آیا آمریکا در دام تشدید تنش ایران گرفتار شده است؟
سایمون واتکینز در این گزارش معتقد است که دولت دونالد ترامپ پس از چند ماه عملیات هوایی گسترده علیه ایران، اکنون با وضعیتی روبهرو شده که گزینههای راهبردی آن بهشدت محدود شده است.
به گزارش پتروشیمی ها؛ بهگفته منابع مورد استناد نویسنده، حملات هوایی تاکنون نتوانسته ایران را به پذیرش شروط مورد نظر آمریکا وادار کند و در مقابل، احتمال ورود آمریکا به یک درگیری زمینی پرهزینه بیش از گذشته مطرح شده است.
گزارش با مقایسه وضعیت کنونی با تجربه جنگ ویتنام، استدلال میکند که قدرت هوایی بهتنهایی قادر به تعیین نتیجه جنگ نیست و هرگونه تلاش برای حفظ برتری نظامی ممکن است در نهایت به اعزام نیروهای زمینی منجر شود.
از منظر انرژی، نویسنده مهمترین چالش را اختلال همزمان در دو گلوگاه اصلی انتقال انرژی جهان یعنی تنگه هرمز و بابالمندب میداند. به اعتقاد وی، اگرچه مقامات آمریکایی همچنان بر باز بودن مسیر هرمز تأکید دارند، اما بسیاری از شرکتهای بزرگ کشتیرانی بهدلیل ریسک بالای امنیتی، عبور از این مسیر را بسیار مخاطرهآمیز ارزیابی میکنند.
در ادامه، گزارش به اعلام محاصره دریایی بنادر و کشتیهای عربستان توسط حوثیهای یمن اشاره کرده و معتقد است که این اقدام، مسیر جایگزین صادرات نفت عربستان از طریق دریای سرخ را نیز با مخاطره روبهرو ساخته است. از دید نویسنده، همزمانی فشار بر هرمز و بابالمندب موجب افزایش مجدد قیمت نفت و تشدید نگرانی بازارهای جهانی شده است.
نویسنده همچنین تأکید میکند که افزایش قیمت نفت، علاوه بر آثار اقتصادی، برای دولت آمریکا پیامدهای سیاسی نیز دارد؛ زیرا رشد قیمت بنزین مستقیماً بر قدرت خرید مصرفکنندگان، نرخ تورم و احتمال رکود اقتصادی اثر میگذارد و میتواند بر فضای سیاسی داخلی آمریکا تأثیرگذار باشد.
در بخش پایانی، گزارش به سناریوهای احتمالی ورود محدود نیروهای آمریکایی به مناطق ساحلی اطراف تنگه هرمز اشاره میکند، اما با استناد به تجربههای تاریخی، چنین گزینهای را دارای ریسک بالای گسترش تدریجی درگیری و گرفتار شدن در یک جنگ فرسایشی ارزیابی میکند.
تحلیل فنی:
* همزمانی اختلال در تنگه هرمز و بابالمندب، از دیدگاه مدیریت زنجیره تأمین انرژی، یکی از پرریسکترین سناریوهای ممکن برای تجارت جهانی نفت و گاز محسوب میشود.
* کاهش تمایل شرکتهای کشتیرانی به عبور از مسیرهای پرریسک، حتی بدون انسداد کامل آبراهها، میتواند ظرفیت واقعی حملونقل انرژی را کاهش دهد؛ موضوعی که در صنعت حملونقل دریایی از آن با عنوان انسداد عملیاتی (Operational Closure) یاد میشود.
* افزایش حق بیمه جنگ، هزینه اجاره نفتکشها، زمان سفر و مصرف سوخت، همگی هزینه نهایی تحویل نفت را افزایش میدهند؛ حتی اگر تولید نفت تغییر محسوسی نداشته باشد.
* هرگونه اختلال همزمان در دو گلوگاه اصلی انرژی، انعطافپذیری شبکه جهانی صادرات نفت را کاهش داده و وابستگی بازار به مسیرهای طولانیتر را افزایش میدهد.
