رشد مداوم تقاضای جهانی نفت تا سال ۲۰۳۲ در پی کندی گذار انرژی
بر اساس گزارش جدید مؤسسه «وود مکنزی»، تقاضای جهانی نفت خام دستکم تا سال ۲۰۳۲ در مسیر افزایشی باقی خواهد ماند؛ موضوعی که نشان میدهد جهان از تحقق اهداف توافق پاریس فاصله زیادی دارد.
با وجود سرمایهگذاری هزاران میلیارد دلاری در پروژههای گذار انرژی، سوختهای فسیلی شامل نفت، زغالسنگ و گاز طبیعی هنوز حدود ۸۰ درصد از نیاز انرژی اولیه جهان را تأمین میکنند.
گزارش تأکید میکند کندی روند گذار عمدتاً ناشی از چالشهای انرژیهای تجدیدپذیر مانند وابستگی به شرایط آبوهوایی، نوسان تولید و هزینههای واقعی بالای ذخیرهسازی و پشتیبانی است. حتی با درنظر گرفتن مالیاتهای کربنی، سوختهای فسیلی همچنان از نظر اقتصادی رقابتی باقی ماندهاند.
بر اساس تحلیل وود مکنزی، تحقق واقعی هدف «انتشار خالص صفر» مستلزم افزایش سرمایهگذاری جهانی تا ۴٫۳ تریلیون دلار در سال تا سال ۲۰۶۰ است؛ رقمی که در صورت فقدان هماهنگی جهانی، دستنیافتنی خواهد بود. همزمان، بسیاری از کشورها بهجای تمرکز بر گذار، بر امنیت انرژی تأکید دارند، و این امر موجب تداوم رشد تقاضا برای نفت، گاز و حتی زغالسنگ شده است.
تحلیل فنی:
تثبیت سهم ۸۰ درصدی سوختهای فسیلی در سبد انرژی جهانی نشان میدهد که فناوریهای تجدیدپذیر هنوز از لحاظ ظرفیت تولید پایدار و ذخیرهسازی در مقیاس صنعتی توان جایگزینی کامل را ندارند. شاخص هزینه نهایی انرژی (LCOE) که معمولاً برای توجیه اقتصادی انرژیهای تجدیدپذیر استفاده میشود، بخش بزرگی از هزینههای پشتیبانی مانند نیروگاههای رزرو، باتریهای ذخیره و زیرساختهای انتقال را نادیده میگیرد.
افزایش سریع مصرف برق ناشی از مراکز داده، هوش مصنوعی و حملونقل الکتریکی نیز فشار مضاعفی بر زیرساخت تولید برق وارد کرده و کشورها را به تمدید عمر نیروگاههای حرارتی واداشته است. از این منظر، رشد تقاضای نفت تا سال ۲۰۳۲ نه بهعنوان شکست، بلکه بهعنوان نتیجه طبیعی محدودیتهای فنی در گذار انرژی قابل تفسیر است.
تحلیل استراتژیک:
کندی گذار انرژی عملاً به تداوم «هژمونی سوختهای فسیلی» انجامیده و کشورهای تولیدکننده نفت و گاز – از جمله اعضای اوپک و روسیه – را در موقعیت ژئواقتصادی تقویتشدهای قرار داده است. این روند احتمالاً باعث تثبیت بلندمدت قیمت نفت در محدوده بالای ۸۰ دلار در هر بشکه میشود و جذابیت سرمایهگذاری در بالادست نفت و گاز را مجدداً افزایش میدهد.
در مقابل، کشورهای صنعتی غربی که بر گذار سریع به انرژی پاک تأکید داشتند، اکنون با بحران «دوگانه امنیت و پایداری انرژی» مواجهاند. چین با تکیه بر ترکیب هوشمند «زغالسنگ + تجدیدپذیر» نمونهای از راهبرد واقعگرایانهتر را ارائه میدهد که توازن میان توسعه و پایداری را بهتر حفظ کرده است.
تحلیل اجرایی (Executive Insight):
۱. پیشبینی وود مکنزی برای رشد تقاضا تا سال ۲۰۳۲، فرصت برنامهریزی میانمدت برای شرکتهای نفتی در زمینه توسعه ظرفیت پالایشی، پتروشیمی و زیرساختهای صادراتی فراهم میکند.
۲. سرمایهگذاری در فناوریهای کربنپایین مانند جذب و ذخیره کربن (CCS) و تولید سوختهای ترکیبی (e-fuels) میتواند مسیر گذار تدریجی و اقتصادیتری را نسبت به جایگزینی کامل فراهم سازد.
۳. کشورهای دارنده ذخایر هیدروکربوری باید با سیاست «گذار تطبیقی» (Adaptive Transition) حرکت کنند؛ یعنی ضمن حفظ ظرفیت تولید، سهم خود را در زنجیره ارزش انرژیهای نو نیز افزایش دهند.
۴. از منظر سیاستگذاری، همراستایی سرمایهگذاری جهانی برای تحقق هدف ۴٫۳ تریلیون دلار در سال تا ۲۰۶۰، بدون اجماع ژئواقتصادی و هماهنگی بازارهای مالی، عملاً دور از دسترس است.
تحلیل سیاسی:
این گزارش بهصورت غیرمستقیم مشروعیت سیاسی برنامههای گذار انرژی غرب را زیر سؤال میبرد. اتحادیه اروپا و آمریکا با وجود صرف منابع عظیم، نتوانستهاند هزینه انرژی را مهار کنند، در حالیکه چین و هند با اولویت دادن به رشد اقتصادی و امنیت انرژی، سیاستهای باثباتتری اتخاذ کردهاند. در نتیجه، روند آتی گذار جهانی بیش از آنکه تابع توافقات اقلیمی باشد، تابع رقابت ژئواقتصادی میان شرق و غرب خواهد بود.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما