هم‌صدایی نمایشی ترامپ و نتانیاهو؛ از خلع سلاح حماس تا تهدید مستقیم ایران

تاریخ انتشار: 9 دی 1404

دیدار دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در اقامتگاه مارالاگو در فلوریدا با نمایش آشکاری از هم‌گرایی سیاسی و شخصی همراه بود. دو طرف در این نشست، ضمن تبادل تعارفات کم‌سابقه، بر مواضع مشترک خود درباره غزه، حماس و ایران تأکید کردند.

ترامپ بار دیگر خلع سلاح کامل حماس را شرط اصلی تداوم آتش‌بس دانست و تهدید کرد در صورت امتناع این گروه، پیامدهای «بسیار وخیمی» در انتظار آن خواهد بود. او همچنین اقدامات اسرائیل در غزه را «صددرصد مطابق تعهدات» توصیف کرد و نگرانی نسبت به تلفات غیرنظامیان یا محدودیت کمک‌های انسانی را رد نمود.

در محور ایران، ترامپ تهدید کرد در صورت بازسازی توان هسته‌ای یا موشکی، آمریکا آماده اقدام نظامی مجدد خواهد بود. این در حالی است که تمرکز گفت‌وگوها به‌طور محسوسی به برنامه موشکی ایران منتقل شده است.

در کنار این مواضع سخت‌گیرانه، ترامپ از لزوم بهبود روابط اسرائیل و سوریه سخن گفت، اما درباره احتمال تشدید جنگ در لبنان موضعی مبهم و باز گذاشت.

تحلیل فنی

از منظر فنی – امنیتی، محور اصلی اظهارات ترامپ بر خلع سلاح بازیگران غیردولتی (حماس و به‌صورت ضمنی حزب‌الله) و بازدارندگی سخت علیه بازیگران دولتی متمرکز بود. تهدید به اقدام نظامی علیه زیرساخت‌های هسته‌ای و موشکی، نشان‌دهنده پیوند دادن آتش‌بس غزه با معادله بازدارندگی منطقه‌ای است.

همچنین انتقال تمرکز از برنامه هسته‌ای ایران به برنامه موشکی، بیانگر تلاش برای گسترش دامنه تهدیدات امنیتی و تعریف خطوط قرمز جدید در چارچوب بازدارندگی پیش‌دستانه است. این رویکرد از نظر فنی، دامنه اهداف بالقوه را از تأسیسات محدود به شبکه‌ای گسترده‌تر از زیرساخت‌ها توسعه می‌دهد.

تحلیل استراتژیک

در سطح استراتژیک، این دیدار بیش از آنکه واجد تصمیمات جدید باشد، کارکرد نمایش انسجام و ارسال پیام بازدارنده داشت. تأکید مکرر ترامپ بر نقش حملات قبلی آمریکا در «ایجاد آتش‌بس»، تلاشی آشکار برای تثبیت روایت قدرت سخت به‌عنوان ابزار اصلی مدیریت بحران‌های منطقه‌ای است.

هم‌زمان، همسویی کامل با روایت اسرائیل درباره غزه و نادیده گرفتن گزارش‌های نقض آتش‌بس، نشان می‌دهد که واشنگتن عملاً مدیریت بحران انسانی را به حاشیه رانده و اولویت را به مهار بازیگران مسلح داده است. در این چارچوب، سوریه و لبنان به‌عنوان متغیرهای شناور در معادله امنیتی باقی می‌مانند، بدون ارائه نقشه‌راه مشخص.

تحلیل اجرایی

در بعد اجرایی، پیام اصلی این نشست، تداوم حمایت سیاسی و نظامی بدون وقفه از اسرائیل است. حتی در شرایطی که رسانه‌ها از اختلافات احتمالی سخن می‌گویند، خروجی عملی دیدار نشان‌دهنده هم‌راستایی کامل در سطح تصمیم‌سازی است.

موضع‌گیری مبهم ترامپ درباره لبنان («باید دید چه می‌شود») عمداً فضای مانور اجرایی را باز نگه می‌دارد و امکان واکنش تدریجی یا تصاعدی را برای طرف‌های درگیر حفظ می‌کند. همچنین طرح موضوع سوریه، بیش از آنکه بیانگر سیاست فعال باشد، نشانه‌ای از تلاش برای مدیریت هم‌زمان چند جبهه بدون تعهد روشن است.

تحلیل سیاسی

از منظر سیاسی، این دیدار واجد یک بعد نمادین پررنگ است. استفاده از ادبیات شخصی، تمجید متقابل و حتی طرح اعطای جایزه اسرائیل به ترامپ، نشان‌دهنده پیوند خوردن سیاست خارجی با سرمایه‌سازی داخلی و شخصی است.

در عین حال، نادیده گرفتن انتقادات بین‌المللی نسبت به وضعیت غزه و تداوم تهدیدهای علنی علیه ایران، بیانگر تشدید رویکرد تقابلی در سیاست منطقه‌ای آمریکا است؛ رویکردی که بیش از دیپلماسی، بر زبان قدرت و بازدارندگی تکیه دارد و فضای مانور بازیگران منطقه‌ای را به‌شدت محدود می‌کند.

همچنین در ادامه بخوانید؛ تغییر تمرکز اسرائیل از تهدید هسته‌ای ایران به تهدید موشکی

Rate this post
منبع: سایت الجزیره
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.