آمریکا چرا نمی‌تواند بحران کمبود نفت جهان را نجات دهد؟

تاریخ انتشار: ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

با وجود آنکه ایالات متحده بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان محسوب می‌شود، شرکت‌های نفتی آمریکایی تمایل چندانی به افزایش سریع تولید ندارند؛ موضوعی که اکنون به یکی از نگرانی‌های اصلی بازار جهانی انرژی تبدیل شده است.

گزارش جدید نشان می‌دهد که بحران ژئوپلیتیکی خاورمیانه و اختلال شدید صادرات نفت از خلیج فارس، جهان را با کمبود عرضه‌ای روبه‌رو کرده که حتی صنعت عظیم نفت شیل آمریکا نیز قادر به جبران کامل آن نیست.

از زمان آغاز ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۵، کاخ سفید بارها شرکت‌های نفتی را به افزایش حفاری تشویق کرده است. شعار معروف «Drill, baby, drill» به معنای «هرچه می‌توانید حفاری کنید» به محور سیاست انرژی دولت آمریکا تبدیل شد. با این حال، شرکت‌های نفتی آمریکا برخلاف انتظار واشنگتن، رویکردی محتاطانه در پیش گرفته‌اند.

علت اصلی این احتیاط، نوسان شدید قیمت نفت، هزینه بالای توسعه میادین جدید، فشار سهامداران برای حفظ سودآوری و نگرانی از سقوط احتمالی قیمت‌ها در آینده عنوان شده است. مدیران نفتی نمی‌خواهند میلیاردها دلار برای پروژه‌هایی هزینه کنند که ممکن است چند ماه بعد با کاهش قیمت نفت، زیان‌ده شوند.

ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ روزانه بیش از ۱۳ میلیون بشکه نفت خام تولید کرده و در مجموع با احتساب اتانول و مایعات گازی، تولید انرژی مایع آن به بیش از ۲۱ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی تقریباً دو برابر تولید روسیه یا عربستان سعودی. با این وجود، بسته شدن تنگه هرمز باعث حذف بخش عظیمی از نفت خاورمیانه از بازار جهانی شده و شکافی ایجاد کرده که آمریکا به‌تنهایی قادر به پر کردن آن نیست.

طبق گزارش شرکت خدمات نفتی Baker Hughes، تعداد دکل‌های حفاری فعال آمریکا حتی نسبت به آغاز جنگ نیز کاهش یافته است. همچنین وزارت انرژی آمریکا پیش‌بینی کرده که تولید نفت این کشور ممکن است در سال ۲۰۲۶ کاهش یابد.

بسیاری از شرکت‌های بزرگ نفتی آمریکا از جمله Exxon Mobil و Chevron اعلام کرده‌اند که برنامه‌ای برای افزایش قابل توجه حفاری فراتر از برنامه‌های قبلی خود ندارند؛ حتی با وجود جهش قیمت نفت و افزایش سودآوری.

مدیر مالی اکسون اعلام کرده که میادین این شرکت در تگزاس و نیومکزیکو تقریباً در حداکثر ظرفیت تولید قرار دارند. علاوه بر این، شرکت‌ها نگران هستند که تشدید بحران منطقه‌ای، دارایی‌ها و سرمایه‌گذاری‌هایشان در خلیج فارس را نیز تهدید کند.

یکی از مدیران صنعت نفت آمریکا وضعیت فعلی را این‌گونه توصیف کرده است: افزایش محدود تولید آمریکا در برابر کمبود عظیم نفت جهان، مانند آن است که بخواهید با یک شلنگ باغچه، یک استخر المپیک خالی را پر کنید.

مشکل فقط حجم تولید نیست؛ بلکه نوع نفت تولیدی آمریکا نیز اهمیت دارد. بخش بزرگی از نفت شیل آمریکا بسیار سبک است، در حالی که بسیاری از پالایشگاه‌های جهان، به‌ویژه پالایشگاه‌های آمریکا، برای فرآورش نفت سنگین‌تر طراحی شده‌اند. به همین دلیل ایالات متحده همچنان برای برخی پالایشگاه‌های خود نیازمند واردات نفت سنگین از کشورهایی مانند ونزوئلا است.

کارشناسان همچنین تأکید می‌کنند که توسعه چاه‌های جدید فرآیندی زمان‌بر است. از آغاز حفاری تا رسیدن به تولید تجاری ممکن است چندین ماه زمان نیاز باشد. در نتیجه حتی اگر شرکت‌ها امروز تصمیم به افزایش سرمایه‌گذاری بگیرند، اثر واقعی آن احتمالاً زمانی ظاهر می‌شود که شرایط بازار تغییر کرده باشد.

تحلیل فنی

بحران کنونی نشان داد که ظرفیت تولید نفت آمریکا، برخلاف تصور رایج، «ظرفیت فوری و انعطاف‌پذیر نامحدود» نیست. صنعت نفت شیل آمریکا اگرچه توان رشد سریع دارد، اما این رشد نیازمند سرمایه، زمان، نیروی انسانی، تجهیزات حفاری و زیرساخت انتقال است.

یکی از محدودیت‌های کلیدی، تفاوت کیفیت نفت خام است. نفت شیل آمریکا عمدتاً «Light Sweet Crude» یا نفت سبک و کم‌گوگرد است، در حالی که بخش مهمی از پالایشگاه‌های جهان برای نفت‌های سنگین‌تر طراحی شده‌اند. این اختلاف کیفیت باعث می‌شود جایگزینی کامل نفت خاورمیانه از نظر فنی دشوار باشد.

علاوه بر آن، بسیاری از میادین بزرگ شیل آمریکا به مراحل بلوغ رسیده‌اند. در میادین شیل، افت طبیعی تولید چاه‌ها بسیار سریع‌تر از میادین متعارف است. بنابراین شرکت‌ها باید دائماً حفاری جدید انجام دهند تا سطح تولید حفظ شود.

عامل دیگر، محدودیت پالایشی است. حتی اگر نفت بیشتری تولید شود، همه پالایشگاه‌ها توان تبدیل سریع آن به بنزین، دیزل یا سوخت جت را ندارند. به همین دلیل بحران فعلی تنها بحران تولید نفت خام نیست؛ بلکه بحران ظرفیت پالایش و توزیع نیز محسوب می‌شود.

تحلیل سیاسی

رفتار محتاطانه شرکت‌های نفتی آمریکا نشان می‌دهد که حتی در شرایط بحران ژئوپلیتیکی نیز منطق اقتصادی و فشار بازار سرمایه بر تصمیمات صنعت نفت غلبه دارد.

دولت آمریکا خواهان افزایش سریع تولید است، اما شرکت‌های خصوصی نفتی حاضر نیستند صرفاً بر اساس فشار سیاسی، میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری پرریسک انجام دهند. این اختلاف نگاه میان سیاست‌گذاران و شرکت‌های انرژی می‌تواند در ماه‌های آینده به یکی از موضوعات مهم سیاست داخلی آمریکا تبدیل شود.

از سوی دیگر، بحران فعلی بار دیگر اهمیت راهبردی تنگه هرمز را برای اقتصاد جهانی برجسته کرده است. اختلال در این مسیر نه‌تنها قیمت نفت، بلکه کل زنجیره انرژی، حمل‌ونقل دریایی، صنایع پتروشیمی و حتی سیاست پولی اقتصادهای بزرگ را تحت تأثیر قرار داده است.

۵/۵ - (۱ امتیاز)
منبع: اویل پرایس
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.