از نگین مهستان تا پتروپالایش؛ صدای شکاف در ساختار اهداف بلند شد
انتصاب مدیرعامل جدید در نگین مهستان، بدون اطلاع مدیرعامل پتروپالایش کنگان، تنها یک تصمیم ساده نبود؛ بلکه جرقهای شد برای آغاز یک جنگ رسانهای در دل ساختاری که قرار بود منسجم و حرفهای باشد.
به گزارش پتروشیمی ها؛ در روزهایی که صنعت پتروشیمی بیش از هر زمان دیگری نیازمند انسجام مدیریتی و شفافیت در تصمیمگیری است، هلدینگ اهداف به صحنهی تعارضات درونسازمانی و جنگ رسانهای میان مدیران ارشد خود تبدیل شده است؛ تعارضی که نهتنها اصول حاکمیت شرکتی را زیر سؤال برده، بلکه نشانههایی از شکاف در رأس مدیریت این هلدینگ بزرگ را نیز آشکار کرده است.
در رأس این ماجرا، انتصاب مدیرعامل جدید شرکت پتروشیمی نگین مهستان کنگان قرار دارد؛ شرکتی که بهصورت رسمی زیرمجموعهی پتروپالایش کنگان محسوب میشود، اما در ساختار کلان، هر دو شرکت تحت مالکیت هلدینگ اهداف هستند. با این حال، مهدی عبوری، مدیرعامل هلدینگ اهداف، بدون اطلاع و مشارکت مدیرعامل پتروپالایش کنگان، اقدام به صدور حکم برای مدیریت جدید نگین مهستان کرده است.
این تصمیم، با واکنش جواد فلاحیان، مدیرعامل پتروپالایش کنگان، مواجه شده است؛ فردی که خود با حکم مستقیم عبوری در رأس پتروپالایش قرار گرفته، اما اکنون از نادیدهگرفتهشدن در فرآیند تصمیمگیری درباره زیرمجموعهاش ابراز نارضایتی کرده. فلاحیان، بهجای پیگیری موضوع در چارچوب سازمانی، ترجیح داده است نارضایتی خود را از طریق رسانههای نزدیک به خود بروز دهد و با راهاندازی یک خط رسانهای انتقادی، عملکرد عبوری را هدف قرار دهد.
این وضعیت، پرسشهایی مهم را پیش روی ناظران قرار میدهد:
- آیا مدیران منصوبشده توسط یک هلدینگ، مجازند در برابر تصمیمات همان هلدینگ، جبههگیری رسانهای کنند؟
- اگر فلاحیان نسبت به فرآیند انتصاب در نگین مهستان معترض است، چرا در چارچوب سازمانی و از مسیرهای رسمی اقدام نکرده و بهجای آن، فضای رسانهای را به میدان تسویهحساب تبدیل کرده است؟
- و از سوی دیگر، آیا عبوری نباید در چنین تصمیماتی، حداقل اطلاعرسانی و هماهنگی درونسازمانی را رعایت میکرد تا از بروز چنین تنشهایی جلوگیری شود؟
در کنار این تعارضات، ابهاماتی نیز پیرامون برخی انتصابات و چهرههای کلیدی مطرح شده است. از جمله، انتصاب حجت مبرزی بهعنوان مدیرعامل جدید نگین مهستان، که گفته میشود داماد یکی از چهرههای شناختهشده نظامی کشور است، در فضای رسانهای با واکنشهایی همراه بوده و شائبههایی درباره نقش روابط خانوادگی در فرآیند انتخاب مدیران را تقویت کرده است. هرچند شایستگیهای فردی نباید نادیده گرفته شود، اما در شرایطی که صنعت پتروشیمی نیازمند اعتمادسازی و شفافیت است، پرهیز از هرگونه شائبهی انتصابهای فامیلی یا سیاسی، ضرورتی انکارناپذیر است.
از سوی دیگر، شایعاتی نیز پیرامون وضعیت حقوقی و مدیریتی مهدی عبوری در برخی محافل رسانهای و تخصصی مطرح شده است؛ از جمله گمانهزنیهایی درباره محدودیتهای قضایی و اداری که تاکنون از سوی منابع رسمی تأیید یا تکذیب نشدهاند. در فضایی که شفافیت، شرط نخست اعتماد عمومی است، پاسخگویی صریح به این شایعات میتواند گامی مؤثر در جهت بازسازی اعتبار مدیریتی و سازمانی باشد.
در نهایت، آنچه در این میان گم شده، منافع واقعی صنعت پتروشیمی و الزامات حرفهای ادارهی بنگاههای اقتصادی است. این کشمکشها، هرچند در ظاهر بر سر انتصابات است، اما در واقع بازتابی از رقابتهای پنهان، تعارض منافع و نفوذ چهرههای بازنشستهی پرنفوذ در ساختار تصمیمگیری است—چهرههایی که همچنان در پشتصحنه، مهرهچینی میکنند و مسیر تحولات را رقم میزنند.
صنعت پتروشیمی کشور، بیش از هر چیز، نیازمند بازگشت به اصول شفافیت، پاسخگویی و حاکمیت شرکتی واقعی است؛ نه بازیهای رسانهای، نه انتصابات بیاطلاع، و نه مدیریت در سایه.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما