از دلِ زخم تا بازسازی؛ روایت بچههای پتروشیمی
اینجا قلب تپنده پتروشیمی ایران است.
وقتی با بچهها حرف میزدم، اشک در چشمهایشان و بغض در گلویشان کاملاً پیدا بود. کار سختی است؛ سختِ سخت… اینکه سالها فقط کار نکنی، بلکه زندگی کنی، بسازی، شب و روز دل بسوزانی تا مردمات در آرامش و آسایش باشند، و بعد یکباره دشمن بیاید و همین قلب زحمتکشیده را زخمی کند.
اما همین بچهها، با چشمهای خیس و صدای بغضدار، قول دادند دوباره بسازند. قول دادند با قدرت برگردند سرِ خط، تا زندگی جریان پیدا کند، چرخها دوباره بچرخد و حالِ دل مردمشان خوب شود.
اینجاست که آدم میفهمد ایران فقط خاک نیست؛ دلِ همین آدمهاست.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما