آیا واشنگتن در حال فرسایش در جنگ ایران است؟
سه ماه پس از آغاز درگیری گسترده میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران، اکنون در محافل سیاسی و امنیتی واشنگتن این پرسش بهطور جدی مطرح شده که آیا دولت دونالد ترامپ در حال از دست دادن کنترل راهبردی جنگ است یا خیر.
گزارش خبرگزاری رویترز نشان میدهد که اگرچه آمریکا و اسرائیل در هفتههای نخست جنگ موفق شدند بخشی از زیرساختهای نظامی، لجستیکی و پدافندی ایران را هدف قرار دهند، اما اهداف اصلی جنگ هنوز محقق نشده است. نه ساختار سیاسی ایران دچار فروپاشی شده، نه ظرفیتهای منطقهای تهران از میان رفته و نه امنیت انرژی جهانی به وضعیت باثبات بازگشته است.
در مقابل، جنگ بهتدریج وارد مرحلهای فرسایشی شده که هزینههای اقتصادی و سیاسی آن برای واشنگتن رو به افزایش است. افزایش قیمت جهانی نفت، بالا رفتن نرخ بیمه کشتیها، نگرانی از اختلال در عبور انرژی از تنگه هرمز و همچنین فشار تورمی در اقتصاد آمریکا، اکنون به موضوعی جدی در فضای داخلی این کشور تبدیل شده است.
رویترز همچنین اشاره میکند که دولت ترامپ در ابتدا تصور میکرد فشار نظامی شدید میتواند ایران را در مدت کوتاهی به پذیرش شرایط آمریکا وادار کند، اما استمرار توان بازدارندگی و حفظ انسجام ساختاری در ایران، محاسبات اولیه را پیچیدهتر کرده است.
در همین حال، اختلاف نظرها در واشنگتن نیز در حال افزایش است. بخشی از جمهوریخواهان خواهان تشدید عملیات نظامی هستند، در حالی که گروهی دیگر نسبت به گرفتار شدن آمریکا در یک جنگ طولانی و پرهزینه هشدار میدهند. همزمان در کنگره آمریکا تلاشهایی برای محدود کردن اختیارات جنگی رئیسجمهور آغاز شده است.
تحلیل فنی
از منظر نظامی، ایالات متحده در مرحله نخست عملیات توانست:
* بخشی از سامانههای پدافندی،
* زیرساختهای دریایی،
* مراکز لجستیکی،
* و برخی توانمندیهای موشکی وابسته به ایران و نیروهای همسو را هدف قرار دهد.
اما مسئله اصلی در این جنگ، «پایداری اثر عملیات» است.
برخلاف الگوی جنگ عراق یا لیبی، ساختار دفاعی و منطقهای ایران ماهیتی پراکنده، چندلایه و غیرمتمرکز دارد. همین موضوع موجب شده که حتی پس از حملات سنگین نیز توان استمرار عملیات و بازسازی بخشی از ظرفیتها حفظ شود.
یکی از مهمترین عناصر این جنگ، تنگه هرمز است. ایران حتی بدون بستن کامل مسیر کشتیرانی، توانسته با ایجاد نااطمینانی امنیتی، هزینه حملونقل انرژی را افزایش دهد. در ادبیات نظامی به این رویکرد «محرومسازی دریایی» گفته میشود؛ یعنی کشوری بدون آنکه کنترل کامل دریا را در اختیار داشته باشد، شرایط استفاده امن و کمهزینه از آن را برای طرف مقابل دشوار میکند.
در نتیجه، بخش مهمی از فشار کنونی بر اقتصاد جهانی نه ناشی از توقف کامل صادرات نفت، بلکه ناشی از افزایش ریسک امنیتی در منطقه است.
تحلیل استراتژیک
بزرگترین چالش دولت ترامپ اکنون مسئله «خروج از جنگ» است.
اگر آمریکا عملیات را تشدید کند:
* احتمال گسترش درگیری در منطقه افزایش مییابد،
* فشار اقتصادی بر بازار جهانی انرژی بیشتر میشود،
* و هزینههای داخلی جنگ در آمریکا بالا خواهد رفت.
اما اگر واشنگتن به سمت توافق یا آتشبس حرکت کند، در حالی که ساختار سیاسی ایران همچنان پابرجا باشد و بخشی از ظرفیتهای راهبردی خود را حفظ کرده باشد، مخالفان ترامپ این وضعیت را بهعنوان عقبنشینی سیاسی تفسیر خواهند کرد.
به همین دلیل، کاخ سفید اکنون میان دو مسیر دشوار قرار گرفته است:
* ادامه جنگ بدون تضمین دستیابی به پیروزی قطعی،
* یا حرکت به سمت مصالحهای که ممکن است در داخل آمریکا بهعنوان ناکامی راهبردی دیده شود.
همزمان، کشورهای منطقه و برخی قدرتهای بینالمللی تلاشهای دیپلماتیک خود را برای جلوگیری از گسترش بحران افزایش دادهاند، زیرا ادامه بیثباتی در خلیج فارس میتواند تبعات اقتصادی و امنیتی گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته باشد.
تحلیل اجرایی
در سطح کلان، نشانهها حاکی از آن است که آمریکا در بُعد تاکتیکی به برخی موفقیتهای نظامی دست یافته، اما هنوز موفق نشده این دستاوردها را به یک نتیجه راهبردی پایدار تبدیل کند.
اکنون «زمان» به مهمترین متغیر جنگ تبدیل شده است.
هرچه جنگ طولانیتر شود:
* فشار اقتصادی بر دولت آمریکا افزایش مییابد،
* بازار انرژی شکنندهتر میشود،
* و حساسیت افکار عمومی آمریکا نسبت به هزینههای جنگ بیشتر خواهد شد.
در مقابل، استمرار بقا و حفظ توان بازدارندگی در طرف مقابل میتواند موازنه مذاکرات آینده را تغییر دهد.
رویترز در مجموع این تصویر را ترسیم میکند که جنگ فعلی بهتدریج از یک عملیات سریع و محدود، به بحرانی پیچیده و چندلایه تبدیل شده که پایان آن دیگر صرفاً با ابزار نظامی قابل تعیین نیست.
تحلیل سیاسی
فضای سیاسی داخلی آمریکا بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از عوامل تعیینکننده جنگ است.
در آغاز بحران، کاخ سفید تلاش داشت عملیات علیه ایران را بهعنوان نمایش قدرت و بازگرداندن بازدارندگی آمریکا معرفی کند. اما اکنون با طولانی شدن درگیری، افزایش هزینههای اقتصادی و نبود نتیجه قطعی، شکافهای سیاسی در واشنگتن آشکارتر شده است.
دموکراتها دولت ترامپ را به ورود شتابزده به جنگ متهم میکنند و حتی بخشی از جمهوریخواهان نیز نسبت به تبدیل شدن جنگ به نسخهای جدید از تجربههای پرهزینه خاورمیانه هشدار دادهاند.
در چنین فضایی، هر تحول میدانی در خلیج فارس یا بازار انرژی میتواند مستقیماً بر فضای سیاسی داخلی آمریکا و آینده دولت ترامپ اثر بگذارد.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما