پایان عصر «تندیسهای بیتپش»؛ روابط عمومی در جستجوی اعتبار در دادگاه افکار عمومی
«به بهانه چنددهمین! دوره برگزاری جشنوارههای فرمایشی روابط عمومی در ایران»
وقتی صحبت از «چنددهمین دوره» یک جشنواره میشود، قاعدتاً باید از بلوغ، پختگی و تثبیت استانداردهایی حرف بزنیم که مسیرِ یک حرفه را هموار کردهاند. اما در زیستبوم روابط عمومی ایران، گاهی تکرارِ اعداد، نه نشانه بلوغ، که نشانهی اصرار بر مدلهای کهنهای است که دیگر «خریدار» ندارند.
دورانِ «جوایز پولی» و «اعتبار خریدنی» به پایان رسیده است. عصرِ جدیدی آغاز شده که در آن، سکههایِ جشنوارهها و تندیسهایِ زرین، دیگر برای هیچ مخاطب هوشمندی «کارت ویزیتِ اعتبار» محسوب نمیشوند. امروز، قضاوتِ نهایی نه در تالارهای مجللِ همایشها، که در کنش و واکنشِ رسانههای مستقل و نبضِ تپندهی مردم رقم میخورد. فضای حرفهای امروز، از «ویترینسازی» به سمت «اصالت» حرکت کرده است. این، صدایِ رسایِ بخش بزرگی از بدنه حرفهای روابط عمومی است که از بازیهایِ فرمایشی خسته شدهاند.
مشکل اصلی جشنوارههای فعلی، از جمله آنچه در چنددهمین دوره این جشنوارهها شاهدیم، یک شکاف عمیق است؛ شکاف میان «فرمِ برگزاری» و «محتوایِ اجتماعی». وقتی یک جایزه به جای آنکه خروجیِ ارزیابیِ عملکرد در میدانِ سختِ پاسخگویی باشد، نتیجهی یک فراخوانِ اسپانسرمحور است، عملاً فلسفهی وجودی خود را از دست میدهد.
روابط عمومیِ مدرن، نه در بیانیههایِ رسمی و نه در ویترینِ نمایشگاهها، بلکه در لحظاتِ بحران، در شفافیتِ جریانِ اطلاعات و در «مسئولیت اجتماعی» معنا میشود. آیا جشنوارههای ما، به آنهایی مدال میدهند که در سختترین شرایط، حقیقت را فدایِ مصلحت نکردهاند؟ یا به آنهایی که بیشترین «رپورتاژ» را در رسانههای وابسته خریدهاند؟
امروز، مدالِ افتخار روابط عمومیها را «رپورتاژبگیرها» نمیدهند؛ این مدال در دستِ آن خبرنگارِ مستقلی است که به جایِ نوشتنِ دیکتههایِ روابط عمومی، به دنبالِ «حقیقت» میگردد. این نشان در دستانِ مخاطبی است که دیگر فریبِ کمپینهای پرهزینه و توخالی را نمیخورد.
جشنوارههایی که میخواهند «ستاره» بسازند، باید یاد بگیرند که ستارهها در آسمانِ شفافِ اعتمادِ عمومی متولد میشوند، نه در پشتِ درهای بستهی داوریهایِ سفارشی.
مدیران و رفقایِ حرفهای؛ وقت آن رسیده که نسبت به این سمینارها و جشنوارهها تجدیدنظر کنیم. اعتبارِ ما نباید به «تندیسهای دکوری» گره بخورد. ما باید از «روابط عمومیِ نمایشی» فاصله بگیریم و به «روابط عمومیِ حرفهای» بازگردیم؛ همانجایی که «مشقتِ حرفهای بودن» وجود دارد؛ همانجایی که نقد میشویم، اما به اعتبارِ صداقتمان، ماندگار میمانیم.
امروز، اگر میخواهیم در این حرفه صاحب «اعتبار» شویم، نباید منتظرِ دریافتِ لوح از برگزارکنندگان باشیم. باید به دنبالِ «نقدِ مستقل» باشیم. اگر رسانهای مستقل، بدونِ دریافتِ ریالی بودجه، از عملکردِ ما به نیکی یاد کرد، آن لحظه، همان لحظهیِ دریافتِ واقعیِ «ستارهی روابط عمومی» است.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما