رونق الانجی آمریکا؛ کاهش هزینه انرژی اروپا و افزایش بهای انرژی در داخل آمریکا
ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ با صادرات رکوردی ۱۱۱ میلیون تن الانجی، جایگاه خود را بهعنوان بزرگترین صادرکننده LNG جهان تثبیت کرد.
رشد تقاضای اروپا و آسیا، همراه با بهرهبرداری از پروژههایی مانند Plaquemines LNG، عامل اصلی این جهش بوده است. بر اساس پیشبینی اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، ظرفیت صادرات LNG آمریکا تا سال ۲۰۲۹ بیش از دو برابر خواهد شد و حدود ۱۳.۹ میلیارد فوت مکعب در روز ظرفیت جدید به شبکه اضافه میشود. پروژههایی مانند Corpus Christi Stage ۳، Delta LNG و CP2 LNG نیز این روند را تا دهه ۲۰۳۰ تقویت خواهند کرد.
در سمت مقابل، تحلیل Wood Mackenzie نشان میدهد که افزایش عرضه جهانی LNG (عمدتاً از آمریکا و قطر) باعث خواهد شد قیمت گاز وارداتی اروپا تا سال ۲۰۳۰ تقریباً نصف سطح سال ۲۰۲۵ شود و سالانه حدود ۴۶ میلیارد دلار صرفهجویی برای صنایع اروپایی ایجاد کند. همزمان، صادرات فزاینده LNG و رشد مصرف مراکز داده هوش مصنوعی در آمریکا، قیمت داخلی گاز را در بازه ۲۰۳۰ تا ۲۰۳۵ به میانگین ۴.۹ دلار بر MMBtu میرساند که حدود ۵۰٪ بالاتر از سطح ۲۰۲۵ است.
این تحول مزیتی که صنایع آمریکا طی بیش از یک دهه از انرژی ارزان برخوردار بودند را کاهش میدهد، در حالی که اروپا با وابستگی روزافزون به LNG آمریکا (۵۷٪ واردات تا اوایل ۲۰۲۶) از کاهش هزینه انرژی منتفع میشود.
تحلیل فنی
۱. عرضه و ظرفیت:
افزایش ۱۳.۹ Bcf/d ظرفیت جدید LNG در آمریکا معادل بیش از یکسوم مصرف فعلی کل اتحادیه اروپا است. این حجم عظیم عرضه، ساختار بازار جهانی گاز را از بازار منطقهای به بازار کاملاً جهانیشده سوق میدهد.
۲. قیمتگذاری و همگرایی بازارها:
اتصال بازار داخلی آمریکا به قیمتهای جهانی LNG باعث میشود مکانیسم Henry Hub دیگر صرفاً بازتاب عرضه و تقاضای داخلی نباشد، بلکه به متغیرهای ژئوپلیتیک و لجستیکی جهانی وابسته شود.
۳. اثر بر شبکه برق:
افزایش قیمت گاز در آمریکا هزینه تولید برق گازسوز را بالا میبرد و ممکن است رقابتپذیری نیروگاههای زغالسنگ را در کوتاهمدت افزایش دهد، که از منظر فنی با اهداف کربنزدایی در تضاد است.
۴. ریسک امنیت عرضه داخلی:
در صورت کند شدن رشد تولید شیل و همزمان افزایش صادرات، احتمال بروز تنگنای عرضه و نوسانات شدید قیمتی وجود دارد که مستقیماً به مصرفکننده و صنایع منتقل میشود.
تحلیل استراتژیک
۱. بازتعریف مزیت رقابتی صنعتی:
آمریکا بهتدریج بخشی از مزیت تاریخی انرژی ارزان خود را از دست میدهد، در حالی که اروپا با کاهش قیمت گاز وارداتی، بخشی از صنایع انرژیبر خود (پتروشیمی، فلزات، شیمیایی) را احیا میکند.
۲. تقویت وابستگی متقابل اقتصادی:
اروپا به تأمینکننده اصلی LNG آمریکا تبدیل شده و این وابستگی، روابط تجاری دو سوی آتلانتیک را از سطح مالی به سطح زیرساختی ارتقا داده است.
۳. رقابت ژئواقتصادی با قطر:
دو بازیگر اصلی عرضه آینده LNG جهان آمریکا و قطر خواهند بود که رقابت آنها نهتنها بر قیمتها، بلکه بر مسیرهای حمل، قراردادهای بلندمدت و نفوذ در بازارهای آسیایی اثر تعیینکننده دارد.
۴. تأثیر بر گذار انرژی:
گاز ارزانتر در اروپا میتواند سرعت کنارگذاری زغالسنگ را افزایش دهد، اما در آمریکا ممکن است گاز گرانتر، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر را از منظر اقتصادی پیچیدهتر کند.
تحلیل اجرایی
رونق LNG آمریکا یک پدیده
دو وجهی است:
از یک سو موتور رشد اقتصادی، ایجاد اشتغال گسترده (نزدیک به ۵۰۰ هزار شغل) و افزایش درآمدهای مالیاتی تا ۱.۳ تریلیون دلار تا سال ۲۰۴۰ محسوب میشود؛ از سوی دیگر با افزایش قیمت داخلی انرژی، فشار مستقیمی بر صنایع و خانوارها وارد میکند. برآورد IECA نشان میدهد هر یک دلار افزایش در قیمت Henry Hub حدود ۵۴ میلیارد دلار هزینه اضافی سالانه به اقتصاد آمریکا تحمیل میکند. این شکاف بین منافع صادراتی و هزینههای داخلی، چالش اصلی سیاستگذاران انرژی آمریکا در دهه آینده خواهد بود.
تحلیل سیاسی
رشد صادرات LNG آمریکا نهتنها یک پروژه اقتصادی، بلکه ابزاری ژئوپلیتیک برای تثبیت نفوذ انرژی در اروپا و مهار رقبای عرضهکننده محسوب میشود. در عین حال، افزایش هزینه انرژی داخلی میتواند به موضوعی حساس در سیاست داخلی تبدیل شود و تعادل میان منافع صادرکنندگان و حمایت از مصرفکنندگان به یکی از محورهای اصلی مناقشات سیاست انرژی در آمریکا بدل گردد.
همچنین در ادامه بخوانید؛ همکاری راهبردی ترکیه و شورون برای توسعه اکتشاف و تولید نفت و گاز
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما