سیاست انرژی آمریکا در بن‌بست

تاریخ انتشار: 29 مهر 1404

نویسندگان Leonard Hyman و William Tilles در گزارشی برای اویل پرایس تأکید می‌کنند که ایالات متحده در حال حاضر فاقد یک سیاست انرژی منسجم، آینده‌نگر و اقتصادی است.

مجموعه تصمیمات اخیر دولت ترامپ – از رد مناقصه‌های ناچیز برای معادن زغال‌سنگ تا توقف یک پروژه بادی تقریباً تکمیل‌شده و حمایت پرهزینه از رآکتورهای هسته‌ای کوچک (SMR) – نشان‌دهنده سردرگمی، تناقض و عقب‌ماندگی در راهبرد انرژی کشور است.

چهار رویداد اخیر که در این مقاله بررسی شده‌اند، نمایانگر همین نابسامانی‌اند:

۱. رد مناقصه زغال‌سنگ در مونتانا به‌دلیل «پایین بودن ارزش بازار»، در حالی که هیچ تقاضای واقعی برای توسعه نیروگاه‌های زغال‌سوز وجود ندارد.

۲. توقف پروژه بادی دریایی Revolution متعلق به شرکت دانمارکی Ørsted، با بهانه‌های امنیتی، آن‌هم در حالی‌که ۸۰٪ پروژه تکمیل شده است.

۳. قرارداد TVA برای خرید برق از رآکتورهای کوچک ماژولار شرکت NuScale، که با وجود حمایت دولتی، احتمالاً هزینه تولید برق آن از منابع متعارف و تجدیدپذیر بالاتر خواهد بود.

۴. سقوط قیمت نفت به محدوده ۵۸ تا ۶۲ دلار در پی سیاست عرضه‌محور دولت ترامپ که با تشویق به حفاری بیشتر، باعث کاهش سودآوری و بی‌ثباتی بازار شده است.

نویسندگان نتیجه می‌گیرند که این تصمیمات بازتاب نوعی مقاومت در برابر نوآوری و وابستگی به فناوری‌های منسوخ است؛ سیاستی که نه‌تنها سرمایه‌گذاران را سردرگم کرده بلکه توان رقابتی صنعت انرژی آمریکا را نیز تضعیف می‌کند.

تحلیل فنی

از منظر فنی، این گزارش نشان می‌دهد که زیرساخت تولید برق در آمریکا در مرحله گذار میان سوخت‌های فسیلی و فناوری‌های نوین تجدیدپذیر است.

• صنعت زغال‌سنگ عملاً غیراقتصادی شده و حتی با یارانه‌های دولتی نمی‌تواند با گاز طبیعی و انرژی خورشیدی رقابت کند.

• پروژه‌های بادی دریایی مانند Revolution می‌توانند ظرفیت قابل توجهی به شبکه برق بیفزایند، اما توقف‌های سیاسی مانع توسعه زنجیره صنعتی و لجستیکی آن می‌شود.

• فناوری SMR هنوز در مرحله آزمایشی و پرریسک اقتصادی است؛ هزینه سرمایه‌گذاری اولیه و هزینه تمام‌شده هر مگاوات ساعت برق در این فناوری بالاتر از پیش‌بینی‌های اولیه است.

• در بخش نفت، عرضه بیش از تقاضا و سیاست «drill baby, drill» بدون هماهنگی با روندهای جهانی، باعث افت نرخ بازگشت سرمایه و بی‌ثباتی قیمتی می‌شود.

تحلیل استراتژیک

از دید راهبردی، سیاست انرژی دولت ترامپ با سه چالش هم‌زمان روبه‌روست:

۱. فقدان جهت‌گیری بلندمدت در امنیت انرژی ملی؛ یعنی نه استقلال از منابع خارجی حاصل شده و نه مسیر گذار به انرژی‌های پاک تعریف شده است.

۲. تعارض میان اهداف صنعتی و سیاسی: شعار احیای صنایع سنتی (زغال‌سنگ و نفت) در تضاد با واقعیت‌های بازار و مسیر جهانی گذار انرژی است.

۳. از دست رفتن اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی و داخلی: توقف ناگهانی پروژه‌ها و تغییر قواعد موجب افزایش ریسک سیاسی (Political Risk) در بخش انرژی شده است.

نتیجه آنکه ایالات متحده، به جای بهره‌گیری از «تخریب خلاق» در فناوری‌های نو، عملاً در حال حمایت از بازندگان صنعتی است.

تحلیل اجرایی (Executive Insight)

برای مدیران و تصمیم‌گیران در حوزه انرژی، پیام اصلی این مقاله آن است که:

• سرمایه‌گذاری در بخش انرژی آمریکا بدون چارچوب سیاستی پایدار، ریسک‌پذیر و غیرقابل پیش‌بینی است.

• شرکت‌های بین‌المللی (به‌ویژه در حوزه بادی و هسته‌ای) باید پیش از ورود به بازار آمریکا، تحلیل پایداری سیاستی و حقوقی انجام دهند.

• دولت‌های دیگر می‌توانند از این وضعیت برای افزایش سهم صادرات فناوری‌های انرژی نو به بازار آمریکا بهره ببرند.

• آینده صنعت انرژی آمریکا در گرو تدوین سیاست یکپارچه‌ای میان امنیت انرژی، رقابت‌پذیری اقتصادی و نوآوری فناورانه است.

تحلیل سیاسی

از منظر سیاسی، این نابسامانی بیانگر تناقض ایدئولوژیک در رویکرد ترامپ به انرژی است: از یک‌سو شعار استقلال انرژی و اشتغال در صنایع سنتی، و از سوی دیگر ناتوانی در انطباق با واقعیت‌های نوین بازار جهانی انرژی. توقف پروژه بادی دانمارکی حتی می‌تواند به تنش با اتحادیه اروپا و دانمارک منجر شود، زیرا به‌عنوان مانعی در مسیر سرمایه‌گذاری خارجی تلقی خواهد شد.

در مجموع، سیاست انرژی کنونی آمریکا بیش از آنکه برنامه‌ای هدفمند باشد، ترکیبی از تصمیمات واکنشی و ایدئولوژیک است که خطر عقب‌ماندگی فناوری و اقتصادی را برای ایالات متحده در دهه آینده افزایش می‌دهد.

5/5 - (1 امتیاز)
منبع: سایت اویل پرایس
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.