به گزارش پتروشیمی‌ها؛ به گفته او، چین در ماه‌های اخیر با کاهش شدید خرید نفت خام، توانسته بخشی از افت عرضه ناشی از بحران خاورمیانه و بسته‌شدن تنگه هرمز را خنثی کند. سچین می‌گوید چین حدود ۵.۵ میلیون بشکه در روز از واردات خود کاسته است و همین انعطاف‌پذیری، آن را به یک «خریدار شناور» تبدیل کرده است؛ یعنی بازیگری که می‌تواند متناسب با قیمت و شرایط بازار، حجم خرید خود را به‌شدت افزایش یا کاهش دهد.

این ادعا در شرایطی مطرح شده که طبق گزارش، چین پیش از جنگ ایران و اسرائیل حدود ۱.۴ میلیارد بشکه نفت در ذخایر تجاری و راهبردی خود انباشته کرده بود. همین ذخایر به پکن اجازه داده است در زمان جهش قیمت‌ها، خرید از بازار نقدی را کاهش دهد.

هم‌زمان، رشد خودروهای برقی، افزایش مصرف زغال‌سنگ و رشد سهم انرژی‌های تجدیدپذیر در تولید برق چین نیز تقاضای این کشور برای نفت را تا حدی محدود کرده است.

سچین پیش‌بینی می‌کند افزایش بیشتر ذخایر راهبردی و تجاری چین، نقش این کشور را در تعیین مسیر بازار انرژی تقویت کند.

تحلیل فنی

مفهوم اصلی این خبر، تغییر در مفهوم «خریدار شناور» بازار نفت است.

در گذشته، اوپک و سپس اوپک‌پلاس عمدتاً از سمت عرضه بازار را مدیریت می‌کردند؛ یعنی با کاهش یا افزایش تولید، تلاش می‌کردند تعادل بازار و قیمت را کنترل کنند.

اما چین می‌تواند از سمت تقاضا همین اثر را ایجاد کند. هنگامی که قیمت‌ها بالا می‌رود یا ریسک عرضه افزایش می‌یابد، پکن می‌تواند با اتکا به ذخایر خود خرید روزانه را کاهش دهد. در مقابل، هنگام افت قیمت‌ها می‌تواند خرید را افزایش داده و ذخایر خود را تکمیل کند.

این ویژگی باعث می‌شود رفتار چین در بازار جهانی نفت اهمیت بیشتری پیدا کند.

با این حال، عدد کاهش ۵.۵ میلیون بشکه در روز باید با احتیاط تفسیر شود. این رقم یک ادعای مطرح‌شده از سوی مدیرعامل روس‌نفت است و لزوماً به معنای کاهش پایدار مصرف نفت چین نیست. کاهش واردات می‌تواند ناشی از تخلیه ذخایر، تغییر زمان‌بندی خرید، کاهش خرید نقدی و استفاده از موجودی‌های قبلی باشد.

بنابراین باید میان کاهش واردات، کاهش تقاضای واقعی و کاهش مصرف نفت تفاوت قائل شد.

تحلیل استراتژیک

اهمیت استراتژیک چین در بازار نفت از سه عامل ناشی می‌شود:

اول، حجم بسیار بالای واردات نفت این کشور.

دوم، ظرفیت بالای ذخیره‌سازی تجاری و راهبردی.

سوم، توانایی پالایشگاه‌های چین برای تغییر زمان و ترکیب خرید نفت خام.

ترکیب این سه عامل به چین اجازه می‌دهد تا حدی میان قیمت جهانی نفت و زمان خرید خود فاصله ایجاد کند.

این موضوع می‌تواند ساختار بازار نفت را تغییر دهد. در چنین شرایطی، قیمت نفت فقط به تصمیم تولیدکنندگان بزرگ وابسته نیست؛ رفتار بزرگ‌ترین خریدار جهان نیز می‌تواند به همان اندازه تعیین‌کننده باشد.

