جهش صادرات نفت عربستان از مسیر مدیترانه؛ انتقال نفت از یَنبُع به شمال برای دور زدن تهدید حوثیها
عربستان سعودی در واکنش به تهدیدهای حوثیها علیه کشتیرانی در جنوب دریای سرخ و تنگه بابالمندب، در حال تقویت یک مسیر جایگزین برای صادرات نفت خام خود است؛ مسیری که نفت را از بندر یَنبُع در دریای سرخ به سمت شمال و بندر عینسوخنا در مصر منتقل میکند و سپس از طریق خط لوله سومِد به بندر سیدیکریر در ساحل مدیترانه میرساند.
به گزارش پتروشیمی ها؛ بر اساس دادههای رهگیری نفتکشها که بلومبرگ با استفاده از دادههای کپلر گزارش کرده، صادرات نفت عربستان از سیدیکریر طی حدود یک ماه حدود ۳۳ درصد افزایش یافته و به حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز رسیده است.
حداقل چهار نفتکش تاکنون چندین بار مسیر یَنبُع تا عینسوخنا را طی کردهاند و در مجموع بیش از ۱۶ میلیون بشکه نفت را در هفتههای اخیر جابهجا کردهاند.
پس از انتقال نفت به سیدیکریر، محمولهها از مدیترانه به سمت غرب حرکت کرده و برای رسیدن به خریداران آسیایی، از مسیر دماغه امید نیک در جنوب آفریقا عبور میکنند.
این تغییر مسیر تقریباً یک ماه به زمان رسیدن نفت عربستان به پالایشگاههای آسیایی اضافه میکند.
تحلیل فنی
مسیر جدید عملاً یک زنجیره لجستیکی چندمرحلهای ایجاد کرده است.
نفت ابتدا از یَنبُع به سمت شمال دریای سرخ و بندر عینسوخنا منتقل میشود. در عینسوخنا نفت تخلیه شده و سپس از طریق خط لوله سومِد در خاک مصر به سیدیکریر در ساحل مدیترانه انتقال مییابد.
در ادامه، نفت در سیدیکریر دوباره بارگیری شده و با نفتکشهای صادراتی از مدیترانه به سمت بازارهای جهانی حرکت میکند.
برای محمولههای مقصد آسیا، مسیر دریایی در نهایت از اطراف دماغه امید نیک عبور میکند.
از نظر فنی، این سازوکار اهمیت زیادی دارد؛ زیرا با انتقال نفت از یَنبُع به عینسوخنا و سپس استفاده از سومِد، نیاز به عبور مستقیم نفتکشهای حامل نفت عربستان از بابالمندب کاهش پیدا میکند.
بنابراین سومِد از یک زیرساخت انتقال نفت به یک ابزار مهم انعطافپذیری صادراتی در شرایط بحران تبدیل شده است.
تحلیل استراتژیک
اهمیت اصلی خبر در تغییر معماری صادرات نفت عربستان است.
عربستان اکنون بهجای اتکا به یک مسیر واحد، در حال استفاده از مجموعهای از مسیرهای مکمل برای کاهش آسیبپذیری صادرات خود است.
انتقال نفت به یَنبُع، امکان استفاده از ساحل دریای سرخ را بدون عبور مستقیم از تنگه هرمز فراهم میکند.
سپس انتقال نفت از یَنبُع به عینسوخنا و استفاده از سومِد، وابستگی به عبور از بابالمندب را کاهش میدهد.
پس از رسیدن نفت به سیدیکریر نیز امکان دسترسی مجدد به بازارهای جهانی از طریق مدیترانه فراهم میشود.
در واقع، عربستان در حال تبدیل ساختار صادراتی خود از یک مدل مبتنی بر مسیرهای مستقیم به یک مدل چندمسیره و انعطافپذیر است.
تحلیل اقتصادی و بازار نفت
این مسیر جایگزین، هزینه قابل توجهی دارد.
طولانیتر شدن سفر نفتکش به آسیا موجب افزایش کرایه حمل، هزینه بیمه جنگی، هزینههای عملیاتی، سرمایه درگیر در محموله و تعداد نفتکشهای مورد نیاز برای حفظ یک نرخ مشخص صادرات میشود.
برخی گزارشهای اخیر نشان میدهد استفاده از مسیر سوئز و سپس دماغه امید نیک میتواند زمان حمل نفت عربستان به برخی مقاصد آسیایی را از حدود ۲۰ روز به ۵۰ تا ۶۰ روز افزایش دهد.
بنابراین در شرایط کنونی، مسئله فقط میزان نفت تولیدشده نیست؛ بلکه هزینه و زمان رساندن نفت به مقصد نیز به مؤلفه مهم عرضه تبدیل شده است.
این موضوع میتواند اختلاف قیمت میان نفت خامهای مختلف را بر اساس محل تحویل تغییر دهد و ارزش نسبی نفتی را که با مسیر کوتاهتر و ریسک کمتر به آسیا میرسد، افزایش دهد.
نکته مهم درباره ارقام صادرات
در گزارشهای مختلف اخیر، ارقام متفاوتی درباره جریان نفت از سیدیکریر منتشر شده است.
در برخی گزارشهای اخیر، رقم حدود ۶۷۰ هزار بشکه در روز برای بارگیری نفت خاورمیانه از سیدیکریر در ماه اوت مطرح شده، در حالی که گزارش حاضر بر اساس دادههای کپلر، جریان را حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز اعلام میکند.
این اختلاف لزوماً به معنای تناقض آماری نیست و میتواند ناشی از تفاوت در دوره زمانی، زمان بارگیری و تخلیه، مبدأ محموله و روش محاسبه دادههای رهگیری نفتکشها باشد.
برای ارزیابی روند واقعی، بهتر است به جای تمرکز بر یک رقم روزانه، پایداری جریان نفت میان یَنبُع، عینسوخنا، سومِد و سیدیکریر و همچنین تعداد نفتکشهای فعال در این زنجیره بررسی شود.
تحلیل اگزکیتیو
پیام اصلی این تحول برای بازار جهانی نفت این است:
عربستان در حال تبدیل ظرفیت تولید به ظرفیت صادراتی قابل اتکاتر، از طریق یک معماری لجستیکی چندمسیره است.
در شرایط عادی، ظرفیت صادراتی عمدتاً با میزان تولید، ظرفیت خطوط لوله و ظرفیت پایانهها سنجیده میشود.
اما در محیط بحران، ظرفیت مؤثر صادرات تابع مجموعه بزرگتری از عوامل است:
تولید، خط لوله، پایانه، نفتکش، بیمه، امنیت مسیر، زمان حمل و هزینه تحویل.
از این منظر، سیدیکریر به یک شاخص مهم برای ارزیابی توان عربستان در حفظ صادرات نفت در شرایط اختلال دریایی تبدیل شده است.
این سازوکار میتواند بخشی از فشار فیزیکی بر عرضه جهانی نفت را مهار کند، اما نمیتواند شوک هزینهای ناشی از حمل طولانیتر و پرریسکتر را حذف کند.
تحلیل سیاسی – ژئوپلیتیکی
این تحول اهمیت ژئوپلیتیکی مصر و زیرساختهای نفتی آن را افزایش میدهد.
عینسوخنا، سومِد و سیدیکریر اکنون نقش مهمتری در معماری انتقال نفت خاورمیانه به بازارهای جهانی پیدا کردهاند.
نکته کلیدی این است که عربستان با این اقدام، ریسک را حذف نمیکند؛ بلکه آن را از یک گلوگاه اصلی به مجموعهای از حلقههای لجستیکی منتقل میکند.
استمرار این مسیر به عملکرد همزمان چند بخش وابسته خواهد بود: انتقال نفت از یَنبُع، فعالیت نفتکشهای شاتل، ظرفیت عینسوخنا، عملکرد سومِد، ظرفیت سیدیکریر، دسترسی به نفتکشهای صادراتی و در نهایت مسیر دریایی دماغه امید نیک.
بنابراین بحران موجب تغییر ماهیت ریسک شده است:
ریسک امنیتی مستقیم کمتر، اما ریسک لجستیکی، زمانی و اقتصادی بیشتر.
جمعبندی نهایی
اهمیت این خبر صرفاً در افزایش ۳۳ درصدی صادرات نفت عربستان از سیدیکریر نیست.
تحول اصلی، شکلگیری یک کریدور صادراتی جایگزین است که از ظرفیتهای دریای سرخ، عینسوخنا، خط لوله سومِد و سیدیکریر برای کاهش آسیبپذیری صادرات عربستان در برابر اختلالات بابالمندب استفاده میکند.
این مسیر به عربستان اجازه میدهد بخشی از ریسک توقف فیزیکی صادرات را به هزینه بالاتر و زمان طولانیتر حمل تبدیل کند.
بنابراین سؤال راهبردی بازار این نیست که آیا عربستان میتواند نفت خود را از یَنبُع خارج کند؛ بلکه سؤال مهمتر این است:
آیا کریدور صادراتی یَنبُع، عینسوخنا، سومِد و سیدیکریر میتواند در مقیاس بالا، بهصورت پایدار و با هزینهای قابل قبول برای پالایشگران آسیایی عمل کند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، این مسیر میتواند از یک راهحل اضطراری به یکی از اجزای پایدار معماری جدید صادرات نفت عربستان تبدیل شود.
همچنین بخوانید: بازگشت تدریجی خرید نفت چین؛ پالایشگران در جستوجوی منابع جدید
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما