چرخش نفتکش‌های چینی در هرمز؛

افزایش ریسک، مسیر انتقال نفت چین را تغییر می‌دهد

تاریخ انتشار: ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

دو نفتکش بسیار بزرگ چینی در روزهای اخیر پس از ورود به محدوده تنگه هرمز تغییر مسیر داده و بازگشته‌اند؛ اقدامی که نشان‌دهنده افزایش احتیاط شرکت‌های کشتیرانی چین در برابر ریسک‌های امنیتی این آبراه راهبردی است.

به گزارش پتروشیمی ها؛ یکی از این نفتکش‌ها، «سی‌وی»، پس از بارگیری نفت خام از عراق به سمت هرمز حرکت کرد اما سپس مسیر خود را معکوس کرد و در منطقه متوقف شد. نفتکش دیگر، «هستیا»، نیز پس از ورود به خلیج فارس و عبور از محدوده هرمز، به سمت دریای عمان بازگشت.

این تحولات با گزارش اخیر رویترز درباره تغییر راهبرد دو شرکت بزرگ دولتی چین، یعنی کاسکو انرژی و کشتیرانی انرژی چین، همخوانی دارد. این دو شرکت از اواخر ژوئیه عبور نفتکش‌های خود از تنگه هرمز و باب‌المندب را متوقف کرده‌اند. مجموعاً بیش از ۱۰۰ نفتکش غول‌پیکر دارند و پیش از جنگ حدود نیمی از واردات نفت چین از خاورمیانه را حمل می‌کردند.

هم‌زمان، فعالیت انتقال نفت از نفتکش به نفتکش در خارج از هرمز، به‌ویژه در خلیج عمان، به‌شدت افزایش یافته است. بر اساس داده‌های کپلر، حجم این انتقال‌ها در ژوئن و ژوئیه به بیش از ۶۰۰ هزار بشکه در روز رسیده، در حالی که در ماه‌های ابتدایی سال تقریباً وجود نداشت.

تحلیل فنی

نکته مهم این است که این تحول الزاماً به معنای توقف جریان نفت به چین نیست؛ بلکه مسیر لجستیکی انتقال نفت در حال تغییر است.

الگوی جدید به این شکل است:

تولیدکننده خلیج فارس → انتقال نفت تا نقطه‌ای خارج از هرمز → انتقال نفت بین دو نفتکش → نفتکش دیگر → چین

این عملیات «انتقال کشتی به کشتی» یا STS نام دارد؛ یعنی نفت بدون ورود مستقیم نفتکش مقصد به منطقه پرریسک، در دریا از یک کشتی به کشتی دیگر منتقل می‌شود.

این روش چند پیامد فنی دارد:

• کاهش مدت حضور نفتکش‌های بزرگ در منطقه پرریسک
• افزایش تعداد عملیات دریایی و پیچیدگی زنجیره حمل
• افزایش زمان سفر و انتظار کشتی‌ها
• افزایش هزینه بیمه و کرایه حمل
• کاهش بهره‌وری ناوگان به دلیل زمان بیشتر هر سفر
• افزایش اهمیت پایانه‌ها و نقاط انتقال دریایی خارج از تنگه

رویترز گزارش داده که نرخ حمل نفتکش‌های غول‌پیکر در مسیر عمان–چین به حدود ۱۴۰ هزار دلار در روز رسیده است؛ در حالی که سود روزانه چنین نفتکشی پیش از جنگ حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار دلار بود.

بنابراین، بحران هرمز علاوه بر بازار نفت، مستقیماً بازار حمل‌ونقل دریایی را نیز دگرگون کرده است.

تحلیل استراتژیک

اقدام نفتکش‌های چینی را باید بیش از یک تصمیم عملیاتی، نشانه‌ای از تغییر محاسبات ریسک چین دانست.

چین بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان است و به‌طور طبیعی نمی‌تواند برای مدت طولانی جریان نفت خاورمیانه را متوقف کند. بنابراین راهبرد منطقی برای شرکت‌های چینی، در شرایط فعلی، حذف خرید نیست؛ بلکه کاهش مواجهه مستقیم با نقاط پرخطر و انتقال ریسک به بخش‌های قابل‌کنترل‌تر زنجیره حمل است.

در نتیجه، هرمز از یک «مسیر عبور عادی» به یک «مسیر پرریسک با هزینه اضافی» تبدیل شده است.

نکته مهم‌تر آن است که چین ظاهراً در حال ایجاد یک معماری لجستیکی انعطاف‌پذیرتر است که در آن نفتکش‌های بزرگ می‌توانند از نقاط انتقال خارج از تنگه استفاده کنند.

