فساد در برخی پتروشیمی‌ها و نهادهای حاکمیتی و اقتصادی، دیگر صرفاً به‌عنوان چند تخلف پراکنده قابل تحلیل نیست، بلکه این پدیده را باید در چارچوب حکمرانی اداری و اقتصادی قابل تحلیل و درک دانست؛ مسئله‌ای که استمرار آن، کارآمدی نظام تصمیم‌گیری را فرسوده و ظرفیت‌های بالفعل کشور را به حاشیه رانده است. در سرزمینی که از نظر منابع طبیعی، سرمایه انسانی و موقعیت ژئواقتصادی کم‌نظیر است، تداوم عقب‌ماندگی، بیش از آنکه ناشی از فقدان امکانات باشد، نتیجه انباشت رانت، روابط غیرشفاف و نفوذ شبکه‌های غیررسمی در فرآیندهای انتصاب و تخصیص منابع است.

در چنین بستر معیوبی، شایستگی حرفه‌ای جای خود را به پیوندهای فامیلی، جناحی و حلقه‌های بسته قدرت داده است؛ روندی که نه‌تنها بهره‌وری را کاهش داده، بلکه به‌صورت مستقیم به تعمیق بیکاری، به‌ویژه در میان جوانان تحصیل‌کرده، انجامیده است. تعدیل‌ها و جابه‌جایی‌های سازمانی نیز در بسیاری موارد نه ابزار اصلاح، بلکه پوششی برای مدیریت ناکارآمدی‌های مزمن تلقی می‌شود.

از منظر حقوقی و اصول حکمرانی مطلوب، سکوت یا انفعال در برابر این وضعیت صرفاً یک خطای اداری نیست، بلکه نوعی مشارکت غیرمستقیم در تداوم بی‌عدالتی ساختاری است. در این میان، مسئولیت نهادهای نظارتی، دستگاه‌های قضایی، و نیز کنشگران مدنی، پژوهشگران مستقل، حقوقدانان، وکلای دادگستری و فعالان رسانه‌ای نقشی تعیین‌کننده و غیرقابل جایگزین دارد؛ نقشی که باید بر پایه شفافیت، مطالبه‌گری و افشای سازوکارهای فساد شکل بگیرد، نه ملاحظات شخصی یا مصلحت‌اندیشی‌های فرساینده.

پرسش بنیادین همچنان پابرجاست: چگونه می‌توان از «آبرو» سخن گفت، در حالی که برخی با سوءاستفاده از موقعیت اداری و اقتصادی، حقوق عمومی را به‌صورت سیستماتیک تضییع می‌کنند؟ در چنین شرایطی، مفهوم آبرو نمی‌تواند سپری برای مصونیت فساد باشد؛ زیرا آنچه در معرض آسیب قرار گرفته، پیش از هر چیز اعتماد عمومی و عدالت اجتماعی است.

در نهایت، تا زمانی که اصل شفافیت، پاسخگویی و برابری در برابر قانون از سطح شعار فراتر نرود و در عمل بر روابط و پیوندهای غیررسمی غلبه نکند، فساد نه مهار خواهد شد و نه کاهش؛ بلکه صرفاً بازتولید می‌شود و هزینه آن همچنان بر دوش جامعه و نسل جوان باقی خواهد ماند.


همچنین بخوانید؛ شیدا آریایی‌پور: پیگیری مطالبات مردم و مبارزه با فساد را با جدیت ادامه می‌دهیم

۳.۷/۵ - (۳۸ امتیاز)