ابهام راهبردی در پکن؛

واشنگتن از توافق می‌گوید، چین از هشدار بر سر تایوان

تاریخ انتشار: ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

دیدار دو روزه ترامپ و شی جین پینگ در پکن، اگرچه از سوی هر دو طرف «مثبت» توصیف شد، اما بیانیه‌های منتشرشده از سوی واشنگتن و پکن نشان داد که دو کشور حتی درباره آنچه بر سرش توافق کرده‌اند نیز روایت مشترکی ندارند.

کاخ سفید اعلام کرد که در این اجلاس، توافقات مهم تجاری حاصل شده و دو طرف درباره جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، باز نگه داشتن تنگه هرمز و افزایش خرید نفت آمریکا توسط چین هم‌نظر بوده‌اند. در مقابل، وزارت خارجه چین تقریباً هیچ‌یک از این موارد را تأیید نکرد و تمرکز خود را بر هشدار به آمریکا درباره تایوان، مخالفت با تداوم جنگ علیه ایران و ضرورت حل‌وفصل سیاسی بحران گذاشت.

در حوزه تجارت، ترامپ مدعی شد چین با خرید ۲۰۰ فروند هواپیمای بوئینگ موافقت کرده است؛ ادعایی که نه از سوی پکن و نه از سوی Boeing تأیید نشد. همچنین برخلاف انتظارات، هیچ توافق مشخصی درباره صادرات تراشه‌های پیشرفته هوش مصنوعی NVIDIA به چین اعلام نشد.

در موضوع مواد مخدر و بحران فنتانیل نیز کاخ سفید از «پیشرفت مشترک» سخن گفت، اما چین هیچ اشاره‌ای به این موضوع نکرد.

درباره جنگ ایران، آمریکا اعلام کرد دو کشور توافق دارند که ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد، اما چین صرفاً تأکید کرد که این جنگ «نباید هرگز آغاز می‌شد» و اکنون باید از طریق گفت‌وگو پایان یابد. پکن همچنین بر آسیب بحران به اقتصاد جهانی، زنجیره تأمین و امنیت انرژی تأکید کرد.

در خصوص تنگه هرمز، کاخ سفید مدعی شد چین با نظامی‌سازی تنگه و دریافت عوارض عبور مخالف است و حتی علاقه‌مند به خرید بیشتر نفت آمریکا برای کاهش وابستگی به هرمز است؛ اما بیانیه چینی هیچ اشاره‌ای به این موضوعات نداشت.

در حوزه ژئوپلیتیک، چین صریحاً مسئله تایوان را «مهم‌ترین موضوع روابط چین و آمریکا» توصیف کرد و هشدار داد سوءمدیریت این پرونده می‌تواند به برخورد مستقیم دو قدرت منجر شود. کاخ سفید اما در بیانیه‌های رسمی خود هیچ اشاره‌ای به تایوان نکرد.

تحلیل فنی:

آنچه در این اجلاس دیده شد، بیش از آنکه «توافق واقعی» باشد، نوعی «مدیریت اختلافات» میان دو قدرت بود. اختلاف آشکار در متن بیانیه‌ها نشان می‌دهد واشنگتن و پکن عمداً بخش‌هایی از مذاکرات را برای مخاطبان داخلی خود برجسته یا پنهان کرده‌اند.

آمریکا تلاش دارد اجلاس را به‌عنوان موفقیت اقتصادی و ژئوپلیتیک معرفی کند؛ به‌ویژه در حوزه تجارت، انرژی و ایران. در مقابل، چین ترجیح داده تصویر یک قدرت مسئول و مخالف تشدید بحران را نمایش دهد، بدون آنکه وارد جزئیات ادعاهای آمریکایی شود.

سکوت چین درباره خرید بوئینگ، خرید نفت آمریکا یا محدودسازی ایران، از منظر دیپلماتیک بسیار معنادار است. در عرف مذاکرات بین‌المللی، وقتی کشوری ادعای طرف مقابل را تأیید نمی‌کند، معمولاً یا هنوز توافق نهایی نشده یا پکن نمی‌خواهد در برابر افکار عمومی و بازیگران منطقه‌ای متعهد به آن دیده شود.

همچنین حذف موضوع تایوان از بیانیه آمریکا، احتمالاً تلاشی برای جلوگیری از تشدید تنش در فضای اجلاس بوده است؛ در حالی که پکن عمداً این پرونده را در مرکز مذاکرات قرار داد تا خطوط قرمز خود را علنی و ثبت‌شده نگه دارد.

تحلیل استراتژیک:

این اجلاس نشان‌دهنده حرکت تدریجی روابط آمریکا و چین از «رقابت ایدئولوژیک» به سمت «رقابت مدیریت‌شده اقتصادی و امنیتی» است. هر دو طرف اکنون بیش از گذشته نگران هزینه‌های آشوب ژئوپلیتیک بر اقتصاد جهانی هستند؛ به‌ویژه بحران انرژی، اختلال زنجیره تأمین و شوک بازارهای مالی.

برای واشنگتن، مهم‌ترین اولویت فعلی جلوگیری از بسته‌شدن کامل تنگه هرمز و مهار اثرات اقتصادی جنگ بر بازار انرژی است. برای پکن نیز ثبات مسیرهای انرژی و جلوگیری از رکود جهانی اهمیت حیاتی دارد، زیرا اقتصاد صادرات‌محور چین به شدت به ثبات تجارت جهانی وابسته است.

در همین چارچوب، چین تلاش می‌کند هم‌زمان سه هدف را حفظ کند:

* جلوگیری از فروپاشی روابط اقتصادی با آمریکا
* پرهیز از قرار گرفتن در جبهه ضدایرانی
* حفظ دسترسی امن به انرژی خلیج فارس

هم‌زمان، طرح موضوع تایوان توسط پکن نشان می‌دهد چین حاضر نیست همکاری اقتصادی با آمریکا باعث کمرنگ‌شدن خطوط قرمز امنیتی‌اش شود.

تحلیل اجرایی (Executive Insight):

خروجی واقعی اجلاس پکن را باید «مدیریت بحران بدون توافق جامع» دانست. دو طرف عملاً تصمیم گرفته‌اند اختلافات را کنترل کنند، نه اینکه حل‌وفصل نمایند.

نشانه‌های کلیدی اجلاس عبارت‌اند از:

* نبود توافق رسمی و مکتوب در موضوعات حساس
* تفاوت چشمگیر روایت‌های دو طرف
* تمرکز آمریکا بر دستاوردنمایی اقتصادی
* تمرکز چین بر امنیت، تایوان و پایان جنگ
* اجتناب دو طرف از تشدید مستقیم تنش

این الگو معمولاً در دوره‌هایی دیده می‌شود که قدرت‌های بزرگ وارد فاز «مهار متقابل همراه با همکاری محدود» می‌شوند؛ وضعیتی که در آن رقابت ادامه دارد، اما هزینه رویارویی مستقیم بیش از حد بالا ارزیابی می‌شود.

تحلیل سیاسی:

رفتار رسانه‌ای دو کشور نشان داد که اجلاس پکن بیش از آنکه یک «توافق تاریخی» باشد، یک عملیات پیچیده مدیریت افکار عمومی نیز بوده است.

کاخ سفید نیاز داشت نشان دهد که ترامپ توانسته از چین امتیازات اقتصادی و ژئوپلیتیک بگیرد؛ به‌ویژه در شرایط فشار بازار انرژی و انتقادهای داخلی نسبت به تبعات جنگ. در مقابل، پکن نمی‌خواست در جهان جنوب و میان شرکای آسیایی خود به‌عنوان بازیگری دیده شود که تحت فشار آمریکا مواضعش را تغییر داده است.

به همین دلیل، چین روایت «ثبات، گفت‌وگو و مخالفت با گسترش جنگ» را برجسته کرد، در حالی که آمریکا بر «توافق، فشار و مهار» تمرکز داشت.

تفاوت آشکار این دو روایت، خود مهم‌ترین پیام اجلاس بود.

همچنین بخوانید:گسست در ائتلاف نتانیاهو و سایه انتخابات زودهنگام بر اسرائیل

۵/۵ - (۱ امتیاز)
منبع: aljazeera
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.