آنسوی بوم وقتی روابط عمومیها، رسانههای زرد را پرورش دادند
سالهاست که انگشت اتهام به سمت رسانههایی نشانه میرود که به جای تولید محتوای حرفهای، چشم به بودجههای تبلیغاتی و حمایتی دوختهاند. اما آیا همه تقصیر متوجه رسانههاست؟ اگر قرار باشد منصفانه به ماجرا نگاه کنیم، باید آنسوی بوم را هم دید؛ جایی که بخشی از روابط عمومیهای صنعت پتروشیمی، ناخواسته یا آگاهانه، در شکلگیری این چرخه معیوب نقش داشتهاند.
واقعیت این است که رسانه زرد یکشبه متولد نمیشود. زمانی که معیار تخصیص حمایتهای مالی، کیفیت محتوا، اعتبار رسانه، میزان اثرگذاری یا استانداردهای حرفهای نباشد و جای خود را به روابط غیرشفاف، سفارشپذیری و پرداختهای سلیقهای بدهد، طبیعی است که هر روز یک رسانه جدید، بدون هویت حرفهای و صرفاً با هدف دریافت سهمی از این منابع، سر برآورد.در چنین فضایی، تولید محتوای تخصصی دیگر مزیت رقابتی نیست؛ آنچه اهمیت پیدا میکند، نزدیکی به منابع مالی و توانایی جلب رضایت برخی روابط عمومیهاست. نتیجه این روند، رشد قارچگونه رسانههایی است که بیش از آنکه رسانه باشند، به ابزار دریافت بودجه تبدیل شدهاند.
بخشی از روابط عمومیها نیز با پولپاشیهای بیضابطه، حمایت از رسانههای فاقد استاندارد و پرداختهایی که مبنای روشنی ندارند، این تصور را ایجاد کردهاند که راهاندازی یک سایت یا کانال خبری، میتواند بهتنهایی مجوز ورود به چرخه دریافت منابع مالی باشد.
این همان نقطهای است که بازار رسانه از رقابت حرفهای فاصله میگیرد و به رقابت برای کسب رانت نزدیک میشود.پیامد این رویکرد تنها هدررفت منابع شرکتها نیست. قربانی اصلی، رسانههای تخصصی و مستقلی هستند که با سرمایهگذاری بر کیفیت، تحلیل و خبرنگاری حرفهای فعالیت میکنند اما در رقابت با رسانههای رانتمحور، عملاً در حاشیه قرار میگیرند. در نهایت نیز مخاطب، اعتماد خود را به کل فضای رسانهای از دست میدهد.
اگر پیشتر رسانهها به دلیل وابستگی مالی مورد نقد قرار گرفتهاند، امروز زمان آن رسیده است که عملکرد بخشی از روابط عمومیهای صنعت نیز زیر ذرهبین قرار گیرد. اصلاح این چرخه، از شفافسازی نظام حمایتهای رسانهای آغاز میشود؛ تدوین شاخصهای روشن برای همکاری، انتشار ضوابط پرداخت، ارزیابی عملکرد رسانهها بر اساس شاخصهای حرفهای و پایان دادن به حمایتهای سلیقهای.
رسانههای زرد، محصول یک اکوسیستم معیوب هستند؛ اکوسیستمی که یک سوی آن رسانه و سوی دیگر آن، روابط عمومیهایی قرار دارند که با تصمیمهای نادرست، زمینه شکلگیری این وضعیت را فراهم کردهاند. تا زمانی که هر دو ضلع این معادله اصلاح نشوند، نه از رسانه حرفهای میتوان سخن گفت و نه از روابط عمومی حرفهای.
در ادامه بخوانید؛ تورم رسانهای در صنعت انرژی؛ وقتی هر صفحهای خود را رسانه مینامد
مهمترین نکات و دغدغههای مطرحشده: نخست، اعتماد عمومی به دکتر آریاییپور بهعنوان نماد پژوهش مستقل و شفاف؛ دوم، نگرانی نسبت به حضور رسانههای زرد و تیمهای «قارچگونه» که بهنظر میرسد برای منافع خاصی محتوا تولید میکنند؛ سوم، درخواست صریح برای انتقال این نظرات به مسئولین مرتبط تا بتوانند بهصورت مؤثرتر به مسائل اجتماعی‑اقتصادی بپردازند.
دعوت به مشارکت و ثبت نظر: نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید؛ صدای شما میتواند مسیر بهبود را هموار سازد.
نظرات کاربران (۷ نظر)
حرف درست و قابل تامل است
بگوش مسوولین مرتبط برسد
بسیار عالی آفرین
حرف دل ما رو زدید خانم آریایی
ممنون از شما
خانم آریایی من چند وقت مطالب های شما را دنبال میکنم خدا خیرتون بده یکی پیدا شده دلسوز مردم
و حرف حساب مبزنه
خانوم دکتر آریایی
به نوشته هایت اعتماد دارم
آخه اینبار خیلی تخصصی نوشتید ادبیات سنگین بود سواد من کم اما…
حتماً شما درست میگویید
دقیقا موضوع همین تیم های قارچ گونه ای ست که در حمایت از یک سری جناح یارویار کشی در راستای منافع هم مطلب می نویسند خودشان برای هم دست می زنند و تشویق می کنند مادامی که چنین روندی پابرجاست نمی توان توقع کار حرفه ای در راستای پژوهشگری اجتماعی ودغدغه مندی داشت
باسلام
بسیار به موضوع دقیقی اشاره داشتین سرکار خانم آریایی پور نمی توان از هر کسی که مطلبی منتشر میکند و هنوز منتشر نشده چندین لایک خورده توقع سلامت و دغدغه مندی داشت
من خودم از نزدیک سالهاست عملکرد خانم آریایی پور وتیم ایشان رو به عنوان پژوهشگری دغدغه مند خوش فکر وعمل گرا دنبال میکنم وایشان اعتماد مخاطب جلب کردند
اما نمی توان از هر کسی که با هر تفکر خام یا جهت گرا اسم خبرنگار و پژوهشگر یدک می کشد توقع چنین توانایی داشت