دیدار پکن؛ انرژی، هرمز و نبرد خاموش آمریکا و چین
سفر دونالد ترامپ به پکن برای نخستینبار از سال ۲۰۱۷، در شرایطی انجام میشود که جهان با بزرگترین اختلال عرضه انرژی در تاریخ معاصر روبهرو شده است. محور اصلی مذاکرات ترامپ و شی جینپینگ، اگرچه در ظاهر شامل تجارت، تایوان، هوش مصنوعی و تسلیحات هستهای است، اما در واقع «انرژی» به نخ تسبیح همه این پروندهها تبدیل شده است.
طبق این گزارش، بحران ناشی از انسداد گسترده تنگه هرمز پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه، ساختار بازار جهانی انرژی را به شدت متلاطم کرده است. آژانس بینالمللی انرژی این وضعیت را «بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» توصیف کرده است. قیمت نفت برنت از آغاز بحران حدود ۶۵ درصد رشد کرده و در مقاطعی از ۱۱۳ دلار در هر بشکه عبور کرده است.
بانک جهانی اکنون متوسط قیمت نفت برنت در سال جاری را حدود ۸۶ دلار پیشبینی میکند، اما در سناریوهای بدبینانه، قیمتها میتواند به محدوده ۹۵ تا ۱۱۵ دلار نیز برسد؛ بهویژه اگر بازگشت جریان عادی کشتیرانی در خلیج فارس با تأخیر مواجه شود.
تنگه هرمز که حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی نفت و سهم مشابهی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایعشده یا الانجی را جابهجا میکند، از زمان آغاز محدودیتهای دریایی توسط سپاه پاسداران عملاً با اختلال گسترده روبهرو شده است.
بر اساس گزارش سازمان بینالمللی دریانوردی، حدود ۲۰ هزار دریانورد روی نزدیک به دو هزار کشتی در اطراف این آبراه گرفتار شدهاند و در اوج بحران، حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز از عرضه نفت جهان عملاً محبوس شد.
چین که حدود یکسوم نفت وارداتی خود را از مسیر هرمز دریافت میکند، بیش از هر اقتصاد بزرگی تحت تأثیر این بحران قرار گرفته است. پکن پیش از آغاز درگیریها اقدام به افزایش ذخایر استراتژیک نفت خود کرده بود و طبق برآورد اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۱.۱ میلیون بشکه به ذخایر راهبردی خود افزوده است.
همین موضوع باعث شده چین اکنون همزمان در دو موقعیت متفاوت قرار گیرد؛ از یکسو بزرگترین خریدار نفت ایران است و از سوی دیگر، به دلیل وابستگی بالا به انرژی خلیج فارس، به شدت خواهان بازگشایی هرمز است.
واشنگتن در این نشست تلاش میکند پکن را برای کاهش خرید نفت ایران تحت فشار قرار دهد. مقامهای آمریکایی معتقدند درآمد حاصل از صادرات نفت ایران به چین، بخشی از منابع مالی تداوم بحران کنونی را تأمین میکند.
در کنار این موضوع، احتمال ازسرگیری مذاکرات مربوط به خرید گسترده الانجی آمریکا توسط چین نیز مطرح شده است؛ پروژهای که شامل توسعه صادرات گاز مایع از آلاسکا به شرق آسیاست و پیشتر به دلیل آغاز جنگ متوقف شده بود.
از سوی دیگر، توافق موقت مربوط به عناصر نادر خاکی نیز روی میز مذاکرات قرار دارد. این مواد معدنی برای صنایع پیشرفته، خودروهای برقی، تجهیزات نظامی و فناوریهای نوین حیاتی هستند و آمریکا بهشدت به واردات آنها از چین وابسته است.
تحلیل فنی
از منظر فنی بازار انرژی، این نشست در چند سطح اهمیت فوقالعاده دارد.
نخست، مسئله بازگشایی تنگه هرمز است. بازار جهانی نفت اکنون با حذف عملی بخشی از ظرفیت صادرات خلیج فارس مواجه شده و هرگونه سیگنال سیاسی درباره کاهش تنش میتواند به سرعت قیمت نفت را جابهجا کند.
دوم، نقش ذخایر استراتژیک چین است. پکن با انباشت گسترده ذخایر نفتی در سال گذشته توانسته شوک اولیه بحران را مدیریت کند، اما ادامه اختلال در هرمز میتواند حتی این ذخایر را نیز تحت فشار قرار دهد.
سوم، بازار جهانی الانجی است. اگر چین واردات گسترده گاز مایع از آمریکا را از سر بگیرد، مسیر تجارت جهانی گاز تغییر خواهد کرد. این موضوع میتواند رقابت شدیدی میان اروپا و آسیا برای جذب محمولههای الانجی ایجاد کند و قیمت گاز را در هر دو منطقه بالا نگه دارد.
چهارم، اثر حملونقل دریایی و بیمه است. حتی بدون بستهشدن کامل هرمز، افزایش ریسک امنیتی باعث جهش هزینه بیمه نفتکشها و افزایش نرخ حمل شده است؛ موضوعی که مستقیماً روی قیمت نهایی انرژی اثر میگذارد.
تحلیل استراتژیک
در لایه راهبردی، این نشست فراتر از یک مذاکره دوجانبه عادی است و به بخشی از رقابت ساختاری آمریکا و چین بر سر نظم آینده انرژی جهان تبدیل شده است.
آمریکا تلاش میکند همزمان سه هدف را دنبال کند:
کنترل بحران انرژی جهانی؛
محدود کردن جریان مالی نفت ایران؛
و کاهش وابستگی راهبردی چین به مسیرهای انرژی تحت نفوذ تهران.
در مقابل، چین تلاش میکند بدون ورود مستقیم به درگیری، هم دسترسی خود به انرژی را حفظ کند و هم نقش میانجی بالقوه در بحران را تقویت نماید.
از نگاه پکن، تبدیلشدن به بازیگر کلیدی در بازگشایی هرمز میتواند جایگاه ژئوپلیتیکی چین را بهعنوان قدرتی مسئول در مدیریت بحرانهای جهانی تقویت کند.
در عین حال، آمریکا نگران آن است که چین از بحران جاری برای تعمیق نفوذ اقتصادی و انرژی خود در خاورمیانه استفاده کند؛ بهویژه از طریق قراردادهای بلندمدت نفت و گاز و توسعه بیشتر طرح «کمربند و جاده».
تحلیل اجرایی (Executive Insight)
برای بازارها، مهمترین نکته این نشست نه امضای توافقهای بزرگ، بلکه جلوگیری از تشدید بیشتر بحران است.
تحلیلگران معتقدند اگر ترامپ و شی بتوانند بدون ایجاد تنش جدید مذاکرات را به پایان برسانند، خودِ این موضوع برای بازارها یک موفقیت مهم خواهد بود.
در شرایط فعلی، بازار انرژی به شدت به «ریسک ژئوپلیتیکی» حساس شده است و حتی یک اظهارنظر تند یا شکست مذاکرات میتواند موج تازهای از افزایش قیمت نفت، گاز و هزینه حملونقل را ایجاد کند.
همچنین اگر چین خرید انرژی آمریکا را افزایش دهد، توازن بازار جهانی نفت و الانجی دچار تغییر خواهد شد. این مسئله میتواند هم به افزایش درآمد صادراتی آمریکا کمک کند و هم بخشی از وابستگی چین به خاورمیانه را کاهش دهد.
تحلیل سیاسی
از منظر سیاسی، این نشست یکی از حساسترین دیدارهای رهبران آمریکا و چین در سالهای اخیر محسوب میشود، زیرا تقریباً همه پروندههای تنشزا به هم گره خوردهاند؛ از ایران و روسیه گرفته تا تایوان، نیمههادیها و تجارت.
برای دولت ترامپ، کنترل قیمت انرژی و جلوگیری از شوک اقتصادی داخلی اهمیت حیاتی دارد. افزایش طولانیمدت قیمت نفت میتواند تورم سوخت و فشار اقتصادی بر مصرفکنندگان آمریکایی را تشدید کند.
برای چین نیز امنیت انرژی اکنون به مسئلهای راهبردی تبدیل شده است. بحران هرمز بار دیگر نشان داد که اقتصاد چین تا چه اندازه به مسیرهای دریایی خاورمیانه وابسته است و همین موضوع احتمال تسریع پروژههای تنوعبخشی انرژی و مسیرهای جایگزین را افزایش میدهد.
در مجموع، نشست پکن بیش از آنکه درباره یک توافق فوری باشد، درباره مدیریت یک بحران جهانی در حال گسترش است؛ بحرانی که اکنون به نقطه اتصال انرژی، ژئوپلیتیک و رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شده است.
همچنین بخوانید:نبرد فرسایشی واشنگتن و تهران؛ کدام طرف زودتر عقبنشینی میکند؟
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما