پوتین در سایه ضعف به پکن رفت؛

جنگ ایران دریچه‌ای برای تقویت پیوند انرژی روسیه و چین گشود

تاریخ انتشار: ۲ خرداد ۱۴۰۵

ولادیمیر پوتین در شرایطی وارد پکن شد که بر اساس روایت خبر، در موقعیت «ضعف نسبی» قرار دارد؛ جنگ او در اوکراین به بن‌بست و فرسایش رسیده، شهرهای روسیه در برابر حملات پهپادی اوکراین آسیب‌پذیرتر شده‌اند، و فشار اقتصادی ناشی از جنگ و تحریم‌ها در حال تشدید است. هم‌زمان، سطح نارضایتی داخلی از تداوم جنگ نیز افزایش یافته است.

در سطح روابط خارجی، پیوند روسیه و چین همچنان نزدیک و راهبردی باقی مانده، اما ویژگی تعیین‌کننده آن «عدم توازن ساختاری شدید» است. چین بخش بزرگی از واردات روسیه را تأمین می‌کند و خریدار اصلی صادرات آن است، در حالی که سهم روسیه در اقتصاد خارجی چین بسیار کوچک‌تر است. این‌عدم توازن، چین را در موقعیت برتر چانه‌زنی قرار داده و دست پکن را برای تعیین شرایط همکاری باز گذاشته است.

با وجود این وضعیت، روسیه تلاش می‌کند به جایگاه یک شریک کاملاً فرعی تن ندهد. مسکو بر دارایی‌های راهبردی خود، به‌ویژه زرادخانه هسته‌ای گسترده و نقش ژئوپلیتیکی‌اش در رقابت قدرت‌های بزرگ، تأکید می‌کند تا همچنان در معادلات کلان جهانی اثرگذار باقی بماند.

فرصت ناشی از جنگ ایران و اختلال انرژی جهانی

بر اساس گزارش، جنگ در خاورمیانه که با درگیری گسترده آمریکا و اسرائیل همراه شده، موجب اختلال در جریان انرژی از منطقه خلیج فارس شده است. این وضعیت برای چین، به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده انرژی جهان، یک ریسک مستقیم ایجاد کرده است.

در همین نقطه، یک «پنجره فرصت» برای روسیه شکل گرفته است. مسکو تلاش می‌کند خود را به‌عنوان تأمین‌کننده جایگزین و قابل اتکاتر انرژی برای چین معرفی کند و از این شرایط برای پیشبرد همکاری‌های انرژی استفاده نماید.

مهم‌ترین محور این تلاش، احیای پروژه خط لوله گاز بزرگ از سیبری به چین است؛ پروژه‌ای که سال‌ها به دلیل اختلاف بر سر قیمت‌گذاری و نگرانی چین از وابستگی بیش از حد، متوقف یا معلق مانده بود. اکنون بی‌ثباتی خاورمیانه این محاسبات را دوباره تغییر داده است.

دیپلماسی هم‌زمان چین با آمریکا و روسیه

این سفر تنها چند روز پس از دیدار دونالد ترامپ از پکن انجام شده است. این هم‌زمانی نشان می‌دهد چین در حال مدیریت هم‌زمان دو رابطه بزرگ و رقیب است: ایالات متحده و روسیه.

در دیدار با ترامپ، شی جین‌پینگ تلاش کرد رابطه چین و آمریکا را در قالب دو قدرت هم‌سطح تعریف کند و از تشدید رقابت جلوگیری نماید. در مقابل، میزبانی پوتین نشان می‌دهد چین هم‌زمان در حال تثبیت نقش خود به‌عنوان مرکز تنظیم روابط قدرت‌های بزرگ است.

تحلیل فنی

ساختار اقتصادی رابطه روسیه و چین بر یک «تقارن معکوس» استوار است:

از یک سو، چین:

* تأمین‌کننده اصلی کالاهای صنعتی، فناوری و قطعات برای روسیه است
* نقش کلیدی در تأمین نیازهای اقتصادی و صنعتی روسیه دارد

از سوی دیگر، روسیه:

* صادرکننده انرژی (نفت و گاز) برای چین است
* بخشی از نقش امنیتی و ژئوپلیتیکی را در قالب بازدارندگی هسته‌ای ارائه می‌دهد

اما نکته کلیدی این است که در هر دو حوزه، چین طرف تعیین‌کننده شرایط است. در انرژی، چین خریدار اصلی است و در صنعت و فناوری نیز روسیه وابسته به واردات است. همین امر باعث شده مذاکرات کلیدی مانند پروژه خط لوله سیبری ۲ سال‌ها در وضعیت تعلیق باقی بماند، زیرا چین از وابستگی بیش از حد به یک منبع واحد اجتناب می‌کند.

تحلیل استراتژیک

منطق استراتژیک خبر بر سه محور واقعی استوار است:

نخست، رابطه روسیه و چین یک اتحاد کلاسیک نیست، بلکه یک «همکاری نامتقارن مبتنی بر نیاز متقابل» است. روسیه به بازار و فناوری چین نیاز دارد، در حالی که چین به انرژی و عمق ژئوپلیتیکی روسیه برای مدیریت ریسک‌های جهانی نیازمند است.

دوم، جنگ اوکراین این‌عدم توازن را تشدید کرده است. روسیه با محدود شدن دسترسی به بازارهای غربی، عملاً وابستگی خود به شرق را افزایش داده و این موضوع قدرت نسبی چین را بیشتر کرده است.

سوم، چین در حال بازی در سطحی بالاتر است: هم‌زمان با آمریکا وارد گفت‌وگوی راهبردی می‌شود و هم‌زمان روابط خود با روسیه را حفظ می‌کند، بدون آنکه وارد تعهدات اتحاد رسمی شود. این موقعیت به پکن امکان می‌دهد در مرکز شبکه قدرت جهانی باقی بماند.

تحلیل اجرایی

در سطح اجرایی، خبر سه پیام مشخص دارد:

نخست، بازار انرژی جهانی بیش از گذشته به تصمیمات چین گره خورده است، زیرا چین هم خریدار اصلی انرژی روسیه است و هم بازیگری است که می‌تواند پروژه‌های بزرگ انرژی را فعال یا متوقف کند.

دوم، روسیه در حال حرکت به سمت تمرکز صادرات انرژی بر یک بازار غالب (چین) است؛ موضوعی که در بلندمدت قدرت چانه‌زنی مسکو را کاهش می‌دهد، حتی اگر در کوتاه‌مدت درآمد ایجاد کند.

سوم، بحران خاورمیانه یک متغیر تشدیدکننده برای سیاست انرژی چین ایجاد کرده است؛ به‌گونه‌ای که پکن هم‌زمان باید ریسک بی‌ثباتی خلیج فارس و ریسک وابستگی بیش از حد به روسیه را مدیریت کند.

تحلیل سیاسی

در سطح سیاسی، پیام اصلی خبر این است که پوتین در حال مدیریت یک موقعیت کاهش‌یافته قدرت است، نه یک فروپاشی کامل. روسیه هنوز ابزارهای مهمی مانند انرژی و توان هسته‌ای دارد، اما توان شکل‌دهی مستقل به نظم جهانی کاهش یافته است.

در مقابل، چین در حال تثبیت جایگاه خود به‌عنوان «گره مرکزی روابط قدرت‌های بزرگ» است؛ بازیگری که نه وارد اتحاد رسمی با روسیه می‌شود و نه وارد تقابل کامل با آمریکا، بلکه هر دو رابطه را برای افزایش قدرت چانه‌زنی خود مدیریت می‌کند.

در نتیجه، رابطه روسیه و چین از نگاه این گزارش نه یک اتحاد هم‌سطح، بلکه یک همکاری پایدار اما عمیقاً نامتوازن است که در آن چین نقش تعیین‌کننده و روسیه نقش وابسته‌تر دارد، هرچند هر دو تلاش می‌کنند این واقعیت ساختاری را در قالب همکاری برابر مدیریت کنند.

همچنین بخوانید:عقب‌نشینی قیمت‌ها پس از وعده ترامپ برای پایان سریع جنگ ایران

۵/۵ - (۱ امتیاز)
منبع: nytimes
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.