فرمول خوراک پالایشگاهها در دوراهی دولت؛ سود کوتاهمدت یا امنیت انرژی؟
پالایشگاهها زیر فشار فرمول قیمتگذاری؛ دولت به پاشنه آشیل خود آسیب میزند؟
به گزارش پتروشیمی ها؛ بحث تغییر فرمول قیمتگذاری خوراک پالایشگاهها بار دیگر به یکی از موضوعات مهم صنعت نفت و بازار سرمایه تبدیل شده است؛ تصمیمی که اگر با هدف کاهش هزینههای دولت و مدیریت منابع اتخاذ شود، میتواند در کوتاهمدت فشار بیشتری بر سود پالایشگاهها وارد کند، اما آثار آن در بلندمدت ممکن است به خود دولت و زنجیره تأمین سوخت کشور بازگردد.
مسئله اصلی، دفاع از رانت یا حمایت بدون قید و شرط از پالایشگاهها نیست؛ پرسش اساسی این است که سیاست قیمتگذاری تا چه اندازه باید منافع کوتاهمدت دولت را دنبال کند و تا چه حد باید ثبات اقتصادی و توان سرمایهگذاری صنعت پالایش را در نظر بگیرد.
آیا کاهش سود پالایشگاهها واقعاً به نفع دولت است؟
یکی از پرسشهای کلیدی این است که اگر نفت تحویلی به پالایشگاههای داخلی در شرایط تحریم یا غیرتحریم به مشتری دیگری فروخته میشد، خالص درآمد دولت چه میزان بود و این درآمد چه تفاوتی با درآمد حاصل از فروش نفت به پالایشگاههای داخلی داشت؟
بنابراین، مقایسه صرف قیمت خوراک یا سود پالایشگاهها بدون در نظر گرفتن کل زنجیره اقتصادی، نمیتواند تصویر کاملی از منافع دولت ارائه دهد.
اگر هدف از تغییر فرمول، کاهش بدهیهای دولت به پالایشگاهها یا کنترل هزینهها در سال جاری باشد، باید هزینههای احتمالی این تصمیم در سالهای آینده نیز محاسبه شود. کاهش حاشیه سود و محدود شدن منابع مالی پالایشگاهها میتواند توان آنها برای تعمیرات اساسی، نوسازی و اجرای طرحهای توسعهای را تحت تأثیر قرار دهد.
قیمتگذاری دستوری و خطر فرسایش صنعت پالایش
صنعت پالایش برخلاف بسیاری از صنایع، نیازمند سرمایهگذاری سنگین و مستمر است. پالایشگاهها برای حفظ ظرفیت تولید خود با هزینههای تعمیرات، نگهداری، تأمین تجهیزات و اجرای طرحهای بهبود فرآیند مواجه هستند.
اگر طی یک دوره طولانی، قیمتگذاری به گونهای باشد که بازده اقتصادی سرمایهگذاری را کاهش دهد، انگیزه سرمایهگذاری جدید نیز افت خواهد کرد.
این موضوع صرفاً مسئله سهامداران پالایشگاهها نیست؛ کاهش سرمایهگذاری در نهایت میتواند ظرفیت تولید و توان عملیاتی صنعت را تحت فشار قرار دهد.
پالایشگاهها فقط یک شرکت بورسی نیستند
بخش قابل توجهی از سهام پالایشگاهها در اختیار صندوقهای بازنشستگی، سهام عدالت و سهامداران خرد قرار دارد. بنابراین تغییرات شدید در سودآوری این شرکتها، فقط یک موضوع بورسی نیست و میتواند بر طیف گستردهای از ذینفعان اثرگذار باشد.
از سوی دیگر، کشور برای تأمین بنزین، گازوئیل و سایر فرآوردههای اصلی، به ظرفیت پالایشی داخلی وابستگی قابل توجهی دارد. همین مسئله باعث میشود تصمیمات مربوط به فرمول خوراک، فراتر از محاسبه سود و زیان یک شرکت بررسی شود.
کرک اسپرد بالا؛ فرصت موقت یا جبران ریسک؟
یکی از محورهای بحث درباره سود پالایشگاهها، افزایش کرک اسپرد در مقطع اخیر است. افزایش فاصله قیمت نفت خام و فرآوردههای حاصل از آن میتواند سودآوری پالایشگاهها را در دورههایی افزایش دهد.
با این حال، کرک اسپرد یک متغیر بازار است و نمیتوان افزایش آن در یک دوره کوتاه را بهعنوان یک وضعیت دائمی در نظر گرفت. با کاهش تنشها یا تغییر شرایط بازار جهانی، این فاصله قیمتی میتواند کاهش پیدا کند.
از سوی دیگر، صنعت پالایش با ریسکهای عملیاتی و سرمایهگذاری سنگینی مواجه است. بنابراین بخشی از سود ایجادشده در دورههای خاص را باید در چارچوب چرخه بازار و ریسکهای صنعت تحلیل کرد، نه اینکه صرفاً بهعنوان یک حاشیه سود پایدار به آن نگاه شود.
اگر یک پالایشگاه آسیب ببیند، هزینه آن فقط متوجه سهامدار نیست
یکی از موضوعاتی که در تصمیمگیری درباره صنعت پالایش باید مورد توجه قرار گیرد، ریسکهای عملیاتی و امنیتی این صنعت است.
اگر یک پالایشگاه در اثر یک حادثه یا بحران با آسیب جدی مواجه شود، مسئله فقط کاهش ارزش سرمایه سهامداران نیست؛ ظرفیت تولید فرآورده کشور نیز میتواند تحت تأثیر قرار گیرد.
از این منظر، ایجاد شرایط اقتصادی قابل پیشبینی برای ادامه فعالیت پالایشگاهها میتواند بخشی از الزامات حفظ ظرفیت تولید داخلی باشد.
تخفیف خوراک پالایشگاهها چقدر است؟
یکی دیگر از محورهای اختلاف درباره فرمول پالایشیها، بحث تخفیف خوراک است.
درباره تخفیف ۵ درصدی مطرحشده، باید مشخص شود که هزینههای بارگیری، حملونقل و سایر هزینههای مرتبط با فروش نفت در قیمت فوب چگونه محاسبه میشود و این تخفیف در مقایسه با هزینه واقعی فروش نفت ایران در شرایط مختلف بازار چه میزان مزیت ایجاد میکند.
همچنین کسر چند دلار از قیمت نفت سبک و سنگین در فرمول، تا جایی که در تدوین این سازوکار مطرح بوده، به تفاوت کیفیت نفت ایران با نفتهای معیار و مقایسهای در بازار جهانی مربوط میشود.
بنابراین بررسی یک جزء از فرمول بدون تحلیل تمام اجزای آن، ممکن است تصویر دقیقی از میزان حمایت یا عدم حمایت از پالایشگاهها ارائه نکند.
تغییر فرمول باید شفاف و قابل پیشبینی باشد
اگر فرمولی پس از سالها به یک چارچوب مشخص برای فعالیت پالایشگاهها تبدیل شده باشد، تغییر ناگهانی آن میتواند برنامهریزی مالی شرکتها را با مشکل مواجه کند.
پالایشگاهها برای تعمیرات، سرمایهگذاری، تأمین مالی و اجرای پروژههای توسعهای به افق نسبتاً مشخصی از درآمد و هزینه نیاز دارند. به همین دلیل، حتی اگر اصلاح فرمول ضروری باشد، نحوه اجرای آن و میزان پیشبینیپذیری برای صنعت اهمیت زیادی دارد.
دولت باید مشخص کند تغییر فرمول دقیقاً با چه هدفی انجام میشود، چه اثری بر سودآوری پالایشگاهها خواهد داشت و آثار آن بر سرمایهگذاری و ظرفیت تولید فرآورده چگونه ارزیابی شده است.
پاشنه آشیل دولت کجاست؟
مسئله اصلی اینجاست که پالایشگاهها بخشی از زیرساخت تأمین انرژی کشور هستند. بنابراین، سیاستی که در کوتاهمدت موجب کاهش هزینه یا بدهی دولت شود، اگر در میانمدت به کاهش سرمایهگذاری و افت ظرفیت تولید منجر شود، میتواند هزینهای به مراتب بزرگتر برای اقتصاد ایجاد کند.
راهکار منطقی، نه اعطای رانت به پالایشگاهها و نه تحمیل فشار غیرقابل پیشبینی به آنهاست؛ بلکه فرمولی شفاف، اقتصادی و قابل پیشبینی است که هم منافع دولت را تأمین کند و هم امکان ادامه فعالیت، سرمایهگذاری و حفظ ظرفیت تولید پالایشگاهها را از بین نبرد.
در نهایت، هرگونه تصمیم درباره فرمول قیمتگذاری خوراک باید با نگاه به کل زنجیره نفت تا فرآورده اتخاذ شود؛ چرا که تضعیف صنعت پالایش فقط مسئله سود چند شرکت بورسی نیست و میتواند مستقیماً با توان کشور برای تولید و تأمین سوخت مورد نیاز ارتباط پیدا کند.
نظرات کاربران (۰ نظر)