سایه کمبود جهانی نفت؛

جهان در آستانه بحران سوخت و پالایش

تاریخ انتشار: ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

گزارش جدید «اوایل‌پرایس» به قلم «ایرینا اسلاو» هشدار می‌دهد که ادامه انسداد گسترده تنگه هرمز، بازار جهانی نفت را وارد مرحله‌ای بسیار حساس کرده و سناریوی کمبود واقعی نفت دیگر یک فرضیه دور از ذهن نیست.

بر اساس داده‌های مؤسسه «کپلر»، از اواخر فوریه تا هشتم مه، حدود ۷۸۲ میلیون بشکه از عرضه نفت خاورمیانه از بازار حذف شده و در صورت تداوم وضعیت کنونی، این رقم تا پایان ماه می‌تواند به حدود یک میلیارد بشکه برسد.

کاهش تولید کشورهای اصلی منطقه بسیار سنگین توصیف شده است. عربستان سعودی روزانه بیش از ۳ میلیون بشکه کاهش تولید دارد، عراق حدود۲.۸۸ میلیون بشکه و کویت نیز حدود ۱.۷۵ میلیون بشکه از تولید روزانه خود را از دست داده‌اند.

در چنین شرایطی، بازار جهانی به ذخایر استراتژیک و تجاری نفت متکی شده است. اما «آژانس بین‌المللی انرژی» اکنون هشدار می‌دهد که برخلاف پیش‌بینی‌های قبلی درباره مازاد عرضه، در سال ۲۰۲۶ میزان تقاضا از عرضه فراتر خواهد رفت. این نهاد پیش‌بینی کرده که عرضه جهانی نفت حدود ۳.۹ میلیون بشکه در روز کاهش می‌یابد، در حالی که افت تقاضا تنها حدود ۴۲۰ هزار بشکه در روز خواهد بود.

«الن والد» از مرکز انرژی شورای آتلانتیک به روزنامه «وال‌استریت ژورنال» گفته است که کاهش مصرف محدودیت طبیعی دارد و وقتی ذخایر تخلیه شوند، بازار ناگهان با جهش شدید قیمت‌ها روبه‌رو خواهد شد.

همزمان «امین ناصر» مدیرعامل آرامکو نیز هشدار داده که بخشی از ذخایر اعلام‌شده جهان عملاً قابل برداشت سریع نیستند، زیرا در خطوط لوله، حداقل موجودی عملیاتی مخازن و محدودیت‌های فنی قفل شده‌اند. او تاکید کرده که اروپا و آمریکا حداکثر می‌توانند روزانه حدود ۲ میلیون بشکه از ذخایر خود برداشت کنند.

تحلیلگران «جی‌پی مورگان» نیز هشدار داده‌اند که ذخایر تجاری کشورهای توسعه‌یافته ممکن است تا ماه آینده به سطح «فشار عملیاتی» برسد؛ وضعیتی که مدیریت بازار را بسیار دشوارتر خواهد کرد. به اعتقاد این بانک، اگر تنگه هرمز تا ماه ژوئن بازگشایی نشود، بحران از یک جهش ساده قیمت نفت عبور کرده و به بحران جهانی سوخت، پالایش و فرآورده‌های نفتی تبدیل خواهد شد.

با این حال، بازار تا حدی با شرایط جدید تطبیق پیدا کرده است. معامله‌گران اکنون به‌جای رفتارهای هیجانی اولیه، وارد مرحله «مدیریت کمبود» شده‌اند؛ وضعیتی که عملاً به معنای پذیرش قیمت‌های بالاتر در ماه‌های آینده است.

تحلیل فنی:

آنچه اکنون بازار جهانی نفت را تهدید می‌کند، صرفاً کاهش تولید نفت خام نیست، بلکه محدود شدن ظرفیت واقعی انتقال، ذخیره‌سازی، پالایش و توزیع انرژی است.

در بازار انرژی، تفاوت بزرگی میان «ذخیره اسمی» و «ذخیره قابل برداشت فوری» وجود دارد. بخش مهمی از نفت موجود در مخازن جهانی، به دلایل عملیاتی و فنی قابل تخلیه سریع نیست. به همین دلیل، حتی اگر روی کاغذ چند میلیارد بشکه ذخیره وجود داشته باشد، توان واقعی عرضه روزانه بسیار محدودتر است.

نکته مهم دیگر آن است که بحران فعلی تنها به نفت خام محدود نمی‌شود. اگر اختلال ادامه یابد، پالایشگاه‌ها با کمبود خوراک مواجه می‌شوند و در نتیجه تولید بنزین، گازوئیل، سوخت جت و مواد پتروشیمی کاهش می‌یابد. این مرحله خطرناک‌تر از افزایش قیمت نفت خام است، زیرا مستقیماً حمل‌ونقل، زنجیره تأمین جهانی، صنایع و حتی امنیت غذایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

همچنین ساختار بازار نشان می‌دهد که ظرفیت مازاد واقعی تولید جهان بسیار کمتر از ارقام اعلامی است. بخش عمده ظرفیت جایگزین جهان نیز در همان منطقه خلیج فارس قرار دارد که خود تحت تأثیر بحران هرمز است.

بازار اکنون وارد فاز «برداشت ذخایر» شده است. این وضعیت در کوتاه‌مدت می‌تواند شوک را کنترل کند، اما اگر بحران طولانی شود، سرعت کاهش ذخایر از سرعت جایگزینی بیشتر خواهد شد و بازار وارد مرحله کمبود فیزیکی واقعی می‌شود.

در چنین شرایطی معمولاً ابتدا بازار فرآورده‌ها دچار بحران می‌شود، سپس حمل‌ونقل دریایی، بیمه انرژی، نرخ کرایه نفتکش‌ها و در نهایت صنایع مصرف‌کننده انرژی با اختلال شدید روبه‌رو می‌شوند.

تحلیل استراتژیک:

این گزارش نشان می‌دهد که تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان باقی مانده و اقتصاد جهانی هنوز نتوانسته وابستگی ساختاری خود به این مسیر را کاهش دهد.

بحران فعلی همچنین ضعف راهبرد «ذخایر استراتژیک» غرب را آشکار کرده است. این ذخایر برای شوک‌های کوتاه‌مدت طراحی شده بودند، نه برای جنگی فرسایشی و چندماهه در قلب بازار انرژی جهان.

از منظر ژئواکونومیک، ادامه بحران می‌تواند موجب بازآرایی گسترده در تجارت جهانی انرژی شود. کشورها به‌دنبال منابع جایگزین، مسیرهای جدید انتقال انرژی و قراردادهای بلندمدت مطمئن‌تر خواهند رفت. پروژه‌های خط لوله، تولید نفت شیل، توسعه ذخایر غیرمتعارف و افزایش سرمایه‌گذاری در مناطق خارج از خاورمیانه احتمالاً شتاب بیشتری خواهد گرفت.

همزمان، بازار جهانی وارد مرحله‌ای شده که امنیت انرژی دوباره بر ملاحظات اقلیمی و سیاست‌های گذار انرژی غلبه پیدا می‌کند. بسیاری از دولت‌ها اکنون اولویت را به «دسترسی مطمئن به انرژی» می‌دهند، حتی اگر به معنای بازگشت موقت به سوخت‌های فسیلی پرهزینه‌تر باشد.

ادامه این وضعیت می‌تواند شکاف میان کشورهای دارای ذخایر انرژی و کشورهای واردکننده را تشدید کند و فشار تورمی سنگینی بر اقتصادهای صنعتی وارد سازد.

تحلیل اجرایی (Executive Insight):

بازار جهانی نفت اکنون از فاز «شوک روانی» عبور کرده و وارد فاز «مدیریت کمبود واقعی» شده است. این تغییر بسیار مهم است، زیرا نشان می‌دهد بازیگران بزرگ بازار دیگر روی پایان سریع بحران حساب باز نمی‌کنند.

در حال حاضر سه عامل اصلی تعیین‌کننده آینده بازار هستند:

نخست، مدت زمان اختلال در تنگه هرمز. هر هفته تداوم بحران، سرعت تخلیه ذخایر را به‌طور تصاعدی افزایش می‌دهد.

دوم، ظرفیت واقعی برداشت از ذخایر استراتژیک. اگر محدودیت‌های فنی برداشت آشکارتر شود، بازار ممکن است با جهش ناگهانی قیمت‌ها مواجه گردد.

سوم، وضعیت پالایشگاه‌ها و بازار فرآورده‌ها. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که بحران سوخت معمولاً آثار اقتصادی و اجتماعی شدیدتری نسبت به صرف افزایش قیمت نفت خام دارد.

به همین دلیل، نگرانی اصلی بازار دیگر فقط قیمت نفت نیست، بلکه احتمال شکل‌گیری بحران چندلایه انرژی شامل نفت خام، سوخت، پالایش، حمل‌ونقل و زنجیره تأمین جهانی است.

تحلیل سیاسی:

گزارش حاضر نشان می‌دهد که بحران انرژی به تدریج در حال تبدیل شدن به عامل اصلی فشار سیاسی بر دولت‌های غربی و اقتصادهای صنعتی است.

افزایش قیمت انرژی، تورم، نارضایتی اجتماعی و فشار بر صنایع، می‌تواند فضای سیاسی داخلی بسیاری از کشورها را متشنج‌تر کند. دولت‌ها در چنین شرایطی معمولاً میان ادامه تقابل ژئوپلیتیکی و جلوگیری از بحران اقتصادی داخلی گرفتار می‌شوند.

همزمان، بازیگران بزرگ انرژی و قدرت‌های جهانی تلاش خواهند کرد مسیرهای جایگزین برای کاهش وابستگی به خلیج فارس ایجاد کنند، اما این فرایند زمان‌بر و بسیار پرهزینه است.

همچنین، ادامه اختلال در هرمز می‌تواند موجب افزایش رقابت ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های جهانی بر سر کنترل مسیرهای انرژی، خطوط لوله، بنادر راهبردی و بازارهای صادراتی شود. در چنین فضایی، انرژی بار دیگر به مهم‌ترین ابزار قدرت در سیاست بین‌الملل تبدیل می‌شود.

همچنین بخوانید:تغییر مسیر تجارت جهانی نفت به قاره آمریکا

۵/۵ - (۱ امتیاز)
منبع: oilprice
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.