از هرمز تا هیوستون؛ شتابگیری انتقال مرکز ثقل انرژی جهان به قاره آمریکا
این گزارش مدعی است که تحولات ناشی از بحران خاورمیانه و اختلال گسترده در عبور نفت از تنگه هرمز، موجب تسریع انتقال مرکز ثقل عرضه انرژی جهان از خاورمیانه به نیمکره غربی شده است.
به گزارش پتروشیمی ها؛ بر اساس آمارهای مورد استناد نویسنده، صادرات نفت خام قاره آمریکا در ماه مه به رکورد تاریخی ۱۴.۵ میلیون بشکه در روز رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۴۰ درصد افزایش نشان میدهد. همزمان، تردد نفتکشها از تنگه هرمز بین فوریه تا مه حدود ۸۹ درصد کاهش یافته است.
نویسنده معتقد است این تحول صرفاً یک جابهجایی موقت ناشی از بحران نیست، بلکه بخشی از راهبرد بلندمدت دولت ترامپ برای کاهش نفوذ اوپک و تبدیل آمریکا و متحدانش در قاره آمریکا به مرکز اصلی عرضه انرژی جهان محسوب میشود.
در این چارچوب، آمریکا علاوه بر افزایش تولید داخلی، توسعه ظرفیتهای نفت و گاز در سه کشور ونزوئلا، آرژانتین و برزیل را نیز دنبال میکند.
طبق گزارش، تولید نفت ونزوئلا به بیش از ۱.۱۵ میلیون بشکه در روز رسیده و هدفگذاری این کشور دستیابی به ۱.۳۷ میلیون بشکه در روز تا پایان ۲۰۲۶ است. همچنین آرژانتین با توسعه میدان شیل واکا موئرتا (Vaca Muerta) در مسیر تولید یک میلیون بشکه در روز قرار گرفته و برزیل نیز با عبور از مرز ۴ میلیون بشکه در روز نفت خام، رکوردهای جدیدی ثبت کرده است.
نویسنده نتیجه میگیرد که مجموعه این تحولات میتواند جایگاه تاریخی خاورمیانه در بازار جهانی انرژی را تا حدی به چالش بکشد و نقش قاره آمریکا را بهعنوان موتور اصلی رشد عرضه نفت در دهه آینده تقویت کند.
تحلیل فنی:
• مهمترین نکته فنی گزارش، تغییر مسیر جریانهای فیزیکی تجارت نفت است. بازار جهانی در حال تطبیق خود با کاهش وابستگی به گلوگاههای سنتی انتقال انرژی از جمله تنگه هرمز است.
• رشد تولید در حوضه پرمین آمریکا، میدانهای فراساحلی برزیل، منابع شیل آرژانتین و ظرفیتهای احیاشده آمریکای لاتین باعث شده عرضه جدید عمدتاً از نیمکره غربی تأمین شود.
• از منظر لجستیکی، نفت تولیدی در قاره آمریکا دسترسی مستقیمتری به پالایشگاههای آمریکای شمالی و همچنین بازارهای اروپا دارد و ریسک عبور از برخی نقاط حساس ژئوپلیتیکی را کاهش میدهد.
• توسعه فناوریهای حفاری افقی، شکست هیدرولیکی (Fracking) و بهرهبرداری از میادین آبهای عمیق، مزیت رقابتی تولیدکنندگان آمریکایی را نسبت به یک دهه قبل به شکل محسوسی افزایش داده است.
• با این حال، خاورمیانه همچنان دارای کمهزینهترین ذخایر متعارف نفت جهان است و جایگزینی کامل آن از منظر اقتصادی و ظرفیت تولید، در کوتاهمدت امکانپذیر نیست.
تحلیل استراتژیک:
• جوهره استراتژیک گزارش، «تنوعبخشی جغرافیایی به عرضه انرژی» و کاهش تمرکز تاریخی بازار بر خلیج فارس است.
• در صورت تداوم این روند، قدرت تأثیرگذاری تولیدکنندگان سنتی بر بازار جهانی کاهش یافته و وزن ژئوپلیتیکی تولیدکنندگان قاره آمریکا افزایش خواهد یافت.
• آمریکا تلاش میکند زنجیرهای از تولید، پالایش، صادرات و تأمین مالی انرژی را در سراسر نیمکره غربی شکل دهد؛ زنجیرهای که از آلاسکا تا آمریکای جنوبی امتداد داشته باشد.
• این رویکرد صرفاً اقتصادی نیست، بلکه بخشی از معماری جدید امنیت انرژی غرب تلقی میشود؛ معماریای که وابستگی به مناطق پرتنش را کاهش دهد.
• در چنین چارچوبی، کنترل مسیرهای تجاری انرژی به تدریج جای خود را به کنترل ظرفیتهای تولیدی و زیرساختهای عرضه میدهد.
تحلیل اجرایی:
• برای شرکتهای نفتی بینالمللی، سرمایهگذاریهای آتی احتمالاً بیش از گذشته به سمت آمریکای شمالی و جنوبی هدایت خواهد شد.
• شرکتهای خدمات نفتی، پیمانکاران حفاری، اپراتورهای خطوط لوله و تأمینکنندگان تجهیزات از اصلیترین ذینفعان این تغییر ساختاری خواهند بود.
• پالایشگاههای آمریکا نیز از دسترسی به منابع متنوعتر خوراک نفتی سود خواهند برد و نقش آنها در تجارت جهانی فرآوردههای نفتی پررنگتر میشود.
• بازار انرژی در حال ورود به دورهای است که مزیت رقابتی تنها بر پایه حجم ذخایر تعریف نمیشود؛ بلکه ثبات سیاسی، دسترسی به سرمایه، فناوری و امنیت زیرساختها نیز نقش تعیینکننده دارند.
تحلیل سیاسی:
• مقاله بازتابدهنده دیدگاهی است که معتقد است واشنگتن در حال بازآرایی نظم انرژی جهان به نفع نیمکره غربی است.
• نویسنده تلاش میکند افزایش تولید در کشورهای قاره آمریکا را در قالب یک پروژه ژئوپلیتیکی بزرگتر تفسیر کند؛ پروژهای که هدف آن کاهش قدرت تاریخی اوپک در تعیین روند بازار نفت است.
• در این روایت، انرژی نه صرفاً یک کالای اقتصادی، بلکه ابزار شکلدهی به موازنه قدرت جهانی محسوب میشود.
• با وجود این، باید توجه داشت که بسیاری از مفروضات مقاله – از جمله سرعت احیای تولید برخی کشورها، میزان پایداری سرمایهگذاریها و تحقق کامل اهداف ژئوپلیتیکی واشنگتن – هنوز در عمل آزموده نشدهاند و تحقق آنها به شرایط سیاسی، اقتصادی و امنیتی سالهای آینده وابسته خواهد بود.
جمعبندی نهایی:
پیام اصلی این گزارش آن است که بحران هرمز و تحولات اخیر بازار انرژی، روندی را تسریع کرده که از سالها قبل آغاز شده بود: انتقال تدریجی بخشی از رشد عرضه جهانی نفت از خاورمیانه به قاره آمریکا. اگرچه خاورمیانه همچنان یکی از مهمترین مراکز تولید نفت جهان باقی خواهد ماند، اما افزایش ظرفیت تولید در آمریکا، برزیل، آرژانتین و سایر کشورهای نیمکره غربی میتواند در دهه پیش رو ساختار سنتی بازار انرژی و توازن قدرت در صنعت نفت را بیش از پیش دگرگون کند.
همچنین بخوانید؛ تاکید ترامپ بر پایداری توافق با ایران
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما