رونق انرژی پاک چین هنوز بر شانههای سوختهای فسیلی سنگینی میکند
چین طی یک دهه گذشته به بزرگترین بازیگر جهانی در حوزه انرژیهای پاک تبدیل شده و سرمایهگذاری سالانه این کشور در بخش انرژیهای نو در سال گذشته به رکورد ۷.۲ تریلیون یوان (حدود ۱ تریلیون دلار) رسیده است؛ رقمی که بیش از ۱۱ درصد تولید ناخالص داخلی چین را شامل میشود و سه برابر سریعتر از کل اقتصاد رشد کرده است.
سه محور اصلی این جهش شامل خورشیدی، باتری و خودروهای برقی بوده که بیش از ۹۰ درصد رشد سرمایهگذاری را شکل دادهاند. چین در سال گذشته ۳۱۵ گیگاوات ظرفیت خورشیدی و ۱۱۹ گیگاوات ظرفیت بادی نصب کرده که مجموع آن از کل نصب جهان بیشتر بوده است.
با وجود این دستاوردها، سوختهای فسیلی همچنان ستون اصلی امنیت انرژی چین هستند و بیش از ۸۰ درصد انرژی اولیه و بیش از ۶۰ درصد برق این کشور از زغالسنگ، نفت و گاز تأمین میشود. زغالسنگ بهتنهایی بیش از ۵۰ درصد برق و حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد مصرف انرژی اولیه چین را تشکیل میدهد و مصرف سالانه آن از مرز ۴ میلیارد تن گذشته است؛ رقمی معادل بیش از نیمی از کل مصرف جهان. واردات زغالسنگ در سال ۲۰۲۳ به رکورد ۴۷۴ میلیون تن رسید.
در بخش نفت، چین روزانه حدود ۱۶.۳ تا ۱۶.۴ میلیون بشکه مصرف میکند و حدود ۷۴ درصد آن را از طریق واردات تأمین مینماید. روسیه، عربستان و عراق تأمینکنندگان اصلی هستند و واردات از روسیه به بیش از ۲ میلیون بشکه در روز رسیده که حدود یکپنجم کل واردات چین را شامل میشود.
تحلیل فنی
از منظر فنی، ساختار انرژی چین همچنان «دوپایه» است: رشد سریع ظرفیتهای تجدیدپذیر در کنار وابستگی عمیق به زیرساختهای فسیلی. شبکه برق چین برای مدیریت نوسانات شدید تولید خورشیدی و بادی به منابع پایدار (baseload) نیاز دارد که عملاً توسط نیروگاههای زغالسنگ و گاز تأمین میشود.
نکته کلیدی این است که زغالسنگ در چین صرفاً منبع تولید برق نیست، بلکه بخش جداییناپذیر زنجیره صنعتی کشور است: فولاد، سیمان، پتروشیمی و صنایع سنگین هنوز وابستگی ساختاری به زغالسنگ دارند و جایگزینی آنها با برق پاک نیازمند فناوریهایی است که یا بسیار پرهزینهاند یا هنوز به بلوغ صنعتی نرسیدهاند.
در حوزه نفت نیز، اگرچه رشد خودروهای برقی تقاضای بنزین را در آینده محدود میکند، اما تقاضای پتروشیمی (پلاستیکها، مواد شیمیایی، پلیمرها) همچنان روندی صعودی دارد و این بخش از نظر فنی به سختی قابل الکتریکی شدن است. بنابراین حتی در سناریوهای خوشبینانه انرژی پاک، نقش نفت و گاز در اقتصاد صنعتی چین حذفپذیر نیست، بلکه صرفاً تغییر شکل میدهد.
تحلیل استراتژیک
استراتژی انرژی چین بر یک اصل بنیادین استوار است: امنیت انرژی بر هر ملاحظه زیستمحیطی اولویت دارد. این رویکرد باعث شده پکن همزمان دو مسیر را پیش ببرد: توسعه بیسابقه انرژیهای پاک و حفظ ظرفیت عظیم سوختهای فسیلی بهعنوان پشتوانه.
در عمل، انرژیهای تجدیدپذیر برای چین یک ابزار ژئواقتصادی نیز محسوب میشوند. سلطه نزدیک به انحصاری بر زنجیره تأمین عناصر نادر خاکی، پنل خورشیدی، باتری و خودرو برقی، به چین امکان میدهد استانداردهای جهانی بازار انرژی آینده را تعیین کند. با این حال، این سلطه صنعتی بدون اتکای به زغالسنگ و نفت امکانپذیر نبود، زیرا کل زیرساخت تولید، صادرات و لجستیک بر پایه انرژی فسیلی ارزان بنا شده است.
به بیان دیگر، چین از انرژی پاک برای «قدرتسازی جهانی» استفاده میکند، اما از سوخت فسیلی برای «ثبات داخلی و کنترل ریسک». این ترکیب دوگانه، چین را در برابر شوکهای عرضه جهانی بسیار مقاومتر از اقتصادهایی میکند که صرفاً به واردات انرژی متکی هستند.
تحلیل اجرایی
در سطح اجرایی، تجربه چین نشان میدهد که گذار انرژی در اقتصادهای بزرگ صنعتی یک فرآیند خطی و ساده نیست. افزایش ظرفیت انرژی پاک الزاماً به معنای کاهش سریع مصرف فسیلی نیست، بلکه در بسیاری موارد به افزایش کل مصرف انرژی منجر میشود.
مدل چین را میتوان چنین خلاصه کرد:
• انرژی پاک برای رشد فناوری، صادرات و تصویر بینالمللی.
• انرژی فسیلی برای پایداری شبکه، صنعت سنگین و امنیت اقتصادی.
این مدل پیام روشنی برای بازار جهانی دارد: حتی پیشرفتهترین اقتصاد در حوزه تجدیدپذیر نیز در کوتاهمدت و میانمدت قادر به کنار گذاشتن زغالسنگ، نفت و گاز نیست. بنابراین تصور افول سریع بازار جهانی سوختهای فسیلی با واقعیت ساختار انرژی چین همخوانی ندارد.
تحلیل سیاسی
از منظر سیاسی، سیاست انرژی چین نوعی «دوگانهگرایی کنترلشده» است. پکن در سطح بینالمللی خود را رهبر مبارزه با تغییر اقلیم معرفی میکند، اما در سطح داخلی اجازه نمیدهد اهداف زیستمحیطی امنیت اجتماعی، رشد اقتصادی یا ثبات صنعتی را تهدید کند.
ادعاهای رسمی درباره «کنترل سختگیرانه زغالسنگ» بیشتر کارکرد دیپلماتیک دارد تا اجرایی. در واقعیت، مجوز ساخت نیروگاههای زغالسنگ در سالهای اخیر افزایش یافته و رکورد دهساله را شکسته است. این شکاف میان گفتمان سیاسی و واقعیت فنی نشان میدهد که سیاست انرژی چین نه ایدئولوژیک، بلکه کاملاً عملگرایانه و مبتنی بر محاسبه ریسک است.
در نهایت، چین انرژی پاک را نه جایگزین سوخت فسیلی، بلکه ابزار مکمل آن میداند؛ ابزاری برای افزایش قدرت چانهزنی جهانی، بدون به خطر انداختن بنیانهای اقتصادی داخلی.
همچنین در ادامه بخوانید؛ انباشت راهبردی نفت در چین؛ ستون پنهان تثبیت قیمتهای جهانی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما