چرخشهای مرگبار در سکان پتروشیمی امیرکبیر: آیا ثبات مدیریتی تنها یک توهم است؟
صنعت استراتژیک پتروشیمی اخیراً شاهد مجموعهای از جابهجاییهای مدیریتی است که نه تنها غیرمنتظره، بلکه بهشدت شتابزده به نظر میرسد.
این وضعیت نگرانکننده، به ویژه در مجتمع پتروشیمی امیرکبیر، اعتبار کل این حوزه را هدف قرار داده است. زمانی که ثبات مدیریتی—که لازمه هر سرمایهگذاری بلندمدت است—تنها در حد یک شعار باقی بماند، نتیجه آن جز سرخوردگی و سردرگمی نخواهد بود.
بررسی دقیقتر تاریخچه اخیر امیرکبیر، عمق این بینظمی را آشکار میسازد. مسیر مدیریتی این مجتمع مسیری پرتلاطم بوده است: از انتصاب سعید صادقی در اردیبهشت ۱۴۰۲، با مدیریتی کمتر از دوسال. پس از صادقی مجید محمدی به نمایندگی از بانک رفاه کارگران در دی ماه سال ۱۴۰۳ سکاندار امیرکبیر میشه. این چرخش، خود نشانهای ازعدم همسویی بود که پس از ۹ ماه، به جای تثبیت، با جایگزینی حسام خوشبینفر ادامه یافت.
اما رکوردشکنی واقعی زمانی ثبت شد که انتصاب خوشبینفر، که خود سوابق قابل قبولی در صنعت پتروشیمی داشت، تنها دو هفته دوام آورد و او ناچار به ترک صندلی مدیریت شد تا علی حیاتی سکان را تحویل بگیرد. این پویایی منفی در کوتاهمدت، این حقیقت را فریاد میزند که مجموعهای از تصمیمات ناهمگون و احتمالاً تحت فشار، در حال رقم زدن این جریانات هستند.
افکار عمومی به حق خواستار شفافیت هستند تا بدانند چه منافعی پشت این تغییرات چندباره و ناگهانی نهفته است. این نوسانات مداوم، نه تنها اجرای برنامههای توسعهای و عملیاتی شرکت را با تهدید روبرو میکند، بلکه موجب سلب اعتماد از مدیران میشود و این پیام غلط را مخابره میکند که هیچ ثبات و تضمینی برای نقشهای کلیدی وجود ندارد. افشای دلایل پشت این جابهجاییهای پی در پی، نخستین گام برای ترمیم اعتبار مخدوش شده این بخش حیاتی از اقتصاد کشور است.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما