ذخایر اطمینان بازار نفت در حال ذوب شدن؛

بحران عرضه وارد مرحله خطرناک‌تری می‌شود

تاریخ انتشار: ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

بازار جهانی نفت اکنون وارد مرحله‌ای شده که دیگر تنها افزایش قیمت‌ها موضوع اصلی نیست، بلکه کاهش سریع «ذخایر ضربه‌گیر» جهان به نگرانی اصلی تبدیل شده است. گزارش جدید نشان می‌دهد که هم ذخایر استراتژیک دولت‌ها و هم انبارهای تجاری شرکت‌های نفتی با سرعتی بی‌سابقه در حال تخلیه هستند تا کمبود ناشی از اختلال عرضه خاورمیانه جبران شود.

کارشناسان هشدار می‌دهند حتی اگر تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز طی هفته‌های آینده عادی شود، بازسازی ذخایر جهانی ممکن است ماه‌ها و حتی بیش از یک سال زمان ببرد. در همین حال، نشانه‌های تخریب تقاضا نیز آشکار شده است؛ به‌ویژه در آسیا که واردات نفت کاهش شدیدی پیدا کرده و صنایع پتروشیمی و حمل‌ونقل هوایی تحت فشار قرار گرفته‌اند.

طبق برآورد مدیرعامل شرکت TotalEnergies، جهان روزانه بین ۱۰ تا ۱۳ میلیون بشکه نفت از ذخایر خود برداشت می‌کند. این یعنی از آغاز جنگ تاکنون حدود ۵۰۰ میلیون بشکه نفت از انبارهای جهانی مصرف شده است. شرکت Rystad Energy حتی برآورد بدبینانه‌تری ارائه داده و میزان کاهش عرضه تجمعی را حدود ۶۰۰ میلیون بشکه اعلام کرده است.

اگر اختلال صادرات خلیج فارس تا پایان ژوئن ادامه یابد، جهان ممکن است بین ۱.۲ تا ۲ میلیارد بشکه نفت از دست بدهد؛ رقمی معادل ۱۶ تا ۲۷ درصد عرضه پیش از جنگ. این اعداد برای بازاری که پیش از بحران نیز با ذخایر نسبتاً پایین مواجه بود، بسیار نگران‌کننده تلقی می‌شود.

یکی از نکات مهم این بحران، زمان وقوع آن است. معمولاً پالایشگاه‌ها در آستانه تابستان نیمکره شمالی اقدام به افزایش ذخایر می‌کنند، زیرا فصل اوج مصرف سوخت آغاز می‌شود. فصل سفرهای جاده‌ای، افزایش پروازها و فعالیت‌های کشاورزی معمولاً تقاضا را بالا می‌برد. اما اکنون روند برعکس شده و بازار به‌جای انباشت، در حال مصرف سریع ذخایر است.

در بازار فیزیکی نفت، آثار بحران بسیار ملموس‌تر از بازار معاملات آتی است. در اروپا کمبود سوخت جت مشاهده می‌شود و برخی خطوط هوایی برنامه پروازهای آینده را کاهش داده‌اند. در آسیا کمبود «نفتا» شدت گرفته است؛ ماده‌ای حیاتی برای تولید پلاستیک و صنایع پتروشیمی. حتی ایالات متحده نیز با کاهش محسوس ذخایر بنزین و نفت خام روبه‌رو شده است. موجودی بنزین آمریکا اکنون به پایین‌ترین سطح فصلی از سال ۲۰۱۴ رسیده است.

همزمان، آمار واردات نفت آسیا نشان می‌دهد تقاضا در حال عقب‌نشینی است. واردات نفت این منطقه در ماه آوریل حدود ۳۰ درصد کمتر از مدت مشابه سال گذشته بوده و به پایین‌ترین سطح یک دهه اخیر رسیده است. این کاهش تنها ناشی از کمبود عرضه نیست، بلکه قیمت‌های بالا نیز مصرف‌کنندگان و صنایع را مجبور به محدود کردن خرید کرده است.

تحلیل فنی

بازار جهانی نفت اکنون در حال عبور از مرحله «شوک قیمتی» به مرحله «فرسایش ساختاری ذخایر» است. این تفاوت بسیار مهم است. در بسیاری از بحران‌های گذشته، افزایش قیمت با آزادسازی ذخایر استراتژیک مهار می‌شد، اما اکنون خود ذخایر در حال تحلیل رفتن هستند.

کاهش تعداد روزهای پوشش تقاضا از بیش از ۹۰ روز در سال ۲۰۲۱ به کمتر از ۸۰ روز، نشان می‌دهد ظرفیت ضربه‌گیری بازار جهانی به‌شدت افت کرده است. اگر این شاخص به محدوده ۷۰ روز نزدیک شود، بازار وارد وضعیت شکننده‌ای می‌شود که در آن هر اختلال کوچک می‌تواند جهش شدید قیمت ایجاد کند.

عامل مهم دیگر، تفاوت میان بازار مالی و بازار فیزیکی است. بازار معاملات آتی هنوز تا حدی امیدوار به توافق سیاسی و بازگشایی مسیرهای صادراتی است، اما بازار فیزیکی با کمبود واقعی نفت، فرآورده و خوراک پتروشیمی مواجه شده است. این شکاف معمولاً در مراحل اولیه بحران‌های انرژی مشاهده می‌شود و در ادامه به جهش‌های ناگهانی قیمت در بازارهای مالی منتهی می‌شود.

همچنین باید توجه داشت که کاهش واردات آسیا الزاماً نشانه بهبود بازار نیست؛ بلکه نشانه «تخریب تقاضا» است. تخریب تقاضا زمانی رخ می‌دهد که قیمت آن‌قدر بالا می‌رود که مصرف‌کننده ناچار به کاهش مصرف می‌شود. این وضعیت معمولاً با رکود صنعتی، کاهش حمل‌ونقل و افت رشد اقتصادی همراه است.

تحلیل استراتژیک

بحران فعلی در حال تغییر نگاه جهان به مفهوم «امنیت انرژی» است. طی سال‌های گذشته بسیاری از کشورها تصور می‌کردند تنوع عرضه و رشد انرژی‌های تجدیدپذیر، ریسک اختلال نفتی را کاهش داده است. اما جنگ اخیر نشان داد که اقتصاد جهانی همچنان به جریان مستمر نفت خلیج فارس وابسته است.

در نتیجه، احتمالاً چند تحول استراتژیک در سال‌های آینده شکل خواهد گرفت:

افزایش سرمایه‌گذاری در پروژه‌های فراساحلی و مناطق کم‌ریسک‌تر مانند آمریکای جنوبی، آفریقا و دریای شمال.

تسریع توسعه ذخایر استراتژیک در کشورهای مصرف‌کننده، به‌ویژه در آسیا.

افزایش اهمیت خطوط لوله زمینی و مسیرهای جایگزین برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز.

بازگشت توجه به سوخت‌های فسیلی و پروژه‌های LNG به‌عنوان ابزار امنیت انرژی، حتی در کشورهایی که پیش‌تر بر گذار انرژی تمرکز داشتند.

افزایش نقش شرکت‌های بزرگ بازرگانی انرژی که توان مدیریت بحران‌های لجستیکی و تأمین اضطراری را دارند.

تحلیل اجرایی (Executive Insight)

اکنون مهم‌ترین متغیر بازار نفت دیگر صرفاً حجم تولید نیست، بلکه «سرعت بازسازی ذخایر» است. حتی اگر تنش‌ها به‌طور ناگهانی کاهش یابد، بازار برای ماه‌ها با کمبود موجودی روبه‌رو خواهد بود.

برای صنایع انرژی‌بر، خطوط هوایی، پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌ها، دوره پیش‌رو احتمالاً با هزینه بالاتر خوراک، نوسان شدید قیمت و دشواری در برنامه‌ریزی تأمین همراه خواهد بود.

در بازار حمل‌ونقل دریایی نیز احتمال افزایش نرخ کرایه نفتکش‌ها، رشد هزینه بیمه جنگی و محدودیت ظرفیت حمل ادامه خواهد یافت. این موضوع می‌تواند قیمت نهایی فرآورده‌ها را حتی بیش از رشد قیمت نفت خام افزایش دهد.

از منظر کلان اقتصادی، اگر روند کاهش ذخایر ادامه یابد، خطر بازگشت تورم انرژی در اقتصادهای بزرگ افزایش خواهد یافت؛ موضوعی که می‌تواند برنامه بانک‌های مرکزی برای کاهش نرخ بهره را با تأخیر مواجه کند.

تحلیل سیاسی

تحولات میدانی نشان می‌دهد فضای سیاسی هنوز فاصله زیادی با یک آتش‌بس پایدار دارد. تبادل حملات، اتهام‌زنی‌های متقابل و نبود توافق عملیاتی روشن باعث شده بازار انرژی فرض را بر تداوم ریسک بگذارد، نه پایان بحران.

در چنین شرایطی، بازار نفت دیگر تنها به اخبار رسمی مذاکرات واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه به شاخص‌های عملیاتی مانند عبور واقعی نفتکش‌ها، نرخ بیمه دریایی، سطح صادرات بنادر و وضعیت ذخایر جهانی توجه می‌کند. به همین دلیل، حتی انتشار اخبار سیاسی مثبت نیز تاکنون نتوانسته نگرانی بازار فیزیکی را به‌طور کامل کاهش دهد.

همچنین بخوانید:آمریکا چرا نمی‌تواند بحران کمبود نفت جهان را نجات دهد؟

۵/۵ - (۱ امتیاز)
منبع: اویل پرایس
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.