بازنگری در برآورد کمبود نفت خلیج فارس؛ آیا بازار ریسک واقعی را دستکم گرفته است؟
در هفتههای نخست پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، اغلب مؤسسات بینالمللی از کاهش بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز عرضه نفت جهان سخن میگفتند. با این حال، گزارش جدید نشان میدهد معاملهگران و برخی شرکتهای بزرگ تجاری اکنون معتقدند میزان واقعی کاهش عرضه بسیار کمتر از برآوردهای اولیه بوده است.
به گزارش پتروشیمی ها؛ بر اساس ارزیابیهای جدید، کشورهای تولیدکننده نفت توانستهاند بخشی از صادرات خود را از مسیرهای جایگزین ادامه دهند. عربستان سعودی بخشی از صادرات خود را از طریق خط لوله شرق به غرب و بنادر دریای سرخ منتقل کرده و برخی صادرکنندگان دیگر نیز روشهای جایگزین حملونقل را بهکار گرفتهاند.
در حالی که شرکت کپلر پیشتر از کاهش تجمعی حدود ۹۶۱ میلیون بشکه نفت در دوره جنگ خبر داده بود و آژانس بینالمللی انرژی نیز کاهش حدود ۱۴ میلیون بشکه در روز را برآورد کرده بود، برخی منابع تجاری اکنون معتقدند افت واقعی عرضه ممکن است تنها بین ۵ تا ۶ میلیون بشکه در روز بوده باشد.
در سمت تقاضا نیز کاهش واردات نفت چین نقش مهمی در متعادل شدن بازار ایفا کرده است. واردات نفت چین در ماه مه به پایینترین سطح خود طی هشت سال گذشته رسید و بخشی از اثر کاهش عرضه را خنثی کرد. برخی تحلیلگران معتقدند پس از لحاظ کردن افت تقاضای چین، عدم تعادل واقعی بازار نفت ممکن است تنها حدود ۲ میلیون بشکه در روز باشد.
این عوامل باعث شده قیمت نفت طی هفتههای اخیر بخشی از رشد ناشی از بحران را از دست بدهد و فضای روانی بازار نسبت به آینده عرضه نفت آرامتر شود.
با وجود این، بسیاری از مدیران صنعت انرژی هشدار میدهند که مشکل اصلی اکنون نه حجم عرضه، بلکه کاهش ذخایر نفتی جهان است. آمریکا و سایر مصرفکنندگان بزرگ برای جبران کمبودهای احتمالی از ذخایر خود استفاده کردهاند و سطح ذخایر جهانی بهتدریج در حال کاهش است.
مدیران ارشد شرکتهای شورون و اکسونموبیل هشدار دادهاند که هرچه ذخایر کمتر شود، توان بازار برای جذب شوکهای جدید کاهش مییابد و در صورت وقوع هرگونه اختلال تازه، قیمتها میتوانند با سرعت بیشتری افزایش یابند.
همزمان گزارشها از احتمال دستیابی آمریکا و ایران به توافق نیز موجب شده بخشی از بازار نسبت به آینده خوشبینتر شود؛ موضوعی که به کاهش بیشتر قیمتها کمک کرده است.
تحلیل فنی
نکته فنی مهم این گزارش، تفاوت میان «اختلال در مسیر حملونقل» و «از دست رفتن واقعی تولید» است.
در روزهای نخست بحران، بسیاری از برآوردها فرض میکردند نفتی که از تنگه هرمز عبور نمیکند عملاً از بازار حذف شده است. اما اکنون مشخص شده بخشی از این نفت از طریق خطوط لوله، بنادر جایگزین و مسیرهای حملونقل دیگر به بازار رسیده است.
از منظر تراز عرضه و تقاضا، سه عامل اصلی مانع جهش شدیدتر قیمت نفت شدهاند:
* افزایش انعطافپذیری لجستیکی صادرکنندگان خلیج فارس.
* کاهش تقاضای چین.
* استفاده از ذخایر تجاری و راهبردی توسط مصرفکنندگان.
با این حال، کاهش مستمر ذخایر جهانی اهمیت ویژهای دارد. ذخایر نفتی در عمل نقش «ضربهگیر بازار» را ایفا میکنند. هرچه این ذخایر کاهش یابد، حساسیت بازار به اختلالات جدید بیشتر خواهد شد.
بنابراین اگرچه بازار در کوتاهمدت متعادلتر از پیشبینیهای اولیه ظاهر شده است، اما حاشیه امنیت فیزیکی آن نسبت به قبل کاهش یافته است.
تحلیل استراتژیک
این گزارش نشان میدهد ساختار بازار جهانی انرژی طی سالهای اخیر انعطافپذیرتر از گذشته شده است.
بحران اخیر ثابت کرد که وابستگی جهان به یک مسیر ترانزیتی مهم همچنان بالاست، اما در عین حال کشورهای تولیدکننده و مصرفکننده ابزارهای بیشتری برای مدیریت شوکهای عرضه در اختیار دارند.
از منظر راهبردی، چند تحول قابل توجه است:
* اهمیت خطوط لوله جایگزین در خاورمیانه افزایش یافته است.
* امنیت انرژی آسیا بیش از گذشته به تنوعبخشی منابع وارداتی وابسته شده است.
* نفت آمریکا سهم بیشتری در بازارهای آسیایی پیدا کرده است.
* ذخایر راهبردی انرژی بار دیگر به یکی از ابزارهای اصلی مدیریت بحران تبدیل شدهاند.
در نتیجه، قدرت اختلالآفرینی بحرانهای منطقهای همچنان بالاست، اما اثرگذاری آن نسبت به دهههای گذشته کمتر و پیچیدهتر شده است.
تحلیل اجرایی
پیام اصلی این گزارش آن است که بازار احتمالاً در برآورد اولیه میزان کمبود نفت دچار بزرگنمایی شده بود، اما اکنون ممکن است در جهت مخالف و با خوشبینی بیش از حد حرکت کند.
کاهش برآورد کمبود عرضه به معنای رفع کامل ریسک نیست. بخش مهمی از تعادل فعلی بازار از طریق مصرف ذخایر نفتی حاصل شده است؛ عاملی که نمیتواند برای مدت طولانی ادامه یابد.
بنابراین تمرکز فعالان بازار از «میزان نفت ازدسترفته» به سمت «سرعت کاهش ذخایر جهانی» در حال انتقال است.
اگر روند کاهش ذخایر ادامه پیدا کند، حتی یک اختلال محدود در عرضه میتواند اثر قیمتی بسیار بزرگتری نسبت به گذشته ایجاد کند. به همین دلیل، ریسک اصلی بازار نفت در نیمه دوم سال نه لزوماً کمبود فوری عرضه، بلکه کاهش ظرفیت جذب شوکهای جدید است.
تحلیل سیاسی
این گزارش بازتابدهنده تغییر فضای روانی بازار از «ترس از کمبود شدید نفت» به «امید به عادیسازی شرایط» است.
انتشار اخبار مربوط به احتمال توافق میان آمریکا و ایران، همراه با بازنگری در برآوردهای کاهش عرضه، موجب شده بخشی از سرمایهگذاران سناریوی تنش بلندمدت را با احتمال کمتری در قیمتها لحاظ کنند.
با این حال، تجربه بازار انرژی نشان میدهد که تغییر انتظارات سیاسی معمولاً سریعتر از تغییر واقعیتهای فیزیکی رخ میدهد. به همین دلیل فاصله میان خوشبینی بازار و وضعیت واقعی ذخایر نفتی میتواند در ماههای آینده به یکی از مهمترین عوامل نوسان قیمت تبدیل شود.
جمعبندی نهایی این است که بازار نفت از مرحله «هراس از قطع عرضه» عبور کرده، اما هنوز وارد مرحله «امنیت کامل عرضه» نشده است. نگرانی اصلی اکنون به جای حجم نفت ازدسترفته، سطح ذخایر باقیمانده و توان بازار برای مقابله با شوک بعدی است.
همچنین بخوانید؛ سقوط گاز اروپا با وزش باد صلح؛ بازار انرژی در انتظار بازگشت تدریجی تعادل
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما