بازار واقعی نفت با ساعت سیاست حرکت نمی‌کند

تاریخ انتشار: ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

بر اساس گزارشی که Rigzone منتشر کرده، شرکت Rystad Energy هشدار داده است که حتی اگر توافقی میان ایالات متحده آمریکا و ایران حاصل شود، بازگشت بازار فیزیکی نفت به وضعیت عادی بسیار کندتر از چیزی خواهد بود که بازارهای مالی اکنون در قیمت‌ها لحاظ کرده‌اند.

«پائولا رودریگز-ماسیو» تحلیلگر ارشد نفت در رایستاد انرژی تأکید کرده است که بازار معاملات کاغذی و قراردادهای آتی نفت، بلافاصله به اخبار سیاسی واکنش نشان می‌دهد، اما بازار واقعی نفت تابع محدودیت‌های عملیاتی، بیمه‌ای، لجستیکی و امنیتی است و نمی‌تواند هم‌زمان با تحولات سیاسی تغییر مسیر دهد.

به گفته او، حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریو که طی آن تنگه هرمز به‌صورت مرحله‌ای و طی حدود ۳۰ روز بازگشایی شود، بازگشت واقعی حجم صادرات نفت دست‌کم تا ماه ژوئن زمان خواهد برد و رسیدن محموله‌ها به بنادر پالایشی جهان نیز چهار تا شش هفته دیگر پس از آن طول می‌کشد.

رایستاد توضیح داده است که شرکت‌های بیمه دریایی باید مجدداً ریسک منطقه را قیمت‌گذاری کنند، مالکان کشتی‌ها نیازمند اطمینان از دسترسی پایدار و امن هستند و اعتماد تجاری در بازار انرژی نیز طی چند روز بازسازی نمی‌شود. به همین دلیل، فاصله زمانی شش تا هشت هفته‌ای میان «اعلام آتش‌بس» و «عادی شدن واقعی جریان نفت» یک ویژگی ساختاری بازار حمل‌ونقل انرژی محسوب می‌شود، نه یک برآورد محافظه‌کارانه.

در این گزارش همچنین آمده که برخلاف دفعات قبلی، این‌بار چند نشانه مهم وجود دارد که احتمال پیشرفت مذاکرات را افزایش داده است.

نخستین نشانه، تغییر رفتار چین است. وزیر خارجه ایران برای نخستین‌بار از آغاز جنگ به پکن سفر کرده و وزیر خارجه چین نیز به‌صورت علنی خواستار آتش‌بس فراگیر و بازگشایی سریع تنگه هرمز شده است. رایستاد معتقد است چین به دلیل نفوذ گسترده بر درآمدهای نفتی ایران، ابزارهایی در اختیار دارد که واشنگتن فاقد آن‌هاست.

نشانه دوم، توقف موقت عملیات اسکورت کشتی‌های تجاری توسط دولت دونالد ترامپ در تنگه هرمز است؛ اقدامی که از نگاه تحلیلگران، نوعی امتیاز عملیاتی برای کاهش تنش محسوب می‌شود.

نشانه سوم نیز سکوت غیرمعمول سپاه پاسداران درباره پیشنهادهای مطرح‌شده عنوان شده است؛ موضوعی که رایستاد آن را از نظر تحلیلی معنادار توصیف کرده و معتقد است این سکوت می‌تواند نشان‌دهنده بررسی جدی پیشنهادها در سطوح بالای تصمیم‌گیری باشد.

در ادامه، مؤسسه BMI اعلام کرده پیش‌بینی خود از متوسط قیمت نفت برنت در سال ۲۰۲۶ را فعلاً روی ۷۸ دلار در هر بشکه حفظ می‌کند. با این حال، این مؤسسه هشدار داده اگر جنگ چند هفته دیگر ادامه یابد و اختلال در تنگه هرمز تا اواخر ژوئن باقی بماند، قیمت نفت فیزیکی ممکن است به حدود ۹۰ دلار در هر بشکه برسد.

تحلیلگران BMI تأکید کرده‌اند که در چنین شرایطی، بازار باید به‌جای قراردادهای مالی برنت، بیشتر به شاخص «دیتد برنت» توجه کند؛ شاخصی که قیمت واقعی محموله‌های فیزیکی نفت تحویلی را منعکس می‌کند و تصویر دقیق‌تری از وضعیت عرضه واقعی بازار ارائه می‌دهد.

هم‌زمان، شرکت معاملاتی Kudotrade نیز اعلام کرده که قیمت نفت تحت تأثیر امید به کاهش تنش‌ها در حال افت است، اما محدودیت‌های حمل‌ونقل دریایی همچنان پابرجاست و بازار واقعی نفت هنوز با کمبود عرضه روبه‌روست.

 

تحلیل فنی

این گزارش تفاوت بنیادین میان «بازار مالی نفت» و «بازار فیزیکی نفت» را برجسته می‌کند.

بازار مالی نفت عمدتاً شامل قراردادهای آتی، معاملات سفته‌بازانه و انتظارات روانی است. در این بازار، صرف انتشار خبر احتمال توافق سیاسی می‌تواند طی چند ساعت قیمت‌ها را جابه‌جا کند.

اما بازار فیزیکی نفت بر پایه عوامل عملیاتی حرکت می‌کند؛ از جمله:

امنیت مسیرهای کشتیرانی،
دسترسی واقعی به بنادر،
بیمه دریایی،
آمادگی ناوگان نفتکش،
زمان بارگیری و تخلیه،
و ظرفیت پالایشگاه‌ها.

به همین دلیل، حتی اگر تنش سیاسی فوراً کاهش یابد، عرضه واقعی نفت به بازار جهانی با تأخیر زمانی قابل‌توجهی بازخواهد گشت.

نکته مهم دیگر، تفاوت میان «برنت مالی» و «دیتد برنت» است.
برنت مالی بیشتر نمایانگر انتظارات معامله‌گران در بازارهای آتی است، اما دیتد برنت بازتاب‌دهنده قیمت واقعی نفت تحویلی در بازار فیزیکی محسوب می‌شود. در دوره‌های بحران ژئوپلیتیکی، فاصله میان این دو شاخص معمولاً افزایش پیدا می‌کند.

 

تحلیل استراتژیک

گزارش رایستاد نشان می‌دهد که بحران تنگه هرمز صرفاً یک بحران سیاسی نیست، بلکه به یک بحران ساختاری در زنجیره تأمین انرژی جهان تبدیل شده است.

حتی اگر توافق سیاسی حاصل شود، بازار جهانی با چند واقعیت پایدار مواجه خواهد بود:

افزایش دائمی هزینه بیمه نفتکش‌ها،
رشد هزینه حمل‌ونقل انرژی،
احتیاط بیشتر شرکت‌های کشتیرانی،
و تغییر الگوهای ذخیره‌سازی نفت در آسیا و اروپا.

در واقع، بازار جهانی اکنون متوجه شده که امنیت انرژی فقط به تولید نفت وابسته نیست، بلکه به امنیت مسیرهای انتقال نیز وابسته است.

این تحول می‌تواند در بلندمدت موجب تسریع سرمایه‌گذاری در مسیرهای جایگزین صادرات نفت، خطوط لوله دورزننده تنگه‌ها و حتی توسعه ذخایر استراتژیک انرژی در کشورهای مصرف‌کننده شود.

 

تحلیل اجرایی

پیام اصلی این گزارش برای بازار انرژی روشن است:
«اعلام توافق سیاسی» الزاماً به معنای «بازگشت فوری نفت» نیست.

در عمل، بازیگران بازار انرژی اکنون با دو زمان‌بندی متفاوت روبه‌رو هستند:

نخست، زمان‌بندی سیاسی که طی آن اخبار مذاکرات، آتش‌بس یا توافق می‌تواند در چند ساعت منتشر شود.

دوم، زمان‌بندی عملیاتی که طی آن بازگشت واقعی نفت به بازار ممکن است ماه‌ها زمان ببرد.

همین شکاف زمانی می‌تواند موجب تداوم نوسانات شدید قیمت نفت حتی پس از کاهش تنش‌های سیاسی شود.

بازار انرژی همچنین به‌تدریج در حال انتقال تمرکز خود از «ریسک تولید» به «ریسک حمل‌ونقل و دسترسی» است؛ تغییری که اهمیت ژئوپلیتیکی مسیرهای دریایی را بیش از گذشته افزایش می‌دهد.

 

تحلیل سیاسی

تحولات اخیر نشان می‌دهد که بازیگران بین‌المللی اکنون بیش از گذشته نگران پیامدهای اقتصادی ادامه بحران هستند.

موضع فعال‌تر چین بیانگر آن است که پکن دیگر صرفاً ناظر بحران نیست، بلکه به‌دلیل وابستگی شدید به واردات انرژی خلیج فارس، مستقیماً در تلاش برای تثبیت جریان نفت قرار گرفته است.

از سوی دیگر، توقف بخشی از اقدامات نظامی آمریکا در تنگه هرمز نشان می‌دهد که واشنگتن نیز در حال آزمودن مسیر کاهش تنش است؛ زیرا ادامه اختلال در بازار انرژی می‌تواند فشار تورمی و اقتصادی قابل‌توجهی بر اقتصاد جهانی وارد کند.

در مجموع، فضای فعلی نشان‌دهنده شکل‌گیری نوعی «دیپلماسی انرژی‌محور» است؛ وضعیتی که در آن امنیت نفت و ثبات مسیرهای صادراتی، به محور اصلی مذاکرات سیاسی و امنیتی تبدیل شده‌اند.

همچنین بخوانید:چرا امارات از اوپک خارج شد

۵/۵ - (۱ امتیاز)
منبع: rigzone
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.