پایگاه جدید انرژی آمریکا در عراق؛ پروژه LNG که می‌تواند موازنه انرژی منطقه را تغییر دهد

تاریخ انتشار: ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

یک پروژه نسبتاً کم‌سروصدا در بندر «خور الزبیر» عراق در حال شکل‌گیری است که از منظر انرژی و ژئوپلیتیک اهمیت بیشتری از اندازه فنی اولیه آن دارد.

به گزارش پتروشیمی ها؛ شرکت آمریکایی اکسلریت انرژی در حال توسعه نخستین پایانه واردات گاز طبیعی مایع‌شده عراق است. این پروژه شامل یک واحد شناور ذخیره‌سازی و بازگازسازی گاز، موسوم به FSRU، اصلاح اسکله و زیرساخت‌های ساحلی، تأمین ال‌ان‌جی و خدمات بازگازسازی است.

ظرفیت قراردادی اولیه پایانه حداقل ۲۵۰ میلیون فوت مکعب گاز در روز است و امکان افزایش آن تا حدود ۵۰۰ میلیون فوت مکعب در روز وجود دارد. آغاز بهره‌برداری، طبق آخرین برنامه اعلام‌شده شرکت، برای اوایل سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۷ پیش‌بینی شده است.

اهمیت اصلی پروژه در ظرفیت آن نیست؛ بلکه در این است که یک شرکت آمریکایی، هم‌زمان زیرساخت واردات، بازگازسازی و تأمین LNG را در یکی از مهم‌ترین کشورهای نفت‌خیز خاورمیانه در اختیار می‌گیرد.

تحلیل فنی

عراق با وجود ذخایر عظیم گاز طبیعی، سال‌ها با کمبود گاز قابل‌استفاده برای نیروگاه‌ها مواجه بوده است. بخش مهمی از گاز تولیدشده همراه نفت نیز به دلیل ضعف زیرساخت جمع‌آوری و فرآورش، سوزانده می‌شود.

بنابراین واردات LNG در کوتاه‌مدت می‌تواند یک راهکار «پل» برای تأمین سوخت نیروگاه‌ها باشد.

FSRU در واقع یک کشتی تخصصی است که LNG را در حالت مایع دریافت و ذخیره کرده و سپس با تبدیل آن به گاز، آن را وارد شبکه مصرف می‌کند. مزیت این فناوری نسبت به پایانه خشکی سنتی، سرعت بیشتر احداث و سرمایه‌گذاری اولیه پایین‌تر است.

ظرفیت ۵۰۰ میلیون فوت مکعب در روز از نظر بازار جهانی LNG رقم بزرگی نیست، اما برای شبکه برق عراق قابل‌توجه است. این مقدار گاز می‌تواند بخشی از کمبود سوخت نیروگاه‌ها را پوشش دهد و قابلیت اطمینان شبکه برق را در دوره‌های اوج مصرف افزایش دهد.

نکته مهم‌تر، ساختار یکپارچه قرارداد است: شرکت آمریکایی فقط سازنده یا بهره‌بردار پایانه نیست، بلکه در تأمین LNG نیز نقش دارد. بنابراین ارتباط عراق با زنجیره تأمین گاز آمریکا می‌تواند از یک قرارداد زیرساختی به یک رابطه تجاری بلندمدت تبدیل شود.

تحلیل استراتژیک

اهمیت راهبردی پروژه را باید در سه سطح دید:

۱. امنیت انرژی عراق

عراق در حال ایجاد یک مسیر جایگزین برای تأمین گاز نیروگاه‌های خود است. این امر وابستگی به یک یا چند منبع محدود گاز را کاهش می‌دهد و امکان مدیریت بهتر شوک‌های عرضه را فراهم می‌کند.

۲. حضور بلندمدت آمریکا در زیرساخت انرژی عراق

این پروژه صرفاً فروش LNG نیست. تأمین کشتی FSRU، توسعه اسکله، عملیات مهندسی و تأمین سوخت، مجموعه‌ای از پیوندهای فنی و تجاری ایجاد می‌کند که می‌تواند حضور یک شرکت آمریکایی را برای سال‌ها در زنجیره انرژی عراق تثبیت کند.