با این حال، ادعای «جایگزین‌شدن چین به جای اوپک» کمی اغراق‌آمیز است. چین نمی‌تواند مستقیماً ظرفیت تولید نفت جهان را کنترل کند و اثرگذاری آن عمدتاً از مسیر تقاضا و ذخایر است، در حالی که اوپک‌پلاس همچنان ابزار مستقیم تغییر عرضه را در اختیار دارد.

بنابراین بهتر است تحول ایجادشده را انتقال بخشی از قدرت تنظیم بازار از سمت عرضه به سمت تقاضا بدانیم، نه حذف نقش اوپک.

تحلیل اگزکیوتیو

پیام اصلی برای مدیران صنعت نفت این است که در ارزیابی بازار، دیگر نمی‌توان صرفاً به تصمیمات اوپک‌پلاس و ظرفیت تولید کشورهای صادرکننده نگاه کرد.

رفتار چین، میزان خرید روزانه، سطح ذخایر و سرعت پر یا خالی‌شدن مخازن این کشور، به شاخص‌های مهمی برای پیش‌بینی تعادل بازار تبدیل شده‌اند.

در شرایط بحران، وجود ذخایر بزرگ چین می‌تواند مانند یک ضربه‌گیر تقاضا عمل کند؛ یعنی زمانی که عرضه جهانی کاهش می‌یابد و قیمت‌ها بالا می‌روند، چین می‌تواند با کاهش خرید از بازار بین‌المللی فشار تقاضا را کاهش دهد.

اما همین سازوکار در جهت معکوس نیز عمل می‌کند. اگر چین پس از کاهش ذخایر تصمیم به بازسازی موجودی خود بگیرد، افزایش ناگهانی خرید می‌تواند فشار صعودی قابل توجهی بر بازار وارد کند.

بنابراین یکی از متغیرهای مهم بازار نفت در ماه‌های آینده، نه فقط میزان تولید اوپک‌پلاس، بلکه زمان‌بندی و شدت بازسازی ذخایر چین خواهد بود.

تحلیل سیاسی

اظهارات سچین را باید در چارچوب روابط روسیه، چین و اوپک‌پلاس نیز دید. روسیه یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان نفت جهان است و چین نیز یکی از بزرگ‌ترین خریداران نفت روسیه محسوب می‌شود.

تأکید مدیرعامل روس‌نفت بر قدرت فزاینده چین، در عین حال می‌تواند بازتابی از دیدگاه روسیه درباره تغییر مرکز ثقل بازار انرژی جهان باشد؛ از بازارهایی که بیشتر تحت تأثیر مصرف‌کنندگان غربی بودند، به بازاری که در آن چین نقش محوری‌تری پیدا کرده است.

با این حال، این بخش ماهیت تفسیری دارد و نمی‌توان از اظهارات سچین به‌تنهایی نتیجه گرفت که ساختار تصمیم‌گیری اوپک‌پلاس واقعاً تغییر کرده است.

ارزیابی نهایی

نکته مهم این خبر نه این ادعا که «چین جای اوپک را گرفته»، بلکه تغییر موازنه قدرت در بازار نفت است.

اوپک‌پلاس قدرت خود را از مدیریت عرضه می‌گیرد؛ چین می‌تواند از طریق مدیریت خرید و ذخایر، بر سمت تقاضا اثر بگذارد.

هرچه ظرفیت ذخیره‌سازی چین بیشتر شود و این کشور انعطاف بیشتری در زمان‌بندی خرید نفت پیدا کند، رفتار پکن می‌تواند نقش بزرگ‌تری در تعیین کف و سقف‌های قیمتی بازار ایفا کند.

در نتیجه، برای تحلیل بازار نفت، در کنار تولید اوپک‌پلاس، ذخایر چین، واردات نفت خام این کشور، میزان خرید نقدی و روند بازسازی ذخایر به شاخص‌های کلیدی تبدیل شده‌اند.


همچنین بخوانید؛ تحلیلگران همچنان انتظار دارند توافق آمریکا و ایران تا پایان سپتامبر حاصل شود

۵/۵ - (۱ امتیاز)