اجلاس آب‌رفته پکن؛

از رؤیای معامله بزرگ ترامپ تا نیاز به کمک شی جین‌پینگ در بحران هرمز

تاریخ انتشار: ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

نشست دو روزه میان دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ در پکن، برخلاف فضاسازی اولیه کاخ سفید، دیگر یک «اجلاس تاریخی» برای بازتعریف روابط آمریکا و چین تلقی نمی‌شود؛ بلکه بیشتر به تلاشی برای مهار بحران‌ها و جلوگیری از تشدید تنش‌های جهانی شباهت دارد.

ترامپ که ماه‌ها از احتمال دستیابی به یک «معامله بزرگ» با چین سخن می‌گفت، اکنون در شرایطی متفاوت وارد پکن شده است. محورهای اصلی مذاکرات شامل تجارت، بحران تنگه هرمز، خریدهای انرژی و کشاورزی چین از آمریکا، صادرات عناصر نادر خاکی و همکاری محدود در حوزه هوش مصنوعی خواهد بود.

گزارش تأکید می‌کند که جنگ مرتبط با تنگه هرمز و همچنین رأی دیوان عالی آمریکا علیه بخشی از اختیارات تعرفه‌ای ترامپ، قدرت چانه‌زنی واشنگتن را کاهش داده است. در مقابل، پکن اکنون خود را در موقعیتی برابر یا حتی برتر نسبت به آمریکا می‌بیند.

ترامپ تلاش دارد چین را متقاعد کند که از نفوذ خود بر تهران برای کاهش بحران تنگه هرمز استفاده کند؛ اما تحلیلگران آمریکایی معتقدند پکن انگیزه چندانی برای پایان سریع بحران ندارد، زیرا درگیر شدن بیشتر آمریکا در خاورمیانه باعث کاهش تمرکز واشنگتن بر منطقه هند-آرام می‌شود.

در حوزه اقتصادی، انتظار می‌رود دو طرف صرفاً بر تمدید آتش‌بس تجاری قبلی، خرید احتمالی هواپیماهای بوئینگ توسط چین، ادامه صادرات مواد معدنی حیاتی و ایجاد سازوکارهایی محدود برای تجارت کالاهای «غیرحساس» توافق کنند.

همچنین احتمال آغاز گفت‌وگوهای جدید درباره هوش مصنوعی نظامی و محدودسازی استفاده از AI در سامانه‌های تسلیحاتی مطرح شده است؛ موضوعی که ادامه مذاکرات دوره بایدن و شی جین‌پینگ محسوب می‌شود.

تحلیل فنی:

آنچه در این اجلاس دیده می‌شود، تغییر ماهیت رقابت آمریکا و چین از «تقابل مستقیم اقتصادی» به «مدیریت کنترل‌شده رقابت» است.

چهار مؤلفه فنی اصلی در گزارش برجسته است:

۱- بحران عناصر نادر خاکی:
چین همچنان اهرم بسیار قدرتمندی در زنجیره تأمین عناصر نادر خاکی (Rare Earths) دارد؛ موادی حیاتی برای صنایع دفاعی، نیمه‌هادی‌ها، باتری‌ها، موشک‌ها و تجهیزات الکترونیکی پیشرفته. تمدید توافق صادرات این مواد برای صنایع آمریکایی اهمیت راهبردی دارد.

۲- انتقال تمرکز از تعرفه‌ها به ثبات:
پس از محدود شدن اختیارات تعرفه‌ای ترامپ توسط دیوان عالی، ابزار فشار سنتی واشنگتن تضعیف شده و اکنون هدف آمریکا «ثبات تجاری» است، نه آغاز جنگ تعرفه‌ای جدید.

۳- ورود هوش مصنوعی به مذاکرات ژئوپلیتیک:
هوش مصنوعی اکنون به موضوعی هم‌تراز تسلیحات راهبردی تبدیل شده است. نگرانی مشترک دو کشور درباره استفاده از AI در سامانه‌های رزمی خودکار و حتی کنترل تسلیحات هسته‌ای، نشانه آغاز معماری جدید کنترل فناوری‌های نظامی است.

۴- نقش انرژی و هرمز:
آمریکا عملاً به دنبال استفاده از نفوذ اقتصادی چین بر تهران برای کاهش فشار بر بازار جهانی انرژی است. این مسئله نشان می‌دهد بحران هرمز اکنون مستقیماً بر دیپلماسی قدرت‌های بزرگ اثر گذاشته است.

تحلیل استراتژیک:

این اجلاس بیش از آنکه «نشست معامله بزرگ» باشد، اجلاس جلوگیری از بی‌ثباتی است.

سه هدف استراتژیک اصلی در رفتار دو طرف دیده می‌شود:

* جلوگیری از بازگشت جنگ تجاری گسترده
* جلوگیری از تشدید بحران انرژی جهانی
* جلوگیری از ورود رقابت هوش مصنوعی به فاز کاملاً کنترل‌نشده نظامی

در واقع، واشنگتن و پکن به این جمع‌بندی رسیده‌اند که «صلح سرد» بهتر از ورود مداوم به بحران‌های فرسایشی و غیرقابل پیش‌بینی است.

برای چین، ادامه درگیری آمریکا در خاورمیانه یک مزیت ژئوپلیتیکی محسوب می‌شود؛ زیرا موجب کاهش تمرکز نظامی آمریکا بر منطقه هند-آرام خواهد شد.

برای آمریکا نیز حفظ حداقلی از همکاری اقتصادی با چین، در شرایط فشار تورمی، بحران انرژی و شکنندگی زنجیره‌های تأمین، به یک ضرورت تبدیل شده است.

به همین دلیل، خروجی احتمالی اجلاس بیشتر شامل توافق‌های محدود، نمادین و قابل مدیریت خواهد بود؛ نه توافق‌های بزرگ و ساختارشکن.

تحلیل اجرایی (Executive Insight):

پیام اصلی این اجلاس برای بازارها و بازیگران بین‌المللی آن است که روابط آمریکا و چین وارد فاز «مدیریت ریسک» شده است.

مهم‌ترین سیگنال‌های اجرایی نشست عبارتند از:

* کاهش احتمال بازگشت فوری جنگ تعرفه‌ای شدید
* افزایش نقش امنیت انرژی در مذاکرات قدرت‌های بزرگ
* استمرار وابستگی صنعتی آمریکا به زنجیره تأمین چین
* آغاز تدریجی رژیم‌های کنترلی مشترک بر هوش مصنوعی نظامی
* ترجیح دو قدرت برای حفظ حداقلی از ثبات اقتصادی جهانی

اگرچه احتمال توافق‌های نمایشی و رسانه‌ای بالاست، اما به نظر می‌رسد دو طرف فعلاً قصد عبور از خطوط قرمز استراتژیک یکدیگر را ندارند.

تحلیل سیاسی:

از منظر سیاسی، گزارش تصویری کم‌سابقه از تغییر موازنه روانی میان واشنگتن و پکن ارائه می‌دهد.

دونالد ترامپ که معمولاً با ادبیات فشار، تهدید و معامله‌گری تهاجمی شناخته می‌شود، این بار در موقعیتی قرار گرفته که به تعبیر گزارش، بیشتر «متقاضی همکاری» است تا بازیگر مسلط.

در مقابل، چین تلاش می‌کند خود را قدرتی باثبات، صبور و در حال صعود معرفی کند؛ کشوری که بدون ورود مستقیم به بحران‌ها، از فرسایش تمرکز ژئوپلیتیکی آمریکا بهره می‌برد.

همچنین تغییر مکرر اظهارات ترامپ درباره محور مذاکرات — از تأکید بر ایران تا عقب‌نشینی از آن — نشانه‌ای از پیچیدگی فضای داخلی و خارجی دولت آمریکا در مدیریت همزمان چند بحران است.

در مجموع، این اجلاس بیش از آنکه آغاز فصل جدیدی در روابط آمریکا و چین باشد، نشانه ورود دو قدرت به مرحله‌ای از «رقابت کنترل‌شده همراه با وابستگی متقابل اجباری» است.

همچنین بخوانید:افت مداوم ذخایر نفت و بنزین آمریکا زیر فشار جنگ ایران

۴/۵ - (۱ امتیاز)
منبع: politico
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.