این تحول می‌تواند در صورت تداوم بحران، به ایجاد یک الگوی جدید در تجارت نفت آسیا منجر شود:

پیامد برای بازار نفت

تا زمانی که انتقال‌های STS، مسیرهای جایگزین و افزایش مدت سفر بتوانند بخشی از جریان نفت را حفظ کنند، اختلال در هرمز الزاماً معادل کاهش همان میزان عرضه جهانی نفت نیست.

اما یک تفاوت مهم وجود دارد:

نفت ممکن است همچنان به بازار برسد، ولی با هزینه، زمان و ریسک بسیار بیشتر.

این مسئله می‌تواند به افزایش «هزینه لجستیکی نهایی نفت» منجر شود؛ حتی اگر قیمت خود نفت در مقطعی کاهش پیدا کند.

همچنین کاهش عبور نفتکش‌ها از هرمز، ظرفیت مؤثر ناوگان جهانی را پایین می‌آورد، زیرا هر کشتی برای انجام یک سفر به زمان بیشتری نیاز دارد. در نتیجه، برای انتقال همان حجم نفت، تعداد بیشتری نفتکش یا زمان بیشتری مورد نیاز خواهد بود.

رویترز در ۱۹ اوت نیز گزارش داد که تنها ۶ کشتی کالایی در روز سه‌شنبه از هرمز عبور کرده‌اند؛ رقمی پایین‌تر از میانگین ۱۰روزه ۱۱ کشتی در روز.

ارزیابی اجرایی

این خبر از نظر بازار انرژی یک پیام بسیار مهم دارد:

ریسک هرمز از مرحله «اختلال در عبور کشتی‌ها» وارد مرحله «بازطراحی زنجیره حمل نفت» شده است.

چین و شرکت‌های کشتیرانی آن، به جای پذیرش ریسک مستقیم، در حال استفاده از سه ابزار هستند:

۱. دوری از نقاط اصلی درگیری
۲. انتقال نفت در نقاط دریایی خارج از تنگه
۳. پذیرش هزینه و زمان بیشتر در مقابل کاهش ریسک امنیتی

این رویکرد نشان می‌دهد که بازار در حال سازگار شدن با بحران است؛ اما این سازگاری رایگان نیست.

افزایش کرایه نفتکش، هزینه بیمه، زمان سفر، عملیات STS و نیاز به نفتکش‌های بیشتر، همگی بخشی از «حق بیمه ژئوپلیتیکی» جدید نفت خاورمیانه هستند.

تحلیل سیاسی

اقدام شرکت‌های دولتی چین یک پیام سیاسی غیرمستقیم نیز دارد: پکن در شرایط نااطمینانی امنیتی، حاضر نیست برای حفظ مسیرهای سنتی حمل نفت، ریسک نامحدود به ناوگان دولتی خود تحمیل کند.

این موضوع الزاماً به معنای خروج چین از بازار نفت خلیج فارس نیست؛ برعکس، افزایش فعالیت در نقاط انتقال خارج از هرمز نشان می‌دهد که هدف اصلی، حفظ جریان نفت با کاهش مواجهه مستقیم با خطر است.

از این منظر، بحران هرمز می‌تواند در بلندمدت به تسریع یک روند مهم در تجارت انرژی آسیا منجر شود: تنوع‌بخشی به مسیرهای حمل، نقاط انتقال و زیرساخت‌های لجستیکی، حتی زمانی که مسیر اصلی همچنان از نظر ظرفیت اقتصادی جذاب‌ترین گزینه باشد.

جمع‌بندی

بازگشت نفتکش‌های چینی از هرمز یک رویداد منفرد نیست؛ بلکه بخشی از تغییر گسترده‌تر رفتار ناوگان چین است.

چین همچنان به نفت خاورمیانه نیاز دارد، اما در حال تغییر معادله از:

«عبور مستقیم از هرمز»

به:

«حفظ جریان نفت با حداقل مواجهه مستقیم با هرمز».

افزایش انتقال نفت در خلیج عمان، افزایش کرایه نفتکش‌ها و کاهش محسوس تردد در هرمز نشان می‌دهد که بحران اکنون نه‌تنها بر عرضه نفت، بلکه بر معماری حمل‌ونقل، هزینه لجستیک و مدیریت ریسک تجارت جهانی انرژی اثر گذاشته است.

در صورت استمرار این وضعیت، یکی از مهم‌ترین پیامدهای راهبردی آن می‌تواند شکل‌گیری یک شبکه حمل نفت «چندمسیره و چندمرحله‌ای» برای آسیا باشد؛ شبکه‌ای که در آن هزینه بالاتر، در برابر کاهش ریسک امنیتی پذیرفته می‌شود.

همچنین بخوانید: پایگاه جدید انرژی آمریکا در عراق؛ پروژه LNG که می‌تواند موازنه انرژی منطقه را تغییر دهد

Rate this post
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.