آقای مسئول! صدای مردم را می‌شنوید یا فقط آمارها را می‌بینید؟

تاریخ انتشار: ۲۱ تیر ۱۴۰۵

شیدا آریایی پور پژوهشگر حقوقی

این مطلب رو نوشتم در پاسخ به کامنت های (نامه سرگشاده به دبیرکل و اعضای محترم سازمان ملل متحد)

بد نیست یک‌بار همه شعارها را کنار بگذاریم و روبه‌روی آینه حقیقت بایستیم؛ آینه‌ای که هر روز اشک، شرمندگی، بیکاری، سفره‌های خالی و امیدهای شکسته مردم را نشان می‌دهد.

من نه تحلیلگر سیاسی هستم، نه عضو هیچ حزب و جناحی. من فقط سال‌هاست صدای مردمی را می‌شنوم که دیگر کسی صدایشان را نمی‌شنود.

اصالتاً اهل اصفهانم، چند سالی است در تهران زندگی می‌کنم و سال‌هاست مطالبه‌گری می‌کنم. هر روز ده‌ها نفر با من تماس می‌گیرند. پشت هر تماس، یک بغض است؛ پشت هر بغض، یک خانواده که آرام‌آرام زیر بار مشکلات در حال فروریختن است.

آقای مسئول، امروز شما جواب مرا بدهید. بگویید من به این مردم چه بگویم؟ دیگر چه امیدی بدهم؟ دیگر چه وعده‌ای را تکرار کنم؟

چرا باید فرزند شهیدی که پدرش جانش را برای این خاک، برای امنیت این مردم و برای سربلندی ایران فدا کرده، امروز با صدایی لرزان به من زنگ بزند و بگوید: «خانم آریایی، به خدا اگر می‌شود برایم کاری پیدا کنید…»

مگر پدرش جانش را نداد که فرزندش با عزت زندگی کند؟ مگر خون شهدا برای سربلندی این ملت ریخته نشد؟ پس چرا امروز فرزند همان شهید، نگران نان شب است؟ چرا باید بین حفظ عزت و تأمین معیشت خانواده‌اش یکی را انتخاب کند؟

جوانی با مدرک دکتری، با چشمانی پر از خستگی، دنبال یک شغل ساده است. سال‌ها درس خوانده، امید ساخته، اما امروز تنها چیزی که نصیبش شده، درهای بسته و جواب‌های تکراری است.

خانواده‌ای را می‌شناسم که شش ماه است رنگ گوشت را ندیده‌اند. کودکانی که سوءتغذیه گرفته‌اند و تنها دلخوشی‌شان بسته‌ای است که تیم ما هر ماه برایشان می‌برد. این درد، آمار نیست؛ این زخم، حقیقت زندگی مردم است.

مرد جوانی را می‌شناسم؛ فقط چهل سال دارد، دو فرزند دارد، اما چون نتوانسته اجاره خانه بدهد، با همسر و فرزندانش به یک اتاق در خانه پدر و مادر سالخورده‌اش پناه برده است. فشار بیکاری و شرمندگی آن‌قدر بر شانه‌هایش سنگینی کرده که یک شب در خواب سکته کرده و امروز نیمی از بدنش فلج است.
آیا این همان ایرانی است که آرزویش را داشتیم؟

هر روز فساد را پیگیری می‌کنم. هر روز با پرونده‌هایی روبه‌رو می‌شوم که اگر زودتر جلویشان گرفته می‌شد، شاید امروز هزاران خانواده آواره فقر نبودند. در شیراز مدیری دلسوز آمده تا کارخانه‌ای را احیا کند، کارگران اخراج‌شده را برگرداند، اما بودجه نیست. انگار همیشه برای مردم، پول نیست؛ اما برای اشتباهات، همیشه هزینه وجود دارد.

آقای مسئول… شما آخرین باری که از قیمت گوشت تعجب کردید، کی بود؟ آخرین باری که از ترس اجاره‌خانه خواب به چشمتان نیامد، چه زمانی بود؟ آخرین باری که فرزندتان گفت «پدر، پول نداری؟» و شما سرتان را پایین انداختید، کی بود؟

شاید شما این دردها را زندگی نکرده باشید، اما میلیون‌ها ایرانی هر روز با آنها از خواب بیدار می‌شوند.

مردم از من می‌خواهند صدایشان باشم. من هم نوشتم، نامه فرستادم، ایده دادم، هشدار دادم؛ اما بسیاری از نامه‌ها یا گم شدند، یا در کشوی میزها خاک خوردند، یا هیچ‌وقت حتی خوانده نشدند.

گاهی از خودم می‌پرسم چرا باید کار به جایی برسد که برای شنیده شدن صدای مردم، به فکر نامه نوشتن به سازمان ملل بیفتم؟ مگر این مردم مسئول ندارند؟ مگر قرار نبود مسئول، پناه مردم باشد، نه اینکه مردم دنبال پناه بگردند؟

و خواهش می‌کنم دیگر از «انتقام» برای مردم نگویید.

انتقام از چه کسی؟ به چه قیمتی؟ آخر این مسیر چیست؟ باز هم جوان ایرانی باید قربانی شود؟ باز هم کسانی از آن‌سوی مرزها مردم را به خیابان دعوت کنند، اما خودشان در امنیت، پشت شیشه‌های ضدگلوله، فقط نظاره‌گر باشند و هزینه را فرزندان همین سرزمین بپردازند؟

من نه طرفدار آن‌سو هستم و نه این‌سو.

من فقط طرفدار مردمم؛ مردمی که سال‌هاست بین وعده‌ها، گرانی، بیکاری، فساد و بی‌تفاوتی، آرام‌آرام فرسوده شده‌اند.

آقای پزشکیان…

این نوشته بیانیه سیاسی نیست؛ فریاد یک ایرانی است که هنوز این خاک را خانه خود می‌داند، هنوز دلش برای ایران می‌تپد و هنوز باور دارد که اگر مسئولان واقعاً صدای مردم را بشنوند، شاید بتوان بخشی از این زخم‌ها را درمان کرد.

قبل از آنکه دیر شود، مردم را ببینید؛ نه در آمارها، نه در گزارش‌ها، بلکه در چشمان پدری که شرمنده فرزندش است، در اشک مادری که سفره خالی را پنهان می‌کند و در صدای فرزند شهیدی که فقط یک فرصت برای زندگی آبرومندانه می‌خواهد.

ایران را مردمش نگه داشته‌اند؛ همان مردمی که امروز بیش از هر زمان دیگری، فقط شنیده شدن و عمل می‌خواهند، نه شعار.

۴.۲/۵ - (۳۶ امتیاز)
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 20 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۲۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
مهرداد ۲۱/۰۴/۱۴۰۵- ۱۱:۰۳

اگه از شب از شکستن اگه از سکوت از تنها نشستن نمیگم نه این که نیست
اگه از صداقت چشمای گریون اگه از غم غریبی تو بیابون نمیگم نه اینکه نیست
ای غمین ترین ای تو بهترین ای عزیزترینم
بیا و نغمه سوختن ساز مکن باز با غم ساختن آغاز مکن
سوختن و ساختنم حدی داره درد و نشناختنم حدی داره

مادر ۲۱/۰۴/۱۴۰۵- ۱۱:۲۶

خانوم دکتر آریایی جان
قلبت و قلمت همچون چهره ات که در همین عکس پروفایلت هست زیباست …
خدا تورا برای مردم حفظ کند
چون سنگ صبوری و گوش شنوایی… کمی التیام هست برایشان …
هرچقدر مسوولین کم کاراند و گوششان سنگین…

ناشناس ۲۱/۰۴/۱۴۰۵- ۱۲:۳۰

مثل همیشه عالی و تیز
امیدوارم مسئولین ایران به خودشان بیان
ممنون از خانم آریایی

ناشناس ۲۲/۰۴/۱۴۰۵- ۲۲:۱۴

تفاوت «تفاهم‌نامه» و «توافق‌نامه» از نظر حقوقی ممکن است وجود داشته باشد، اما اصل موضوع این است که هر تفاهم‌نامه‌ای هم حاصل یک توافق و اراده مشترک برای امضاست. اگر طرفی قصد همکاری نداشته باشد، همان تفاهم‌نامه را هم امضا نمی‌کند. بنابراین، صرف تأکید روی واژه «تفاهم‌نامه» اصل ماجرا را تغییر نمی‌دهد. ضمن اینکه اگر قرار است بحث حقوقی باشد، باید با سند و استدلال صحبت کرد، نه صرفاً با برداشت‌های شخصی یا احساسات.

ناشناس ۲۱/۰۴/۱۴۰۵- ۱۴:۰۲

درود بر دختر آریایی
دختر شجاع ایران
بهت افتخار میکنیم

ناشناس ۲۱/۰۴/۱۴۰۵- ۱۴:۰۲

دختر ایران زمین بهت افتخار میکنیم

فاطمه سهرابی ۲۱/۰۴/۱۴۰۵- ۱۵:۳۹

بله امیدواریم پیش دیر شدن مردم ودرد مردم دیده شود پیش ازاینکه دیگر علاجی نباشد

ناشناس ۲۱/۰۴/۱۴۰۵- ۱۸:۵۲

مردم ایران تبدیل شدن ب گلادیاتورها که برای زنده موندن باید ملعبه دست بالا دستی بشن و سهمشون از زندگی یه لقمه کوچیک از ثروت این کشور برای زنده موندنه

ناشناس ۲۱/۰۴/۱۴۰۵- ۱۹:۰۹

مسئولین باید دست از انتقام بردارند
مردم ایران آرامش میخواین‌صلح و دوستی بک روز خوش نداریم بخدا خسته شدیم گیر افتادیم نمی‌دونیم به کی بگیم

ناشناس ۲۱/۰۴/۱۴۰۵- ۱۹:۱۲

نه شغل داریم نه درآمد تازه میخوان جنگ هم کنند بابا ول کنید به فکر زنده ها باشید

ناشناس ۲۱/۰۴/۱۴۰۵- ۱۹:۱۶

میخواین بجنگید مهم نیست بحنگید ولی به مردم هم برسید و براشون امکانات بذارید بعد هم برید دنبال انتقام چکارتون داریم

ناشناس ۲۱/۰۴/۱۴۰۵- ۲۱:۵۴

کاش چشمان نگران پدر هاومادر ها رو ببینند دل نگران فرزندان شأن که هیچ آینده ای که ندارندهیچ بلکه در مخارج یومیه هم شرمسار خانواده هستند
امید که رسیدگی بشه

میترا ۲۱/۰۴/۱۴۰۵- ۲۳:۰۵

خدا شاهده حرف دل خیلی از مردم هست
وقتی مردم به پزشکیان رای دادند امید داشتن که وضعیت اقتصادشون بهتر بشه و سایه ی جنگ از سر مردم دور یشه
ولی کاملا برعکس شد
دولت در جنگ اقتصادی علاقه ای به برد ندارد
چون دلش با مردم نیست و منافع عده ای خاص براش مهمه
چون علاقه نداره صدای مردم رو بشنوه
دیشب هم از مردم خواست که کمک کنن اوضاع بهتر بشه
مردم به شما رای دادن که شما وضعیت رو بهبود ببخشید

ناشناس ۲۲/۰۴/۱۴۰۵- ۸:۲۳

عزیز من
مگه نه اینکه آقای پزشکیان توافق کرد روزنامه اعتماد هم نشون داد وقتی کسی توافق میکنه باید کینه و دشمنی رو بذاره کنار چرا بعد در مصلی همه گفتند انتقام
توهین کردند و گفتند چند میلیارد دلار می‌دیم به کسی که ترامپ را بکشه شما دارید یک مقام سیاسی را تهدید میکنید پس کار شما درست نیست
حتی پیام تسلیت فرستاد گفت من فکر نمی‌کردم مردم ایران اینقدر رهبرشو دوست دارند فعلا مذاکره نمیکنم تا مراسم تمام بشه
خب حالا بگید کی مقصر
ولی تندرو مسئولین
مدام بی ادبی
پرخاش گری
انتقام
حرفای ناشایست
اول ما شروع کردیم
که اونم بعد بی ادبی کرد چون خودش گفت با هر کسی باید مثل خودش رفتار کرد
اون حتی میگه ژنرال قاسم سلیمانی
آیت الله
ولی ما
سگ
عوضی خیلی بی ادب هستند مردم ایران
بابا خودتونو جمع کنید

ناشناس ۲۲/۰۴/۱۴۰۵- ۱۹:۴۹

دوست من سلام
دقت کنید ایران و آمریکا تفاهم نامه ۱۴ بندی امضا کردن نه توافق نامه
و البته که آمریکا تفاهم نامه رو بارها نقض کرد
و البته کسی یادش نمیره که آمریکا مهمترین شخص یک کشور رو ترور کرد و باید تقاص بده

مورد آخر اینکه من هنوز یادم نرفته آمریکا به مصدق و شاه اول و دوم خیانت کرد پس نمی تونم کینه دولت آمریکا رو از دل بیرون کنم
چون برای من جان ایرانی و منابع ایران مهمه و حاضر نیستم کسی بخواد اونا رو نابود کنه

الزامی ۲۳/۰۴/۱۴۰۵- ۸:۲۷

ملت ایران بسیار مردم با ریشه و مودبی هستند
کاش شما فریادتو سر اونی میزدی که به خاکت حمله کرد

ناشناس ۲۲/۰۴/۱۴۰۵- ۸:۲۴

این چیزا و میبینن کور که نیست بعد میزنن دیگه
آقای بقایی اشکال از ماست شما از سازمان ملل ایراد نگیر
کار ما حرم خودمو بیاد درست کنیم
البته اگر منطقی وجود داشت باشه

ناشناس ۲۲/۰۴/۱۴۰۵- ۱۹:۵۰

همه از توافق که به نفع مردم باشه حمایت می کنن

ناشناس ۲۲/۰۴/۱۴۰۵- ۲۲:۱۵

بحث را نباید با احساسات پیش برد. اسمش تفاهم‌نامه باشد یا توافق‌نامه، در هر صورت نتیجه توافق و اراده دو طرف برای امضا بوده است و تغییر واژه، اصل ماجرا را عوض نمی‌کند. همچنین اینکه بگوییم «باید انتقام گرفته شود» بیشتر یک موضع احساسی است تا یک استدلال حقوقی یا سیاسی. تصمیم‌های مهم باید بر اساس منافع ملی و شرایط کشور گرفته شوند؛ آن هم در حالی که مردم با مشکلات اقتصادی و معیشتی جدی روبه‌رو هستند، نه صرفاً بر پایه احساسات و کینه‌های تاریخی.

ناشناس ۲۲/۰۴/۱۴۰۵- ۲۲:۲۷

امیدوارم فقط مردم به آرامش برسند