در این معنا، عنوان «پایگاه انرژی» بیشتر یک تعبیر ژئوپلیتیکی است تا یک اصطلاح فنی؛ زیرا پروژه در ذات خود یک زیرساخت تجاری LNG است، اما می‌تواند به ایجاد نفوذ اقتصادی و زیرساختی بلندمدت منجر شود.

۳. رقابت آمریکا و چین بر سر زیرساخت انرژی عراق

عراق در سال‌های گذشته روابط اقتصادی گسترده‌ای با چین ایجاد کرده و پروژه‌های نفتی، زیرساختی و انرژی چین در این کشور توسعه یافته‌اند.

در مقابل، ورود یک شرکت آمریکایی به بخش گاز و برق می‌تواند نشانه‌ای از تلاش واشنگتن برای حفظ یا بازسازی نقش خود در زیرساخت‌های استراتژیک عراق باشد.

بنابراین رقابت فقط بر سر فروش گاز نیست؛ مسئله اصلی، چه کسی زنجیره انرژی آینده عراق را طراحی، تأمین مالی، تجهیز و اداره خواهد کرد.

تحلیل استراتژیک

اهمیت راهبردی پروژه را باید در سه سطح دید:

۱. امنیت انرژی عراق

عراق در حال ایجاد یک مسیر جایگزین برای تأمین گاز نیروگاه‌های خود است. این امر وابستگی به یک یا چند منبع محدود گاز را کاهش می‌دهد و امکان مدیریت بهتر شوک‌های عرضه را فراهم می‌کند.

۲. حضور بلندمدت آمریکا در زیرساخت انرژی عراق

این پروژه صرفاً فروش LNG نیست. تأمین کشتی FSRU، توسعه اسکله، عملیات مهندسی و تأمین سوخت، مجموعه‌ای از پیوندهای فنی و تجاری ایجاد می‌کند که می‌تواند حضور یک شرکت آمریکایی را برای سال‌ها در زنجیره انرژی عراق تثبیت کند.

در این معنا، عنوان «پایگاه انرژی» بیشتر یک تعبیر ژئوپلیتیکی است تا یک اصطلاح فنی؛ زیرا پروژه در ذات خود یک زیرساخت تجاری LNG است، اما می‌تواند به ایجاد نفوذ اقتصادی و زیرساختی بلندمدت منجر شود.

۳. رقابت آمریکا و چین بر سر زیرساخت انرژی عراق

عراق در سال‌های گذشته روابط اقتصادی گسترده‌ای با چین ایجاد کرده و پروژه‌های نفتی، زیرساختی و انرژی چین در این کشور توسعه یافته‌اند.

در مقابل، ورود یک شرکت آمریکایی به بخش گاز و برق می‌تواند نشانه‌ای از تلاش واشنگتن برای حفظ یا بازسازی نقش خود در زیرساخت‌های استراتژیک عراق باشد.

بنابراین رقابت فقط بر سر فروش گاز نیست؛ مسئله اصلی، چه کسی زنجیره انرژی آینده عراق را طراحی، تأمین مالی، تجهیز و اداره خواهد کرد.

تحلیل ژئوپلیتیکی

موقعیت عراق در این رقابت بسیار ویژه است. این کشور هم‌زمان با سه حوزه قدرت در ارتباط است:

آمریکا در حوزه امنیت و بخشی از انرژی؛
چین در حوزه تجارت، سرمایه‌گذاری و زیرساخت؛
و کشورهای منطقه در حوزه نفت، گاز و تجارت انرژی.

به همین دلیل، زیرساخت گاز عراق می‌تواند به یکی از عرصه‌های مهم رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شود.

از دید واشنگتن، توسعه LNG در عراق می‌تواند یک ابزار «تنوع‌بخشی انرژی» باشد؛ یعنی کاهش تمرکز تأمین انرژی عراق بر مسیرها و تأمین‌کنندگان محدود.

اما نباید از این پروژه نتیجه گرفت که آمریکا الزاماً در حال ایجاد یک برنامه جامع برای جایگزینی چین یا تغییر ساختار سیاسی عراق است. مقاله حاضر چنین برداشتی را مطرح می‌کند، اما بخش قابل‌توجهی از آن تحلیل نویسنده است و نه واقعیت اثبات‌شده یا اعلام رسمی سیاست دولت آمریکا.

همچنین ادعای تبدیل عراق به یکی از «مراکز بزرگ جهانی LNG» با ظرفیت فعلی پروژه، از نظر مقیاس فنی اغراق‌آمیز است. ارزش واقعی پروژه بیشتر در موقعیت راهبردی، قابلیت توسعه آینده و ایجاد زنجیره تجاری بلندمدت است.

تحلیل اجرایی

از منظر مدیریت انرژی، این پروژه را می‌توان یک راهکار سه‌مرحله‌ای تلقی کرد:

گام اول: تأمین فوری گاز برای نیروگاه‌ها از طریق LNG وارداتی.

گام دوم: ایجاد زیرساخت پایدار برای واردات، ذخیره‌سازی و بازگازسازی.

گام سوم: حرکت تدریجی عراق به سمت افزایش تولید و فرآورش گاز داخلی و کاهش نیاز به واردات.

در صورت توسعه شبکه خطوط انتقال و افزایش ظرفیت پایانه، زیرساخت ایجادشده می‌تواند در آینده ارزش بسیار بیشتری از ظرفیت اولیه خود داشته باشد.

بنابراین گزینه توسعه‌پذیری مهم‌تر از ظرفیت اولیه ۲۵۰ تا ۵۰۰ میلیون فوت مکعب در روز است.

یک نکته مهم درباره اقتصاد پروژه

این پروژه یک تفاوت اساسی با پروژه‌های متعارف LNG دارد: عراق صادرکننده بزرگ نفت است، اما برای تأمین گاز نیروگاه‌های خود به واردات نیاز دارد.

این وضعیت نشان‌دهنده یک مشکل ساختاری است؛ یعنی کشوری با ذخایر عظیم هیدروکربوری، به دلیل ضعف در جمع‌آوری، فرآورش و انتقال گاز، ناچار به واردات گاز یا LNG می‌شود.

از این منظر، LNG برای عراق می‌تواند در کوتاه‌مدت راهکار امنیت انرژی باشد، اما در بلندمدت توسعه صنعت گاز داخلی، کاهش سوزاندن گاز همراه و تکمیل شبکه فرآورش و انتقال، از نظر اقتصادی پایدارتر خواهد بود.

ارزیابی نهایی

این پروژه در اندازه فعلی یک پروژه عظیم جهانی نیست؛ اما از نظر ژئوپلیتیک و زنجیره ارزش انرژی، اهمیت آن قابل‌توجه است.

سه پیام اصلی پروژه عبارت‌اند از:

• آمریکا در حال تقویت حضور تجاری خود در زیرساخت انرژی عراق است.

• LNG می‌تواند به ابزار جدیدی برای تنوع‌بخشی به امنیت انرژی عراق تبدیل شود.

• رقابت انرژی در عراق از نفت خام به سمت گاز، برق، زیرساخت و زنجیره تأمین LNG در حال گسترش است.

در نتیجه، اهمیت واقعی پروژه خور الزبیر نه در حجم اولیه LNG، بلکه در امکان تبدیل یک قرارداد محدود تأمین گاز به یک رابطه بلندمدت زیرساختی و انرژی میان عراق و شرکت‌های آمریکایی است.

اگر این زیرساخت در آینده توسعه یابد و به شبکه گسترده‌تری از نیروگاه‌ها، خطوط انتقال و پایانه‌های LNG متصل شود، می‌تواند جایگاه آمریکا را در یکی از مهم‌ترین بازارهای انرژی خاورمیانه تقویت کند.

جمع‌بندی اجرایی:

پروژه خور الزبیر را باید بیش از آنکه یک پایانه LNG صرف بدانیم، یک نقطه ورود به زنجیره انرژی عراق.

همچنین بخوانید: قوه قضائیه: رئیس دیوان عالی کشور هم تغییر می‌کند

Rate this post
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.