تحلیل استراتژیک:
* گزارش بر این نکته تأکید دارد که در بحرانهای ژئوپلیتیکی، موفقیت نظامی الزاماً به معنای تحقق اهداف سیاسی نیست و ممکن است فشارهای متقابل، دامنه بحران را گسترش دهد.
* تمرکز همزمان بازار بر دو گلوگاه مهم انرژی، سطح ریسک ژئوپلیتیکی بازار نفت را نسبت به سالهای گذشته افزایش داده و تحلیلگران ناچارند هر دو مسیر را بهطور همزمان در ارزیابی ریسک لحاظ کنند.
* در چنین شرایطی، بازار انرژی بیش از آنکه تحت تأثیر میزان تولید قرار گیرد، از ادراک ریسک، امنیت مسیرهای حمل و رفتار شرکتهای کشتیرانی تأثیر میپذیرد.
* تجربههای تاریخی نشان میدهد که هرچه مدت بحران طولانیتر شود، هزینههای اقتصادی و مالی حفظ حضور نظامی نیز بهصورت تصاعدی افزایش مییابد.
تحلیل سیاسی:
این گزارش بازتابدهنده یکی از دیدگاههای مطرح در بخشی از محافل تحلیلی غرب است که معتقدند تداوم فشار نظامی، بدون دستیابی به اهداف سیاسی مشخص، میتواند آزادی عمل تصمیمگیران را محدود کند. نویسنده با استفاده از تجربه جنگ ویتنام، تلاش میکند نشان دهد که ورود تدریجی به یک منازعه، ممکن است به افزایش تعهدات نظامی و دشوارتر شدن خروج از بحران منجر شود.
همچنین مقاله بر این باور است که تحولات بازار انرژی و سیاست داخلی آمریکا بهطور فزایندهای به یکدیگر پیوند خوردهاند؛ بهگونهای که افزایش قیمت نفت و سوخت میتواند هم بر اقتصاد و هم بر فضای سیاسی داخلی این کشور اثرگذار باشد.
جمعبندی اجرایی (Executive Insight):
پیام اصلی این گزارش آن است که از نگاه نویسنده، بحران کنونی دیگر صرفاً یک رویارویی نظامی نیست، بلکه به یک آزمون همزمان در حوزه امنیت انرژی، اقتصاد و تصمیمگیری راهبردی تبدیل شده است. از این منظر، هرگونه اختلال پایدار در تنگه هرمز و بابالمندب میتواند آثار آنی بر بازار جهانی نفت، هزینه حملونقل دریایی، نرخ بیمه، قیمت انرژی و انتظارات فعالان بازار داشته باشد. به همین دلیل، رفتار شرکتهای کشتیرانی، شرکتهای بیمه، معاملهگران نفت و سیاستگذاران انرژی، در کنار تحولات میدانی، از مهمترین عوامل تعیینکننده روند بازار در ادامه این بحران خواهند بود.
جمعبندی اجرایی (Executive Insight):
پیام اصلی این گزارش آن است که از نگاه نویسنده، بحران کنونی دیگر صرفاً یک رویارویی نظامی نیست، بلکه به یک آزمون همزمان در حوزه امنیت انرژی، اقتصاد و تصمیمگیری راهبردی تبدیل شده است. از این منظر، هرگونه اختلال پایدار در تنگه هرمز و بابالمندب میتواند آثار آنی بر بازار جهانی نفت، هزینه حملونقل دریایی، نرخ بیمه، قیمت انرژی و انتظارات فعالان بازار داشته باشد. به همین دلیل، رفتار شرکتهای کشتیرانی، شرکتهای بیمه، معاملهگران نفت و سیاستگذاران انرژی، در کنار تحولات میدانی، از مهمترین عوامل تعیینکننده روند بازار در ادامه این بحران خواهند بود.
همچنین بخوانید: ادنوک با وجود ریسکهای هرمز و دریای سرخ، هفتمین مناقصه بزرگ فروش نفت خام را منتشر کرد
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما