به گزارش پتروشیمی‌ها، تولید گاز موقعیت 11B فاز ۱۱ پارس جنوبی به یک میلیارد فوت مکعب در روز رسیده است؛ عددی که طبیعتاً می‌تواند خبر خوبی برای تولید گاز کشور باشد.

اما مشکل از جایی شروع می‌شود که همین عدد، به جای یک گزارش عملکرد، تبدیل به روایت قهرمانانه از پروژه می‌شود.

فاز ۱۱ قرار بود با برنامه‌ای ۵۲ماهه توسعه پیدا کند. حالا پس از بیش از ۸۴ ماه، تولید 11B به یک میلیارد فوت مکعب رسیده؛ در حالی که ظرفیت نهایی فاز ۱۱ حدود ۲ میلیارد فوت مکعب در روز اعلام شده و 11A هنوز وارد مدار تولید نشده است.

یعنی هنوز نیمی از ظرفیت نهایی باقی مانده است.

سؤال ساده؛ این همه راه برای نصف ظرفیت؟

هیچ‌کس منکر دشواری توسعه یک میدان مشترک در شرایط تحریم، جنگ و محدودیت‌های بین‌المللی نیست. اتفاقاً همین شرایط، اهمیت عملکرد مدیریتی و سرعت اجرای پروژه را بیشتر می‌کند.

اما اگر قرار است درباره عملکرد فاز ۱۱ صحبت کنیم، باید زمان، هزینه و میزان پیشرفت را هم کنار عدد تولید بگذاریم؛ نه اینکه فقط یک عدد بزرگ را جدا کنیم و تیتر کنیم.

و اما آن مقایسه‌های عجیب!

در روزهایی که بعضی روایت‌ها چنان از «تاب‌آوری» پتروپارس می‌گویند که گویی قرار است جدول رده‌بندی شرکت‌های نفتی جهان را هم جابه‌جا کنند، شاید بد نباشد یک سؤال ساده پرسیده شود:

چرا به جای مقایسه‌های پرزرق‌وبرق، خود پروژه را با برنامه اولیه‌اش مقایسه نکنیم؟

مقایسه با شرکت‌های خارجی، آن هم بدون کنار هم گذاشتن زمان، سرمایه‌گذاری، فناوری، تعهدات قراردادی و خروجی واقعی پروژه، بیشتر به درد تیترهای پرهیجان می‌خورد تا ارزیابی فنی.

صنعت نفت با رپورتاژ توسعه پیدا نمی‌کند؛ با چاه، سکو، تولید و تحقق برنامه توسعه پیدا می‌کند.

اصل ماجرا

تولید یک میلیارد فوت مکعب در 11B قابل توجه است؛ اما فاز ۱۱ هنوز تمام نشده است.

تا وقتی 11A وارد تولید نشود و ظرفیت نهایی پروژه محقق نشود، جشن گرفتن یک عدد و فراموش کردن مسیر باقی‌مانده، بیشتر شبیه روایت‌سازی از یک پروژه نیمه‌تمام است تا گزارش کامل عملکرد.

سؤال همچنان پابرجاست:

پروژه‌ای که قرار بود ۵۲ماهه جلو برود، چرا بعد از بیش از ۸۴ ماه هنوز برای رسیدن به ظرفیت کامل فاصله دارد؟

این سؤال، شاید از هر مقایسه‌ای مهم‌تر باشد.

Rate this post