غولهای انرژی روی جهانی با مسیرهای طولانیتر حملونقل نفت میلیاردها دلار سرمایهگذاری میکنند
به گزارش پتروشیمیها، شرکت سرمایهگذاری انرژی «ایکسآرجی» وابسته به ادنوک، در حال بررسی خرید حداکثر ۵۰ درصد از شرکت «انرگوس اینفراستراکچر» با ارزشی در حدود ۳ میلیارد دلار است.
• انرگوس دارای ۱۳ دارایی شناور مرتبط با الانجی شامل واحدهای شناور ذخیرهسازی و بازگازسازی و کشتیهای الانجی است که در کشورهایی مانند برزیل، مصر، اندونزی، مکزیک و هلند فعالیت دارند.
• همزمان، سفارش ساخت نفتکشهای بسیار بزرگ حمل نفت خام، یعنی ویالسیسی، در سال ۲۰۲۶ به یکی از بیسابقهترین سطوح تاریخی رسیده است.
• بر اساس روشهای مختلف شمارش، تعداد سفارشهای ویالسیسی در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۶۴ تا ۲۱۷ فروند برآورد شده و ارزش سرمایهگذاری در این بخش از ۲۰ میلیارد دلار فراتر رفته است.
• ظرفیت سفارشهای نفتکشهای حمل نفت خام در مجموع به حدود ۱۳۰ میلیون تن ظرفیت حمل مرده، معادل حدود ۲۷ درصد ناوگان فعال، رسیده است.
پیام مشترک این دو تحول آن است که سرمایهگذاران و شرکتهای بزرگ انرژی، خود را برای جهانی آماده میکنند که در آن نفت و گاز باید در مسافتهای طولانیتر، با انعطافپذیری بیشتر و از مسیرهای متنوعتری جابهجا شوند.
تحلیل فنی
مهمترین نکته در بازار نفتکشها، افزایش «مسافت حمل مؤثر» یا تنمایل است. تنمایل حاصل ترکیب حجم محموله و مسافت طیشده است.
حتی اگر مصرف جهانی نفت افزایش قابلتوجهی نداشته باشد، تغییر مبدأ تأمین میتواند تقاضا برای نفتکش را بهشدت افزایش دهد.
برای مثال، جایگزینی بخشی از نفت خاورمیانه برای پالایشگاههای آسیایی با نفت آمریکا، برزیل، گویان یا غرب آفریقا، مسافت حمل را بهطور محسوسی افزایش میدهد. بنابراین همان مقدار نفت، به ظرفیت بیشتری از ناوگان دریایی نیاز خواهد داشت.
این موضوع در شرایط اختلال در تنگه هرمز و دریای سرخ اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ زیرا افزایش ریسک، زمان سفر، هزینه بیمه و هزینه عملیاتی کشتیها را بالا میبرد و بخشی از ظرفیت اسمی ناوگان را عملاً از دسترس بازار آزاد خارج میکند.
در بخش الانجی نیز داراییهای شناور بازگازسازی یا افاسآریو اهمیت ویژهای پیدا کردهاند. این واحدها میتوانند بدون نیاز به ساخت یک پایانه بزرگ خشکی، امکان واردات الانجی را در مدت کوتاهتری فراهم کنند.
در نتیجه، یک افاسآریو صرفاً یک کشتی نیست؛ بلکه میتواند بهعنوان یک دروازه انعطافپذیر ورود گاز به بازار عمل کند.
تحلیل استراتژیک
تحولات اخیر نشان میدهد که مفهوم امنیت انرژی در حال گسترش از «مالکیت منابع» به «مالکیت مسیر و زیرساخت انتقال» است.
راهبرد ایکسآرجی در این چارچوب قابل توجه است. این شرکت علاوه بر سرمایهگذاری در منابع گاز، پروژههای مایعسازی و زنجیره الانجی، در حال توسعه حضور خود در بخش حملونقل و زیرساختهای واردات و بازگازسازی نیز است.
هدف اعلامشده ایکسآرجی برای دستیابی به سبدی با ظرفیت حدود ۲۵ میلیون تن در سال الانجی تا سال ۲۰۳۵، نشاندهنده حرکت به سمت یک زنجیره یکپارچهتر است.
خرید احتمالی انرگوس میتواند بخش مهمی از حلقه پاییندستی این زنجیره را تکمیل کند؛ یعنی دسترسی به پایانهها، شناورهای بازگازسازی، حملونقل دریایی و بازار مصرف.
در بازار نفت نیز سفارش گسترده ویالسیسیها بیانگر این انتظار است که اختلالات ژئوپلیتیکی و طولانیتر شدن مسیرهای تجارت انرژی ممکن است به یک ویژگی پایدار بازار تبدیل شود.
در چنین شرایطی، ارزش یک نفتکش صرفاً ظرفیت حمل دو میلیون بشکه نفت نیست؛ بلکه توانایی انتقال نفت بین بازارهایی است که ممکن است در شرایط بحران، مسیرهای جایگزین برای تأمین انرژی به آنها نیاز داشته باشند.
ریسک اصلی در بازار ویالسیسی
در کنار منطق اقتصادی این سفارشها، یک ریسک مهم نیز وجود دارد: اشباع ناوگان در سالهای آینده.
حدود یکپنجم ناوگان ویالسیسی موجود بیش از ۲۰ سال عمر دارد و بخشی از سفارشهای جدید نیز برای جایگزینی این شناورها انجام میشود.
اما اگر اختلالات هرمز و دریای سرخ کاهش یابد و مسیرهای سنتی تجارت نفت دوباره فعال شوند، ممکن است ظرفیت مؤثر ناوگان سریعتر از تقاضای تنمایل افزایش پیدا کند.
از سوی دیگر، سفارشهای امروز عمدتاً در سالهای آینده تحویل خواهند شد. بنابراین ممکن است بازار در فاصله ۲۰۲۸ تا ۲۰۳۰ با ترکیبی از ورود حجم بزرگی از نفتکشهای جدید و کاهش بخشی از تقاضای ناشی از اختلالات ژئوپلیتیکی مواجه شود.
در این حالت، فشار نزولی بر نرخ کرایه نفتکشها محتمل خواهد بود.
تحلیل اجرایی
برای شرکتهای انرژی، پیام اصلی این تحولات افزایش اهمیت کنترل فیزیکی زنجیره تأمین است.
مدل سنتی، مالکیت یا تولید نفت و گاز را در مرکز راهبرد قرار میداد؛ اما شرایط جدید اهمیت موارد زیر را افزایش داده است:
• دسترسی به ناوگان حملونقل دریایی
• ظرفیت ذخیرهسازی و بازگازسازی شناور
• پایانههای واردات و صادرات
• قراردادهای بلندمدت حمل و زیرساخت
• تنوع جغرافیایی منابع تأمین
• امکان تغییر سریع مسیر محمولهها
• دسترسی مستقیمتر به مشتری نهایی
به همین دلیل، خرید یک دارایی عملیاتی موجود مانند مجموعه انرگوس میتواند برای یک شرکت انرژی مزیت زمانی قابلتوجهی داشته باشد؛ زیرا ساخت واحدهای تخصصی جدید ممکن است چند سال زمان ببرد و ظرفیت کشتیسازی نیز محدود است.
پیام برای صنعت کشتیرانی و کشتیسازی
موج سفارشهای جدید، ظرفیت کشتیسازی در چین و کره جنوبی را بیشتر تحت فشار قرار میدهد و میتواند زمان تحویل و قیمت ساخت نفتکشهای بزرگ را افزایش دهد.
همچنین تخصیص ظرفیت کشتیسازی به ویالسیسیها به معنای کاهش انعطافپذیری برای ساخت سایر شناورهای تخصصی، از جمله حاملهای الانجی و برخی زیرساختهای دریایی انرژی است.
بنابراین رقابت آینده صرفاً بر سر نفت و گاز نخواهد بود؛ بلکه ظرفیت ساخت کشتی، تجهیزات دریایی، موتور، خدمات مهندسی و زیرساختهای شناور نیز به بخشی از رقابت امنیت انرژی تبدیل میشود.
جمعبندی مدیریتی
شواهد ارائهشده در این گزارش نشان میدهد که بازار انرژی در حال حرکت به سمت دورهای است که در آن مسیر انتقال انرژی تقریباً به اندازه خودِ منبع انرژی اهمیت پیدا میکند.
سرمایهگذاری ایکسآرجی در زیرساختهای شناور الانجی و سفارش بیسابقه ویالسیسیها دو نمود متفاوت از یک روند واحد هستند: شرکتهای بزرگ انرژی و کشتیرانی انتظار دارند تجارت جهانی نفت و گاز، به دلیل ریسکهای ژئوپلیتیکی، تحریمها، ناامنی گلوگاههای دریایی و تنوعبخشی به منابع تأمین، به سمت مسیرهای طولانیتر، انعطافپذیرتر و پرهزینهتر حرکت کند.

در این محیط، سه عامل اهمیت بیشتری پیدا میکنند:
انعطافپذیری زیرساخت، ظرفیت حملونقل و کنترل زنجیره فیزیکی انرژی.
با این حال، همین روند میتواند در سالهای آینده یک تناقض ایجاد کند: اگر اختلالات فعلی کاهش یابد، حجم عظیم سفارشهای جدید نفتکش ممکن است به مازاد ظرفیت و افت شدید نرخهای حمل منجر شود.
بنابراین بازار در حال انجام یک شرطبندی بزرگ بر ماندگار بودن جغرافیای جدید تجارت انرژی است؛ شرطی که نتیجه آن برای بازار نفتکشها و زیرساخت الانجی تا حد زیادی به دوام یا کاهش اختلالات مسیرهای اصلی دریایی بستگی خواهد داشت.
همچنین بخوانید؛ اروپا برای تأمین گاز زمستانی، آسیا را در بازار الانجی کنار میزند؛ قیمتها ۱۵۰ درصد جهش کرد
نظرات کاربران (۰ نظر)