قرارداد نفتی ترامپ با ونزوئلا؛ امتیاز بزرگ، اما با تردید شرکتهای بزرگ نفتی
به گزارش پتروشیمیها؛ در ساختار اعلامشده، دولت آمریکا ۳۵ درصد سهام شرکت مادر را در اختیار میگیرد، حق دریافت ۲۰ درصد تولید نفت را خواهد داشت و برای خرید بخش عمده تولید باقیمانده نیز از حق تقدم خرید برخوردار خواهد بود.
با این حال، همین ساختار باعث شده برخی شرکتهای بزرگ نفتی درباره ورود مجدد به ونزوئلا محتاط باشند؛ بهویژه شرکتهایی که سابقه خروج اجباری و ملیشدن داراییهایشان در این کشور را دارند.
مهمترین نامها در این زمینه اکسونموبیل و کونوکو فیلیپس هستند. هر دو شرکت در سال ۲۰۰۷ پس از ملیشدن داراییهایشان توسط دولت هوگو چاوز از ونزوئلا خارج شدند و همچنان بر ضرورت وجود امنیت حقوقی، ثبات سیاستگذاری و احترام به قراردادها برای بازگشت تأکید دارند.
در مقابل، شرکتهایی مانند شورون، انی، اوانجیسی، جئوپارک و جیای ورنوا در حال پیشبرد توافقهای جداگانه برای پروژههای انرژی در ونزوئلا هستند. همچنین برای شل و بیپی مجوزهایی برای پروژههای بزرگ گاز فراساحلی صادر شده است.
تحلیل فنی و نفتی
مسئله اصلی این توافق، صرفاً حجم ذخایر نیست؛ بلکه قابلیت تبدیل ذخایر عظیم ونزوئلا به تولید پایدار و اقتصادی است.
بخش قابلتوجهی از ذخایر ونزوئلا، بهویژه در کمربند اورینوکو، نفت سنگین و فوقسنگین است. توسعه این منابع به سرمایهگذاری سنگین در چاهها، تأسیسات فرآورش، خطوط انتقال، زیرساخت صادرات و تأمین مواد رقیقکننده نیاز دارد.
شرکت نورث امریکن بلو انرژی پارتنرز در حال حاضر حدود ۱۷۰ هزار بشکه در روز تولید دارد و هدف کوتاهمدت خود را افزایش تولید به بیش از یک میلیون بشکه در روز اعلام کرده است.
بنابراین فاصله میان ذخیره زمینشناسی و تولید واقعی بسیار مهم است. داشتن دسترسی به ۶۵ میلیارد بشکه ذخیره بهمعنای امکان تولید سریع آن نیست.
از دید مهندسی توسعه میدان، چالشها شامل موارد زیر است:
• احیای چاههای کمبازده و متروکه
• نوسازی تأسیسات تولید و فرآورش
• تأمین برق و زیرساختهای سطحالارضی
• افزایش ظرفیت انتقال و صادرات
• تأمین رقیقکننده برای نفت فوقسنگین
• بازسازی زنجیره خدمات فنی و تجهیزات نفتی
• تأمین سرمایه بلندمدت برای پروژههایی با دوره بازگشت طولانی
به همین دلیل، حضور شرکتهای بزرگ بینالمللی دارای فناوری، سرمایه و تجربه عملیاتی میتواند برای افزایش سریع تولید اهمیت تعیینکننده داشته باشد. UBS نیز بر نیاز به سرمایهگذاری قابلتوجه و دانش فنی شرکتهایی مانند اکسونموبیل و کونوکو فیلیپس تأکید کرده است.
یک تناقض مهم در ساختار قرارداد
یکی از مهمترین نکات این توافق، احتمال ایجاد رقابت میان دولت آمریکا و شرکتهای نفتی آمریکایی است.
اگر دولت آمریکا از طریق ساختار جدید، سهامدار و خریدار تضمینشده نفت باشد، در عین حال شرکتهای خصوصی آمریکایی باید برای ورود به همان بازار سرمایهگذاری کنند.
این وضعیت میتواند یک پرسش اساسی برای شرکتهای نفتی ایجاد کند:
آیا آنها قرار است شریک تجاری دولت آمریکا باشند یا با ساختاری که دولت آمریکا در آن ذینفع مستقیم است، رقابت کنند؟
رویترز به همین نگرانی اشاره میکند و آن را یکی از موانع بالقوه برای جذب شرکتهای بزرگ نفتی میداند.
تحلیل استراتژیک
این توافق را باید فراتر از یک قرارداد توسعه میدان نفتی دید.
آمریکا از طریق این ساختار میتواند همزمان چند هدف را دنبال کند:
۱. دسترسی بلندمدت به نفت ونزوئلا
ونزوئلا یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت جهان است. ایجاد دسترسی بلندمدت به این منابع، برای آمریکا یک دارایی راهبردی محسوب میشود.
۲. تقویت عرضه نفت در نیمکره غربی
هدف دیگر، توسعه ظرفیت تولید در یک منطقه جغرافیایی نزدیک به بازار آمریکاست؛ موضوعی که از نظر هزینه حمل، امنیت عرضه و انعطاف زنجیره تأمین اهمیت دارد.
۳. ایجاد خوراک برای پالایشگاههای مناسب نفت سنگین
بخشی از پالایشگاههای آمریکا، بهویژه در سواحل خلیج مکزیک، برای فرآورش نفتهای سنگینتر طراحی شدهاند. افزایش تولید ونزوئلا میتواند در بلندمدت گزینههای بیشتری برای تأمین خوراک این پالایشگاهها ایجاد کند.
۴. بازآرایی صنعت نفت ونزوئلا
اصلاحات جدید انرژی در ونزوئلا صرفاً به این قرارداد محدود نیست. دهها شرکت در حال مذاکره برای تبدیل قراردادهای قدیمی به ساختارهای جدید و توسعه پروژههای موجود هستند.
بنابراین، این توافق را میتوان بخشی از یک بازطراحی گستردهتر ساختار سرمایهگذاری و مالکیت صنعت نفت ونزوئلا دانست.
تحلیل اگزکیتیو
از منظر مدیریتی و سرمایهگذاری، مهمترین پیام خبر این است که سرمایه سیاسی بهتنهایی برای بازگرداندن تولید ونزوئلا کافی نیست.
سه متغیر تعیینکننده خواهند بود:
امنیت حقوقی:
سرمایهگذار باید مطمئن باشد که قراردادهای بلندمدت در برابر تغییرات سیاسی و دولتهای آینده قابل اتکا هستند.
اقتصاد پروژه:
نفت فوقسنگین، حتی با قیمت مناسب نفت، نیازمند هزینه سرمایه و هزینه عملیاتی قابلتوجه است. بنابراین نرخ بازده سرمایهگذاری باید با ریسک سیاسی و عملیاتی متناسب باشد.
توان اجرایی:
افزایش تولید از حدود ۱۷۰ هزار بشکه در روز به بیش از یک میلیون بشکه در روز، صرفاً با انتقال مالکیت یا اعطای امتیاز امکانپذیر نیست و به سرمایه، فناوری، نیروی انسانی، تجهیزات و زیرساخت نیاز دارد.
به همین دلیل، واکنش اکسونموبیل و کونوکو فیلیپس اهمیت زیادی دارد. این شرکتها از جمله بازیگرانی هستند که تجربه مستقیم از ریسک ملیشدن داراییها در ونزوئلا دارند.
تحلیل سیاسی و ژئوپلیتیکی
توافق جدید عملاً نفت ونزوئلا را به یکی از ابزارهای مهم سیاست انرژی آمریکا در نیمکره غربی تبدیل میکند.
اما حضور یک تاجر ونزوئلایی، آلخاندرو بتانکورت، در مرکز ساختار جدید، برای برخی شرکتهای بزرگ نگرانی ایجاد کرده است. رویترز گزارش میدهد که او در گذشته مورد تحقیق مقامهای آمریکایی و اروپایی قرار گرفته بود، هرچند هیچگاه اتهامی علیه او مطرح یا پروندهای منجر به محکومیت او نشده است. خود او نیز اتهامات مطرحشده علیه خود را رد کرده است.
این موضوع برای شرکتهای بینالمللی اهمیت دارد، زیرا آنها علاوه بر ریسک تجاری، باید ریسکهای حاکمیت شرکتی، تطبیق مقررات، شفافیت مالکیت و اعتبار طرفهای قرارداد را نیز ارزیابی کنند.
در نتیجه، موفقیت توافق نه فقط به تصمیم واشنگتن و کاراکاس، بلکه به این بستگی دارد که آیا شرکتهای بزرگ بینالمللی حاضر خواهند شد سرمایه و فناوری خود را در چارچوب جدید وارد ونزوئلا کنند یا خیر.
جمعبندی نهایی
این توافق از نظر ژئوپلیتیکی بسیار بزرگ است، اما از نظر عملیاتی هنوز فاصله قابلتوجهی میان «دسترسی به ذخایر» و «افزایش واقعی تولید» وجود دارد.
نقطه قوت توافق، ایجاد یک چارچوب بلندمدت برای سرمایهگذاری و دسترسی آمریکا به منابع عظیم نفتی ونزوئلاست.
نقطه ضعف اصلی، ریسک حقوقی، ساختار مالکیت، ابهام در نقش دولت آمریکا و تردید شرکتهای بزرگ نفتی است.
در نهایت، آزمون واقعی این توافق نه اعلام ۶۵ میلیارد بشکه ذخیره، بلکه توانایی آن در جذب سرمایه و فناوری شرکتهای بزرگ، بازسازی زیرساختهای صنعت نفت و افزایش پایدار تولید خواهد بود.
به بیان ساده، این توافق میتواند آغاز بازسازی صنعت نفت ونزوئلا باشد؛ اما هنوز نمیتوان آن را معادل بازگشت سریع میلیونها بشکه نفت به بازار دانست.
همچنین بخوانید؛ واگذاری بخشی از میادین نفتی ونزوئلا به یک شرکت آمریکایی؛ کنار گذاشته شدن تدریجی اپراتورهای چینی و روسی
نظرات کاربران (۰ نظر)