گام تازه روسیه برای تثبیت نفوذ در افغانستان
روسیه و حکومت طالبان افغانستان یک توافق همکاری نظامی امضا کردهاند؛ توافقی که اگرچه جزئیات آن منتشر نشده، اما نشانهای از گسترش روابط راهبردی میان دو طرف تلقی میشود.
این توافق در ۲۷ مه ۲۰۲۶ توسط سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت روسیه، و محمد یعقوب، وزیر دفاع طالبان، در حاشیه یک نشست امنیتی در نزدیکی مسکو امضا شد.
متن توافق تاکنون منتشر نشده و هیچیک از طرفین درباره دامنه و جزئیات آن توضیحی ارائه نکردهاند. کارشناسان معتقدند این توافق میتواند طیفی از همکاریها شامل آموزش نیروها، نگهداری و تعمیر تجهیزات، پشتیبانی لجستیکی، تبادل اطلاعات امنیتی و همکاریهای فنی را در بر گیرد.
با این حال، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که شرایط اقتصادی روسیه و هزینههای سنگین جنگ اوکراین، توان مسکو برای ارائه کمکهای گسترده نظامی یا انتقال حجم بالای تسلیحات به طالبان را محدود کرده است. از سوی دیگر، دولت طالبان نیز از منابع مالی کافی برای خرید گسترده تجهیزات نظامی برخوردار نیست.
به همین دلیل، انتظار میرود همکاریهای دو طرف بیشتر بر آموزش، هماهنگی اطلاعاتی، مبارزه با تروریسم و پشتیبانی فنی متمرکز باشد تا فروش گسترده سلاح.
روسیه در سال ۲۰۲۵ نخستین کشوری بود که حکومت طالبان را بهعنوان دولت قانونی افغانستان به رسمیت شناخت. این اقدام چهار سال پس از بازگشت طالبان به قدرت و در پی خروج نیروهای ایالات متحده آمریکا و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی از افغانستان انجام شد.
یکی از مهمترین زمینههای همکاری میان مسکو و کابل، مقابله با گروه تروریستی «داعش خراسان» است. این گروه مسئولیت حمله مرگبار مارس ۲۰۲۴ به یک سالن کنسرت در حومه مسکو را برعهده گرفت که حدود ۱۵۰ کشته برجای گذاشت و به یکی از خونبارترین حملات تروریستی دو دهه اخیر روسیه تبدیل شد.
از نگاه طالبان نیز نزدیکی به روسیه فرصتی برای کاهش انزوای بینالمللی و کسب مشروعیت سیاسی بیشتر محسوب میشود. در مقابل، روسیه نیز تلاش میکند پس از خروج آمریکا از افغانستان، نفوذ خود را در آسیای مرکزی و جنوب آسیا تقویت کند.
تحلیل فنی
از منظر فنی و نظامی، مهمترین حوزههای محتمل همکاری عبارتاند از:
* آموزش نیروهای امنیتی و نظامی افغانستان.
* تعمیر، نگهداری و بازسازی تجهیزات نظامی موجود.
* تبادل اطلاعات امنیتی و ضدتروریستی.
* ارتقای توان کنترل مرزها.
* همکاری در زمینه شناسایی و مقابله با شبکههای افراطگرا.
* توسعه سازوکارهای هماهنگی امنیتی میان دو طرف.
احتمال انتقال گسترده سامانههای پیشرفته تسلیحاتی روسیه به افغانستان در کوتاهمدت پایین ارزیابی میشود؛ زیرا صنایع دفاعی روسیه بخش عمده ظرفیت تولید خود را درگیر جنگ اوکراین کردهاند.
از سوی دیگر، افغانستان فاقد زیرساخت مالی، فنی و پشتیبانی لازم برای جذب حجم بالایی از تجهیزات مدرن روسی است و نگهداری چنین تجهیزاتی نیز هزینههای قابل توجهی به همراه خواهد داشت.
تحلیل استراتژیک
این توافق را باید بخشی از روند بزرگتر بازگشت روسیه به معادلات افغانستان دانست.
برای مسکو، افغانستان تنها یک همسایه دوردست نیست، بلکه حلقهای مهم در امنیت آسیای مرکزی محسوب میشود. روسیه نگران نفوذ گروههای افراطی از افغانستان به جمهوریهای آسیای مرکزی و سپس به داخل خاک خود است.
در نتیجه، همکاری مستقیم با طالبان از دید کرملین ابزاری برای مدیریت تهدیدهای امنیتی پیش از رسیدن آنها به مرزهای نفوذ روسیه به شمار میرود.
برای طالبان نیز این توافق صرفاً یک همکاری نظامی نیست، بلکه ابزاری برای افزایش اعتبار سیاسی در سطح منطقهای و نشان دادن توانایی برقراری روابط با قدرتهای بزرگ جهانی است.
در سطح کلان، این توافق بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگ بر سر شکلدهی نظم امنیتی جدید در آسیای مرکزی پس از خروج نیروهای غربی از افغانستان محسوب میشود.
تحلیل اجرایی
این توافق بیش از آنکه آغاز یک اتحاد نظامی گسترده باشد، نشاندهنده شکلگیری یک شراکت امنیتی مبتنی بر منافع مشترک است.
تهدید مشترک داعش خراسان، نگرانیهای امنیتی روسیه در آسیای مرکزی و تلاش طالبان برای خروج از انزوای بینالمللی، سه محرک اصلی این همکاری محسوب میشوند.
در شرایط فعلی، محتملترین مسیر همکاری شامل آموزش، تبادل اطلاعات، پشتیبانی فنی، هماهنگیهای ضدتروریستی و ارتقای همکاریهای امنیتی است.
این توافق همچنین بیانگر آن است که مسکو، طالبان را بهعنوان یک بازیگر تثبیتشده در ساختار قدرت افغانستان پذیرفته و بهجای سیاست انتظار، وارد مرحله همکاری عملیاتی با کابل شده است.
تحلیل سیاسی
توافق همکاری نظامی میان روسیه و طالبان را میتوان یکی از مهمترین گامهای سیاسی در روند عادیسازی جایگاه بینالمللی طالبان پس از بازگشت این گروه به قدرت دانست.
روسیه طی سالهای اخیر به تدریج از رویکرد ایدئولوژیک فاصله گرفته و سیاستی مبتنی بر واقعیتهای میدانی و ملاحظات امنیتی را دنبال کرده است. به همین دلیل، مسکو اکنون طالبان را نه صرفاً یک جنبش سیاسی – نظامی، بلکه حاکم بالفعل افغانستان میداند که باید با آن تعامل کرد.
این توافق همچنین پیام روشنی برای کشورهای غربی دارد که روسیه قصد دارد در خلأ ناشی از خروج آمریکا از افغانستان، نقش فعالتری در معادلات امنیتی و سیاسی منطقه ایفا کند.
از سوی دیگر، طالبان از این توافق بهعنوان ابزاری برای نمایش مشروعیت خارجی خود بهره خواهد برد و تلاش خواهد کرد آن را نشانهای از پذیرش تدریجی حکومتش توسط قدرتهای مهم منطقهای معرفی کند.
در مجموع، هرچند این توافق در ظاهر ماهیتی نظامی دارد، اما اهمیت واقعی آن در پیام سیاسی نهفته است؛ پیامی که از تعمیق روابط مسکو و کابل، افزایش پذیرش بینالمللی طالبان و شکلگیری تدریجی ترتیبات امنیتی جدید در آسیای مرکزی حکایت دارد.
همچنین بخوانید:نروژ در پی گشودن قفل انرژی قطب شمال اروپا
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما