابد.
این مسیرها شامل:
• خطوط لوله زمینی با ظرفیت بالا؛
• پایانههای صادراتی جدید در دریای سرخ، دریای عمان و مدیترانه؛
• شبکههای ریلی و کریدورهای حملونقل چندوجهی (Multimodal Corridors)؛ یعنی شبکههایی که در آن کالا میان کشتی، قطار و کامیون جابهجا میشود؛
• افزایش تنوع جغرافیایی تولید نفت در نیمکره غربی.
از منظر مهندسی انرژی، هرچه تعداد مسیرهای صادراتی بیشتر شود، تابآوری (Resilience) شبکه انرژی نیز افزایش یافته و ریسک اختلال در عرضه جهانی کاهش پیدا میکند.
تحلیل استراتژیک
این گزارش نشان میدهد که رقابت آینده صرفاً بر سر تولید نفت نخواهد بود، بلکه بر سر کنترل مسیرهای انتقال انرژی و تجارت جهانی شکل خواهد گرفت.
خطوط لوله، بنادر، کریدورهای ریلی و مراکز لجستیکی به ابزارهای اصلی قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل میشوند.
کریدور IMEC نیز صرفاً یک پروژه حملونقل نیست، بلکه بخشی از یک معماری اقتصادی و امنیتی جدید است که با هدف ایجاد مسیرهای جایگزین میان آسیا، خاورمیانه و اروپا طراحی شده است.
در این چارچوب، سرمایهگذاری در زیرساختها به اندازه افزایش ظرفیت تولید نفت اهمیت پیدا میکند.
تحلیل اجرایی (Executive Insight)
این گزارش از تغییر یک سیاست واکنشی به یک برنامه ساختاری و بلندمدت حکایت دارد.
اگر این پروژهها مطابق برنامه اجرا شوند، بازار جهانی انرژی در سالهای آینده از وابستگی شدید به یک گلوگاه راهبردی فاصله خواهد گرفت و انعطافپذیری زنجیره تأمین انرژی افزایش مییابد.
برای شرکتهای فعال در حوزه نفت، گاز، کشتیرانی، لجستیک و سرمایهگذاری زیرساختی، اهمیت مسیرهای زمینی، خطوط لوله، پایانههای صادراتی و مراکز انتقال انرژی بیش از گذشته خواهد شد و تصمیمهای سرمایهگذاری بهتدریج از تمرکز بر یک مسیر به سمت ایجاد شبکهای از مسیرهای جایگزین حرکت میکند.
تحلیل سیاسی
این گزارش، راهبرد آمریکا و شرکای آن را بهعنوان یک برنامه چندساله برای بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی توصیف میکند؛ برنامهای که هدف آن کاهش آسیبپذیری اقتصاد جهانی در برابر اختلال در تنگه هرمز از طریق توسعه همزمان زیرساختهای انرژی، حملونقل و تجارت است.
همچنین، گزارش نشان میدهد که همکاری میان کشورهای مختلف در حوزه خطوط لوله، بنادر، شبکههای ریلی و توافقهای تجاری، بخشی از یک راهبرد گستردهتر برای ایجاد مسیرهای متنوع انتقال انرژی و کالا تلقی میشود؛ بهگونهای که در صورت وقوع بحرانهای مشابه در آینده، آثار آن بر بازار جهانی محدودتر از گذشته باشد.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما