به گزارش پتروشیمی ها؛ ظرفیت خورشیدی اکنون حدود ۳۱٫۵ درصد از کل ظرفیت نصب‌شده تولید برق چین را تشکیل می‌دهد. در پایان ژوئن، ظرفیت خورشیدی حدود ۱٬۲۷۴ گیگاوات بود، در حالی که ظرفیت زغال‌سنگ ۱٬۲۷۵ گیگاوات اعلام شده بود؛ بنابراین تنها طی یک ماه، خورشیدی با افزایش حدود ۱۲ گیگاوات، جایگاه نخست را به دست آورده است.

این تحول در حالی رخ می‌دهد که سهم زغال‌سنگ از تولید واقعی برق چین نیز برای نخستین‌بار در نیمه نخست ۲۰۲۶ به کمتر از ۵۰ درصد کاهش یافته و به ۴۹٫۷ درصد رسیده است.

تولید برق از انرژی‌های تجدیدپذیر نیز در این دوره حدود ۹ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته و تجدیدپذیرها مجموعاً ۴۱٫۲ درصد از تولید برق چین را به خود اختصاص داده‌اند. سهم خورشیدی و بادی به‌صورت مجموع نیز نزدیک به ۲۵ درصد بوده است.

با این حال، چین همچنان برای تأمین برق صنایع، پایداری شبکه و پوشش نوسانات تولید تجدیدپذیرها به زغال‌سنگ وابسته است.

تحلیل فنی

مهم‌ترین نکته این خبر، تفاوت میان ظرفیت نصب‌شده و تولید واقعی برق است.

عبور ظرفیت خورشیدی از زغال‌سنگ به این معنا نیست که خورشیدی اکنون بیش از زغال‌سنگ برق تولید می‌کند. نیروگاه خورشیدی فقط در ساعات تابش و با ضریب ظرفیت محدود فعالیت می‌کند، در حالی که نیروگاه زغال‌سنگی می‌تواند ساعات بسیار بیشتری در سال کار کند.

بنابراین، معیار مهم‌تر برای سنجش تحول واقعی نظام برق چین، روند سهم خورشیدی و بادی در تولید برق، میزان استفاده از ظرفیت و توان شبکه برای جذب این تولید است.

از این منظر، کاهش سهم زغال‌سنگ به زیر ۵۰ درصد در تولید برق، حتی از عبور ظرفیت خورشیدی از زغال‌سنگ نیز اهمیت بیشتری دارد.

چالش اصلی مرحله بعد، دیگر صرفاً ساخت نیروگاه خورشیدی نیست؛ بلکه جذب، انتقال، ذخیره‌سازی و مدیریت تولید متناوب برق خورشیدی است.

افزایش ظرفیت خورشیدی بدون توسعه هم‌زمان شبکه انتقال، ذخیره‌سازی انرژی، مدیریت بار و بازارهای انعطاف‌پذیر برق می‌تواند موجب افزایش کاهش اجباری تولید تجدیدپذیرها شود. این پدیده که «کِرتِیلمنت» نامیده می‌شود، یعنی بخشی از برق تولیدشده به دلیل محدودیت شبکه یا نبود تقاضای کافی قابل استفاده نیست.

بنابراین چین از مرحله «افزایش ظرفیت تولید خورشیدی» به مرحله پیچیده‌تر یکپارچه‌سازی خورشیدی در شبکه برق وارد شده است.

تحلیل استراتژیک

این تحول را باید فراتر از یک رکورد در صنعت خورشیدی ارزیابی کرد.

چین اکنون عملاً دارای یک پایگاه تولید برق خورشیدی در مقیاس ۱٫۲۸۶ تراوات است؛ ظرفیتی که از ظرفیت خورشیدی هر کشور دیگری به‌مراتب بزرگ‌تر است و جایگاه چین را در زنجیره جهانی انرژی خورشیدی تثبیت می‌کند.

اهمیت راهبردی این تحول در سه محور است:

۱. تغییر ساختار سبد برق

مرکز ثقل توسعه ظرفیت برق چین به‌تدریج از نیروگاه‌های حرارتی متعارف به سمت منابع تجدیدپذیر، به‌ویژه خورشیدی و بادی، منتقل می‌شود.

۲. کاهش رشد تقاضای سوخت نیروگاهی

هرچه تولید برق خورشیدی و بادی سهم بیشتری از رشد تقاضای برق را پوشش دهد، فشار ساختاری بر رشد مصرف زغال‌سنگ نیروگاهی افزایش می‌یابد؛ حتی اگر ظرفیت زغال‌سنگ همچنان برای پشتیبانی از شبکه حفظ شود.

۳. افزایش اهمیت ذخیره‌سازی

در چنین مقیاسی، باتری و سایر فناوری‌های ذخیره‌سازی دیگر یک فناوری جانبی نیستند، بلکه بخشی از زیرساخت اصلی سیستم برق محسوب می‌شوند.

به بیان دقیق‌تر، رقابت آینده فقط میان «خورشیدی و زغال‌سنگ» نخواهد بود؛ بلکه میان خورشیدی همراه با شبکه، ذخیره‌سازی و مدیریت هوشمند انرژی و سیستم سنتی مبتنی بر نیروگاه‌های قابل‌کنترل خواهد بود.

تحلیل اجرایی و عملیاتی

برای شبکه برق چین، مسئله اصلی اکنون از «چگونه ظرفیت بیشتری بسازیم؟» به «چگونه این ظرفیت را به‌طور پایدار استفاده کنیم؟» تغییر کرده است.

با ظرفیت خورشیدی بالاتر از ۱٫۲ تراوات، چند موضوع اهمیت فزاینده پیدا می‌کند:

• توسعه خطوط انتقال از مناطق دارای تابش بالا به مراکز صنعتی و مصرفی

• افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی کوتاه‌مدت برای جابه‌جایی برق خورشیدی از ساعات روز به ساعات اوج مصرف

• توسعه نیروگاه‌های انعطاف‌پذیر برای پشتیبانی از ساعات کم‌تولید خورشیدی

• مدیریت هوشمند تقاضای برق و انتقال بخشی از مصرف به ساعات تولید بالای خورشیدی

• توسعه بازارهای برق و سازوکارهای قیمت‌گذاری که بتوانند انعطاف‌پذیری شبکه را افزایش دهند

• کاهش محدودیت شبکه و کاهش میزان برق تجدیدپذیرِ تولیدشده اما استفاده‌نشده

در نتیجه، ارزش اقتصادی هر گیگاوات ظرفیت خورشیدی جدید بیش از گذشته به کیفیت شبکه و ظرفیت ذخیره‌سازی وابسته خواهد بود.

نکته مهم درباره زغال‌سنگ

این خبر را نباید به معنای پایان سریع زغال‌سنگ در چین تفسیر کرد.

زغال‌سنگ همچنان نقش مهمی در امنیت تأمین برق، تأمین بار پایه و پشتیبانی از شبکه در زمان کاهش تولید خورشیدی و بادی دارد.

از این رو، احتمالاً نقش نیروگاه‌های زغال‌سنگی در چین به‌تدریج از تولید مستمر و حداکثری، به سمت ظرفیت پشتیبان و انعطاف‌پذیر تغییر خواهد کرد.

این تغییر برای اقتصاد نیروگاه‌های حرارتی نیز مهم است، زیرا کاهش ساعات بهره‌برداری می‌تواند اقتصاد پروژه‌های جدید زغال‌سنگ را تحت فشار قرار دهد، حتی اگر ظرفیت نصب‌شده آن‌ها برای سال‌ها حفظ شود.

ارزیابی نهایی

عبور خورشیدی از زغال‌سنگ در ظرفیت نصب‌شده، یک نقطه عطف ساختاری در نظام انرژی چین است؛ اما اهمیت واقعی آن زمانی آشکارتر می‌شود که با کاهش سهم زغال‌سنگ در تولید برق نیز همراه شود.

چین اکنون وارد مرحله‌ای شده که چالش اصلی توسعه انرژی خورشیدی، دیگر ساخت پنل و نیروگاه نیست؛ بلکه ایجاد یک سیستم برق است که بتواند حجم بسیار بزرگی از تولید متناوب خورشیدی را بدون ایجاد ناپایداری، اتلاف یا محدودیت گسترده جذب کند.

از این منظر، مرحله بعدی گذار انرژی چین را می‌توان رقابت بر سر شبکه انتقال، ذخیره‌سازی انرژی، انعطاف‌پذیری نیروگاه‌ها، مدیریت تقاضا و فناوری‌های کنترل شبکه دانست.

جمع‌بندی کلیدی:

چین اکنون بزرگ‌ترین ظرفیت خورشیدی جهان را در اختیار دارد و خورشیدی برای نخستین‌بار از زغال‌سنگ به‌عنوان بزرگ‌ترین منبع ظرفیت تولید برق این کشور عبور کرده است. اما گذار واقعی زمانی تکمیل می‌شود که این ظرفیت عظیم بتواند با حداقل محدودیت و با اتکا به شبکه، ذخیره‌سازی و انعطاف‌پذیری کافی، به تولید برق قابل اتکا تبدیل شود.


همچنین بخوانید؛ آرامکو مسیر تازه‌ای برای تداوم صادرات نفت عربستان به چین پیدا کرده است

Rate this post